جستجو
 بخش‌های ارتباطی اوقات فراغت کوچک کردن
 آخرین مطالب اوقات فراغت کوچک کردن
آخرین عکس (اوقات فراغت کودکان، نوجوانان و جوانان شماره‌ی 41)
داستان پدرم (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 40)
اِی‌اِن‌جی (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 39)
آسمان آریانه (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 38)
نقشی از جان (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 37)
دوست صمیمی (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 36)
سلام شتر! - ارزش دوستی (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 35)
سمفونی میمون (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 34)
سپیده‌دم (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 33)
تغییر تخم‌مرغ (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 32)
َوَردست (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 31)
کودکان در باغ‌وحش (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 30)
اهرام مصر (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 29)
روح (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 27)
ارواح شعبده‌باز (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 26)
اونو بگیرید! (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 25)
مادر (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 24)
روش صحیح (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 23)
داستانی کوتاه‌ از یک روباه و یک موش (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 22)
ناممکن برای کبوتر (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 21)
بازی گِری یا پیرمرد بازنشسته‌ی شطرنج‌باز (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 20)
هدف (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 19)
آه پسر - زندگی پسر فقیر مالزیایی (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 18)
سردار شهید حاج احمد کاظمی - قسمت دوم (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 17)
سردار شهید حاج احمد کاظمی - قسمت اول (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 16)
شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس علی، مهدی و حمید باکری (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 15)
بره‌ای شجاع در جزیره - قسمت اول (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 14)
پروازی بلند (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 13)
اریگامی یا کاغذ و تا (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 12)
دنیا در یک دقیقه! (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 11)
تهدید آرام (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 10)
«ماریزا» الاغ لجوج (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 9)
آخرین گره (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 8)
فقدان روشنایی (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 7)
دکتر سعید کاظمی آشتیانی (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 6)
اروپا و ایتالیا (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 5)
ساعت زنگ‌دار (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 4)
لامپ! (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 3)
چگونه ارتباط نزدیک‌مان را با نوجوانان‌مان حفظ کنیم؟ (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 43)
زمانی که بچه‌ها بدرفتاری می‌کنند (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 42)
تکلیف منزل - امروزه در برابر گذشته (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 41)
یافتن مدرسه‌ی مناسب برای تأمین نیازهای فرزندان‌مان (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 40)
نصایحی برای فرزندان و والدین در مورد آزمون‌ها (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 39)
تجربه در برابر موفقیت (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 38)
چگونه ارتباط‌های بین‌فردی به موفقیت می‌انجامد؟ (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 37)
آیا از نوجوانان‌مان سؤال بپرسیم که ... (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 36)
اهمیت عذرخواهی از نوجوانان (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 35)
آموزش عذرخواهی به نوجوانان با ذکر مثال (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 34)
خودتنظیمی به‌عنوان پیش‌بینی‌کننده‌ی موفقیت (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 33)
چگونه والدینی خودآگاه باشیم؟ (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 32)
ارتباط برقرار کردن با نوجوانان (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 31)
آموزش خودکنترلی به بچه‌ها (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 30)
اعتماد به فرزندان 8 الی 12 ساله‌ی‌مان برای تصمیم‌گیری صحیح (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌
نکته‌هایی برای ارتقای نوجوانان‌مان (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 28)
فواید درگیر بودن بچه‌ها با فعالیت‌های مثبت (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 27)
تصمیم‌گیری نوجوان در برابر تصمیم‌گیری بزرگسال (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 26)
تصمیم‌گیری مناسب برای نوجوانان (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 25)
نوجوانان و تصمیم‌‌گیری مناسب (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 24)
آموزش مسؤولیت‌پذیری به فرزندان‌مان (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 23)
آموزش مستقل بودن به فرزندان‌مان (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 22)
چگونگی ایفای نقش برای تصمیم‌گیری‌های بهتر (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 21)
رقابت سالم (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 20)
سخنی درباره‌ی رقابت (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 19)
کمک به فرزندان 9 الی 12 ساله در جهت رشد مهارت‌های تفکر انتقادی (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شم
چگونه یک مربی بزرگ باشیم؟ (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 17)
آموزش بخشندگی به فرزندان‌مان (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 16)
توسعه‌ی مهارت‌های تصمیم‌گیری (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 15)
آداب رفتاری خوب برای فرزندان (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 14)
رعایت آداب رفتاری احترام محسوب می‌شود (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 13)
نکته‌هایی برای آموزش آداب رفتاری (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 12)
آموزش همدلی (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 11)
اعمال ارزش‌های خانوادگی (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 10)
ایجاد ارزش‌های خانوادگی (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 9)
اِعمال تدریجی ارزش‌های خوب در فرزندان‌تان (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 7)
شش عادت افراد همدل (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 6)
پنج پیام پدر و مادر مثبت بودن (اوقات فراغت خانواده شماره‌ی 5)
مدیریت دانش و عملکرد فرایند - دلالت‌های عملی - قسمت دوم (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 54)
مدیریت دانش و عملکرد فرایند - دلالت‌های عملی - قسمت اول (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 53)
چطور در کارهایی که به آن‌ها اهمیت می‌دهیم بهتر شویم؟ (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 51)
چگونه درس‌های آموخته شده را در پایان یک پروژه جذب کنیم؟ (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 50)
چارلی چاپلین در عصر جدید (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 49)
مربی‌گری چیست؟ (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 48)
مدیریت دانش سازمانی - شناساندن و حذف نرم‌افزاری کارمندان (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 47)
نمودار مثلثی دانش فرایند و نرم‌افزارهای مدیریت دانش (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 46)
طوفان ذهنی؛ روشی صحیح، منصفانه، پسندیده و اخلاقی (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 45)
مقدمه‌ای بر یادگیری مؤثر درس‌ها (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 44)
سازمان‌های یادگیرنده - اهمیت مدیریت دانش (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 43)
مدیریت دانش برای تمام نسل‌ها (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 42)
مقدمه‌ای بر استقرار سیستم مدیریت دانش در سازمان‌ها (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 41)
سیستم مدیریت دانش - ایجاد تجربه‌ای بهتر برای مشتریان (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 40)
نمونه‌ای از کارکرد نرم‌افزارهای مدیریت دانش - افزایش کارایی در سازمان‌ها (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی
مدیریت دانش - افراد، فرایندها و فناوری‌ها (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 38)
ملاقات «باری» و «سامی» (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 37)
سیستم فکر کردن - پنگوئن‌ها و شیرماهی‌ها در یک کوه یخی (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 36)
آن‌چه می‌دانیم کشف کنیم! (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 35)
سهم‌گذاری توانمندی، سرمایه و ثروتی به‌نام دانش (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 34)
گاری - چهار نوع اعضای یک تیم (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 33)
برف و بهمن - مدیریت دانش و خطر (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 32)
بحث گروهی صحیح مطابق با مدل دینامیک گروهی «بروس تاکمن» (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 31)
گم کردن هدف - تعیین اهداف شخصی (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 30)
آیا می‌خواهیم بیش‌تر نواور باشیم؟! - خلاقیت در ایجاد صدای رعد و برق (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 29)
فرمانروایان مقدس - فرمانروایی حضرت داوود(علیه‌السلام) - خلاقیت در فتح اورشلیم (معرفی فیلم مدیریتی شم
فرانکی (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 28)
چگونگی تأثیر تعهد شغلی بر کسب و کار (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 27)
یک گردش خوب - نورمن ویزدم - خلاقیت، احساس مسؤولیت و سماجت در پیگیری وظایف (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌
قهوه و استراتژی - مجموعه‌ای از راهکارها برای دستیابی ‌به مزیت رقابتی (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 25)
اعتقاد به خشنودی (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 24)
بازسازی روحیه‌ی تعهد در کارمندان (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 23)
مستر بین و خلاقیت در شناسایی سارق (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 22)
درس‌های مدیریتی از مسابقه‌ی لاک‌پشت و خرگوش (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 21)
سبک مدیریت و فرهنگ‌سازی حضرت یوسف(علیه‌السلام) ارشاد معنوی در سایه‌ی تدابیر مادی (معرفی فیلم مدیریتی
سبک مدیریت و فرهنگ‌سازی حضرت یوسف(علیه‌السلام) - تعامل صادقانه با مردم (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 1
سبک مدیریت و فرهنگ‌سازی حضرت سلیمان(علیه‌السلام) - صلابت در رهبری (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 18)
سبک مدیریت و فرهنگ‌سازیحضرت سلیمان(ع) - ایفای نقش آرام‌بخشی (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 17)
شش عادت افراد همدل (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 16)
فرهنگ‌سازی در مترو - پلکان یا پله‌ی برقی (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 15)
بسته‌بندی شکلات (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 14)
لحظه‌ی سرنوشت‌ساز راست‌گویی (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 13)
درست‌کاری چیست؟! (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 11)
از طریق نمودار سازمانی‌تان تأثیرگذاری بیش‌تری داشته باشید! (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 10)
یک طاووس در سرزمین پنگوئن‌ها - نواوری و شهامت (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 12)
 مهارت‌های مورد نیاز مدیران فرهنگی کوچک کردن
 ابزارهای مدیریتی کوچک کردن
 اوقات فراغت کوچک کردن
 دانلود کتاب خانواده - ایرانی کوچک کردن
 دانلود کتاب خانواده - خارجی کوچک کردن
 کاربران آنلاین کوچک کردن
افراد آنلاين افراد آنلاين:
بازدیدکنندگان بازدیدکنندگان: 53
اعضا اعضا: 0
کل کل: 53

 فعالیت‌هایی برای رشد مهارت‌های اجتماعی در اردو و اردوگاه - قسمت هفتم - تلاش کردن به‌منظور کسب
تجربه (طراحی برنامه‌ها و فعالیت‌های شماره‌ی 16)
کوچک کردن
فعالیت‌هایی برای رشد مهارت‌های اجتماعی در اردو و اردوگاه - قسمت هفتم - تلاش کردن به‌منظور کسب
تجربه (طراحی برنامه‌ها و فعالیت‌های شماره‌ی 16)
طراحي برنامه‌ها و فعاليت‌ها
از جمله‌ی فعالیت‌های مناسب در طبقه‌ی «تلاش کردن به‌منظور کسب تجربه» (Try it Out) - که موجب آموزش مهارت‌های اجتماعی در زمینه‌ی گفتگوهای متقابل در شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه می‌شود - می‌‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:
- فعالیت‌های آغازین (Starters)؛
- بالاتر از اوج (Over the Top)؛
- هم‌اکنون دوباره آن را یاداوری کنید! (Now Say it Again)؛
- همه با هم (All Together).






فعالیت‌هایی برای رشد
مهارت‌های اجتماعی در اردو و اردوگاه
قسمت هفتم - تلاش کردن به‌منظور کسب تجربه
 .  .


 مترجم:
محمد ابراهيم عليمرداني
 منبع:
اين مطلب ترجمه‌اي است از:
Hutchings, Sue; Comins, Jayne; Offiler, Judy; "The Social Skills Handbook: Practical Activities for Social Communication"; Speechmark Publishing Ltd; 1991.
. . .

 .

خلاصه‌‌ي مطالب
 سه عامل اصلی وجود دارد که موجب می‌شود به ارتباط نیاز داشته باشیم: شخصیت (Identity)، کنترل (Control) و پذیرفته شدن (Acceptance).
 مهارت‌های اجتماعی (Social Skills) عبارت است از: توانایی برقراری ارتباط (Communication)، ترغیب به انجام امری (Persuade) و عمل متقابل با دیگر اعضای جامعه بدون تعارض غیرضروری (Interact) یا عدم هماهنگی (Undue Conflict).
 موارد ذیل را می‌توان از جمله‌ی ویژگی‌های اصلی ارتباط برشمرد: - ارتباط، عملی ارادی به‌سمت هدفی عمدی است؛ - ارتباط می‌تواند تعیین‌کننده‌ی این امر باشد که فرد بر زمان (When)، فاعل (Who) و چگونگی (How) ارتباط متقابل تأثیرگذار است؛ - در گستره‌ای از موقعیت‌های ارتباطی به مهارت‌های مختلف و متناسب در زمینه‌ی ارتباط‌های اجتماعی (Adaptable Different Social Communication Skills) نیاز است و ممکن است بسته به عوامل بین‌فردی (Interpersonal Factors)، محیطی (Environmental Factors) یا فرهنگی (Cultural Factors)، تنوع داشته باشد؛ - زبان بدن و زبان کلامی صحیح و - تمرین و تقویت مثبت.
 ارتباط می‌تواند با بهبود مهارت‌های اجتماعی و با تمرین و تقویت مثبت متحمل رشد شود.
 یادگیری یک مهارت ارتباطی جدید، نیازمند تمرین است؛ تمرین مفیدی که در آن تلاش شود یادگیرندگان سازگاری یا تفوق یابند (Emulate) و فرصت‌هایی برای تمرین یک سلسله مراحل برای آنان فراهم شود که همراه با پشتیبانی (Support) و تشویق و دلگرمی (Encouragement) باشد.
 اگر بخواهیم به مدلی جهت یادگیری مهارت‌های ارتباطی بپردازیم می‌توانیم از مراحل ذیل اشاره کنیم: مرحله‌ی اول - نشان دادن (Demonstration)؛ مرحله‌ی دوم - تمرین دادن (Practice)؛ مرحله‌ی سوم - ارائه‌ی رهنمود (Guidance) و - مرحله‌ی چهارم - ارائه‌ی بازخورد (Feedback).
 شایستگی اجتماعی کلمه‌ای است که اساساً از مهارت‌ها، دانش‌ها و نگرش‌ها تشکیل یافته است و موجب می‌شود یک فرد با عملکرد اجتماعی (Social Performance) زمانی که در زمینه‌های متفاوت (Different Contexts) قرار می‌گیرد سازگاری داشته باشد.
 انتظار انسانی از ارتباط با دیگران با یک غریزه‌ی اجتماعی و ذاتی سوق داده می‌شود. نیاز به شناخت اجتماعی با دیگران (Identify Collectively with Others) وجود دارد و ارزش‌ها (Values) در مفهوم جامعه قرار داده می‌شود.
 رفتار انسان عمدتاً با مشاهده‌ی دیگران و پیروی از مثال‌شان کسب می‌شود.
 انسان‌ها می‌توانند مبانی کلیدی و مهمی از یک مهارت را جداسازی کنند و آن را در موقعیت‌های جدید و موقعیت‌های دیگری به‌کار برند که خود آغازگر و مبتکر آن باشند (Another Novel and Self- Initiated Situation)..
 انسان‌ها اساساً با یک نیازی هدایت می‌شوند که توسط دیگران تقدیر از آن‌ها صورت گیرد و این امر با به‌رسمیت شناختن به اشکال ذیل تحقق می‌یابد: جسمی یا فیزیولوژیکی.
 افراد دارای توانایی تأثیرگذاری کامل نسبت به پاسخ‌های‌شان در موقعیت‌های اجتماعی (Social Situations) هستند.
 انسان‌ها به‌عنوان افراد دارای ظرفیت توسعه‌ی نفس (Self- Development) و دستیابی به حداکثر توانایی‌های‌شان به‌عبارت دیگر خودشکوفایی (Self- Actulization) هستند.
 تعلق (Belonging) و ارتباط (Relation) با دیگران از نیازهای بنیادین انسان محسوب می‌شوند. کسب مهارت‌ها با تمثیل از دیگران بسیار تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد. انگیزش (Motivation) یک عامل مهم برای آغاز عمل است. بازخورد گرفتن، عاملی مهم برای یادگیری پیشرفت و حفظ آن‌چیزی است که آموخته می‌شود.
 اگر بخواهیم از فواید کار گروهی (Group Work) نام ببریم می‌توانیم به موارد ذیل اشاره داشته باشیم: - فراهم آوردن پشتیبانی از اعضای گروه (Providing Peer- Group Support)؛ - ارائه‌ی مدل‌های نقش متنوع (A Variety of Role Models)؛ - تسهیل در استفاده‌ی ضروری و فوری از مهارت‌ها (Facilitates Immediate Use of Skills)؛ - تأمین منبع قدرتمندی در ارائه‌ی بازخورد و تقویت (Reinforcement) و - استفاده‌ی مؤثر از منابع و سرمایه‌ها (Resources) و هم‌چنین تسهیلات (Facilities).
 اندازه‌ی بهینه‌ی اعضای یک گروه بین 5 تا 12 نفر است.
 گروه‌های کوچک می‌توانند کمک کنند اعتماد و مشارکت بین اعضا توسعه یابد.
 اگرچه مدل هماهنگ عمومي بروس تاكمن (Bruce Tuckman) راهنمایی توصیفی از فرایندهای گروهی محسوب نمی‌شود مراحل ارائه شده در این مدل، چهارچوبی مفید است که می‌تواند کمک کند مسائل کلیدی و مهمی که باید رهبران گروه به آن اشاره کنند برجسته شود.
 مدل هماهنگ عمومي بروس تاكمن از پنج مرحله صحبت می‌کند: مرحله‌ی اول - تشکیل گروه (Forming)؛ مرحله‌ی دوم - تغییر ناگهانی (Storming)؛ مرحله‌ی سوم - به‌شکل عادی درآمدن (Norming)؛ مرحله‌ی چهارم - اجرا و تکمیل (Performing) و مرحله‌ی پنجم - اصلاح کردن (Adjourning or Ending or Reforming).
 در مرحله‌ی تشکیل گروه (Forming)،‌ شاهد احساس‌های ذیل در اعضای گروه خواهیم بود: - اضطراب (Anxiety)، عدم قطعیت و آسیب‌پذیری (Vulnerability) - اعتماد (Reliance) به رهبر گروه.
 اهداف رهبر گروه در مرحله‌ی تشکیل گروه عبارت است از: - توضیح در مورد اهداف گروه (Purpose of Group)؛ - ایجاد اعتماد مجدد (Reassure) و پشتیبان بودن (Being Supportive)؛- قدردانی از ترس‌ها و دلواپسی‌ها (Apprehension).
 مسؤولیت‌های رهبر گروه در مرحله‌ی تشکیل گروه عبارت است از: اول - شناساندن شاخص انتخاب گروه (Identify a Selection Criteria for the Group)؛ دوم - انتخاب روش‌های ارزیابی مناسب (Appropriate Assessment Methods) به‌منظور اقدام به رفتار به‌شکل فردی یا گروهی؛ سوم - تصمیم‌گیری در مورد طراحی برنامه‌ی ارتباط اجتماعی (Social Communication Programme)؛ چهارم - برنامه‌ریزی جلسه‌ی اول.
 برای تحقق دومین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی تشکیل تیم - که عبارت است از: انتخاب روش‌های ارزیابی مناسب به‌منظور اقدام به رفتار به‌شکل فردی یا گروهی - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد: - مشاهده‌ی فعالیت‌های افراد گروه؛ - استفاده از سیاهه‌های مقابله‌ای (Checklists)، شاخص‌های رتبه‌بندی (Rating Scales) و تکنیک‌های خود پایشی یا نظارت بر خود (Self- Monitoring Techniques)؛ - انجام امور به‌شکل مشارکتی؛ - مصاحبه‌ی چهره‌به‌چهره؛ - اقدام کردن به ایفای الگوی نقش (Role- Play Enactments).
 برای تحقق سومین مسؤولیت‌ رهبر گروه - که عبارت است از: تصمیم‌گیری در مورد طراحی برنامه‌ی ارتباط اجتماعی (Social Communication Programme) - می‌توان به اتخاذ رویکردهای ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد: - رویکرد ساختاریافته (Structured Approach)؛ - رویکرد نیمه‌ساختاریافته (Semi- Structured Approach)؛ - رویکرد فاقد ساختار (Unstructured Approach).
 برای تحقق چهارمین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی تشکیل تیم - که عبارت است از: برنامه‌ریزی جلسه‌ی اول - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد: - بررسی محل ارائه‌ی تسهیلات؛ - ارائه‌ی راهبردهای کار گروهی؛ - فراهم آوردن رهنمودهای شفاف و آغازین برای اعضای گروه؛ - ارائه‌ی رهنمود و آگاه کردن از فعالیت‌هایی که باید انجام شود؛ - برنامه‌ریزی و ارائه‌ی توضیح در مورد محتوای برنامه‌ها؛ - شفاف‌سازی در مورد قوانین (Rules)؛ - کاستن اضطراب و اطمینان‌افرینی (Allay Anxieties and Providing Reassurance)؛ - تشویق کردن به حضور فعال در گروه (Encourage Active Participation)؛ - اطمینان یافتن از حداقل ارتباط مورد نیاز در گروه بین افراد.
 اهداف رهبر گروه در مرحله‌ی تغییر ناگهانی عبارت است از: - برقرار کردن محدودیت‌ها (Establish Limits)؛ - شفاف‌سازی و پاسخگویی به نیازهای افراد..
 مسؤولیت‌های رهبر گروه در مرحله‌ی تغییر ناگهانی عبارت است از: اول - انتخاب بهترین روش‌های یادگیری مناسب (The Most Appropriate Learning Methods) برای گروه؛ دوم - شفاف‌سازی در مورد نقش اعضا و هم‌چنین رهبران گروه.
 اهداف رهبر گروه در مرحله‌ی به‌شکل عادی درامدن عبارت است از: - پرورش روحیه‌ی انسجام (Cohesion)؛ - پیوند برقرار کردن بین ایده‌ها (Ideas) و خواسته‌ها (Wishes) تا عمل (Action)؛ - دست‌یافتنی و واقعی نگه داشتن اهداف (To Keep Targets Achievable and Realistic).
 مسؤولیت‌های رهبر گروه در مرحله‌ی مرحله‌ی به‌شکل عادی درامدن عبارت است از: اول - تسهیل در انسجام‌ گروهی (Facilitate Group Cohesion)؛ دوم - تسهیل در مشارکت گروهی (Facilitate Group Co- Operation).
 برای تحقق اولین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی به‌شکل عادی درآمدن - که عبارت است از: تسهیل در انسجام‌ گروهی می‌توان به اقدام‌های ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد: - فراهم آوردن بازخورد (Feedback) و تشویق و دلگرمی (Encouragement) برای همکاری‌های به‌خصوص؛ - بحث کردن درباره‌ی موضوع‌هایی نظیر: حضورهای نامنظم و تعارض‌ها بین اعضای گروه؛‌ - برنامه‌ریزی شروع‌ و پایان‌های تعریف شده برای هر جلسه.
 برای تحقق دومین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی به‌شکل عادی درآمدن - که عبارت است از: تسهیل در مشارکت گروهی می‌توان به اقدام‌های ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد: - تأکید بر مشارکت فعال؛ - سپاسگزاری از همه‌ی اعضای گروه؛ - آماده شدن برای تکرار توضیح‌ها و راهنمایی‌ها؛ - استفاده از گستره‌ای از روش‌های یادگیری.
 اهداف رهبر گروه در مرحله‌ی اجرا و تکمیل عبارت است از: - تشویق شرکت‌کنندگان در فعالیت‌ها؛ - ایجاد تسهیلات برای حل‌ سازنده‌ی مشکلات؛ - انعطاف‌پذیر و پاسخگو بودن در برابر نیازهای افراد (To Remain Flexible and Responsive to Individual Needs).
 مسؤولیت‌های رهبر گروه در مرحله‌ی اجرا و تکمیل عبارت است از: اول - بهره‌برداری از پیوند برقرار کردن بین تجربه‌های افراد گروه برای ایجاد دلگرمی در استفاده از مهارت‌ها در زمینه‌ی وسیع‌تر اجتماعی (In a Wider Social Context)؛ دوم - تشویق کردن به تعمیم مهارت‌ها (Encourage the Generalization of Skills).
 اهداف رهبر گروه در مرحله‌ی خاتمه یافتن یا اصلاح کردن عبارت است از: - اجازه دادن به افراد به ترک گروه؛ - حفظ انسجام و تعهد گروهی (To Maintain Group Cohesion and Commitment)؛ - تسهیل در پایان دادن همراه با یاداوری موارد مثبت و سازنده.
 مسؤولیت‌های رهبر گروه در مرحله‌ی خاتمه یافتن یا اصلاح کردن عبارت است از: اول - شناسایی روش‌های مناسب برای ارزشیابی از نتایج (Identify Appropriate Ways of Evaluating the Outcome)؛ دوم - شناسایی روش‌های مناسب برای پیگیری (Identify Appropriate Methods of Follow- up)؛ سوم - بهره‌گیری از روش‌های اتحاد و همکاری که منجر به ارتقای استفاده‌ی مستمر از مهارت‌ها می‌‌شود.
 برای تحقق اولین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی خاتمه یافتن یا اصلاح کردن - که عبارت است از: شناسایی روش‌های مناسب برای ارزشیابی از نتایج - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد: - ارزیابی مجدد (Re- Assessment)؛ - به‌دست آوردن بازخورد (Feedback) از خانواده و بستگان و دیگر اعضای گروه؛ - دستیابی به اهداف شفاف و معین (Clearly Specified Targets).
 برای تحقق دومین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی خاتمه یافتن یا اصلاح کردن - که عبارت است از: شناسایی روش‌های مناسب برای پیگیری - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد: - شناسایی یک فرد ارتباطی یا یک کارمند مرتبط (Identify a Contact Person/ Link Worker)؛ - برگزاری جلسه‌ای برای پیگیری بررسی‌های انجام شده؛ - فراهم آوردن یک دوره‌ی جدید و اصلاح‌یافته از فعالیت‌های گروهی.
 برای تحقق سومین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی خاتمه یافتن یا اصلاح کردن - که عبارت است از: بهره‌گیری از روش‌های اتحاد و همکاری که منجر به ارتقای استفاده‌ی مستمر از مهارت‌ها می‌‌شود - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد: - بهره‌مندی از تجربه‌های ارتباطی به‌عنوان مثال: الگوهای نقش مناسب و واقعی (Relevant and Realistic Role- Plays) و گستره‌ای افراد درگیر کار گروهی؛ - فراهم آوردن فرصت‌های تجربی بی‌شمار نظیر: فعالیت‌های دست‌گرمی (Warm- ups) و سایر فعالیت‌ها، الگوی نقش، تکالیف منزل؛ - بهره‌مندی از اصول تکرار و تقویت مهارت‌ها آن‌هم به‌اندازه‌ای کافی و تأکید بر نکته‌های مهم برای موفقیت؛ - اطمینان یافتن از این امر که اعضای گروه بر سودمندی ارتباط‌های اجتماعی در جامعه احترام می‌گذارند و این امر را درک کرده‌اند که چرا نباید فقط بر کیفیت این ارتباط‌ها تمرکز کنند.
 مهارت‌های اصلی ارتباط اجتماعی (Basic Social Communication Skills) عبارت است از رفتارهای معمولی است که یک فرد را قادر می‌کند از لحاظ اجتماعی با دیگر افراد همراه شود.
 مهارت‌های اصلی ارتباط اجتماعی، چهارچوبی از مهارت‌ها است که می‌تواند با گذشت زمان با تمرین‌های معمول رشد کند. افراد می‌توانند به‌سمت کسب مهارت‌های پیچیده‌تری رشد کنند.
 همانند یادگیری قواعد گرامر همیشه استثناهایی در قوانین و موقعیت‌های اجتماعی ویژه وجود دارد که پاسخ‌های منحصر به فرد می‌طلبد.
 ارتباط متقابل چشمی مناسب بین دو نفر ناآشنا و غریبه از الگوی ذیل تبعیت می‌کند: - ارتباط چشمی مختصر؛ - نگاه کردن مختصر به اطراف؛ - ارتباط چشمی دوباره؛ - ارائه‌ی یک پاسخ.
 ارتباط چشمی عمیق و طولانی‌مدت با خیره شدن کنجکاوانه و ثابت و مستقیم همراه است.
 ارتباط چشمی ثابت و مستقیم اگر با عصبانیت همراه باشد خصمانه و تجاوزگرایانه تلقی می‌شود.
 ارتباط چشمی خوب: - راهنمایی برای تنظیم سرعت و هماهنگی در گفتگوهای متقابل است و به این امور کمک می‌کند؛ - علامت راهنما برای تبادل کلام‌ است؛ - بیانگر نوبت افراد در گفتگوهای متقابل است.
 ژست خوب: - موجب ایجاد علاقه و دلبستگی به آن‌چیزی می‌شود که در حال بیان آن هستیم؛ ژست خوب، امواج و نمایش‌های هیجان‌انگیزی و رنگینی به مطلب می‌افزاید؛ - به آهنگ گفتگوی متقابل کمک می‌کند و تأکیدهای احساسی را بدان می‌افزاید. به‌عنوان مثال می‌توان به کوبیدن پا در هنگام عصبانیت اشاره کرد.
 یک وضعیت بدنی شفاف، مطمئن و هشداردهنده (An Open, Confident and Alert Posture): - بیانگر تمایل به نزدیک شدن و ارتباط برقرار کردن است؛ - افراد را قادر می‌کند به‌صورت چهره‌به‌چهره، با چهره و خیره شدن و قرار دادن بدن در برابر دیگری، ارتباط متقابل با یکدیگر داشته باشند.
 ارتباط نزدیک‌تر برای گسترش ارتباط از فاصله‌ی اجتماعی (Social Distance) تا حریم شخصی (Intimate Distance) مناسب است.
 هدف از برقراری تماس مناسب، تحقق موارد ذیل است: - سلام و علیک کردن و خوشامدگویی؛ - خداحافظی کردن؛ - تبریک گفتن؛ - راهنمایی کردن.
 هدف از ظاهر خوب تحقق موارد ذیل است: - اولین اثر از ظاهر یک مربی دارای تأثیر بسیاری است؛ آن‌هم زمانی که در حال شکل‌گیری اولین آثار خود بر روی مخاطبان است؛ - لباس پوشیدن به‌گونه‌ای که افراد با نقش‌های ویژه معمولاً بر تن می‌کنند (Dressing the Part) انتقال‌دهنده‌ی تمایل به هماهنگی و انسجام (Fit in) و ارتباط با دیگران (Be Involved) است.
 شنیدن خوب در موارد ذیل محقق می‌شود: - وجود شنونده‌ی مؤثر؛‌ - زبان بدن مناسب؛ - آگاه بودن از زبان دیگران.
 آغاز و حفظ ارتباط خوب، یک نقطه‌ی آغازین است که ممکن است یک علاقه‌ی مشترک (Shared Interest) یا یک تجربه‌ی مشترک (Common Experience) باشد.
 توسعه‌ی یک ارتباط خوب: - حفظ و نگهداری یک تعادل بین نزدیکی و سهم‌گذاری(Fit) است تا به تفاوت‌های افراد احترام بگذارد؛ - اگر می‌خواهد تحقق یابد نیازمند کمی تعهد(Commitment) و اشتیاق به تداوم آن است.
 خودآشکارسازی خوب: - فراهم‌آورنده‌ی فرصتی برای کشف بنیان درک متقابل شامل: علایق و تجربه‌های مشترک قبل یا در حال‌حاضر است؛ - خودآشکارسازی متقابل (Mutual Self- Disclosure) کمک می‌کند اعتماد رشد یابد و پیش‌برنده‌ی ارتباط‌های شخصی‌تر و شفاف‌تر محسوب می‌شود.
 همدلی و هم‌حسی خوب عبارت است از: - ملاحظه‌ی صمیمی دیگران و تمایل به احترام قایل شدن برای نقطه‌نظرهای دیگران؛ - توانایی تسهیل در ارتباطی شفاف‌تر و مطمئن‌تر.
 نگرش مثبت خوب: - انتقال‌دهنده‌ی احساس ارزشمند بودن که با درک به‌دست می‌آید و احساس این‌که فرد اهمیت دارد؛ - ارائه‌ی بازخورد مثبت به دیگران می‌تواند به وسعت بخشیدن به حلقه‌‌ی اجتماعی (Social Circle) منتهی شود و فرصتی برای ایجاد دوستی‌های بیش‌تر محسوب می‌شود.
 فعالیت‌های عملی بسیاری وجود دارد که با آن می‌توان مهارت‌های اجتماعی را در شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه آموزش داد.
 فعالیت‌های عملی برای آموزش مهارت‌های اجتماعی در اردو و اردوگاه را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: - فعالیت‌های نگاه کردن و شنیدن (Looking and Listening) و فعالیت‌های ابراز احساس‌ها ((Saying How You Feel.
 موارد ذیل را می‌توان از جمله‌ی اهداف فعالیت‌های «نگاه کردن و شنیدن» برشمرد: - افزایش آگاهی‌های اعضای گروه از افراد، مکان‌ها و رسومی که موجب ایجاد جامعه‌ی ویژه‌ای از آن افراد می‌شود؛ - تشویق اعضای گروه به شناسایی سبک‌های ارتباطی در افراد.
  از جمله‌ی فعالیت‌های مناسب در طبقه‌ی «نگاه کردن و شنیدن حرف‌های خودمان» (Looking and Listening to Ourselves) - که موجب آموزش مهارت‌های اجتماعی در زمینه‌ی گفتگوهای متقابل در شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه می‌شود - می‌‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: ارتباط‌های من (My Relationship)؛ خوب و بد (The Good and the Bad)؛ نقشه‌ها (Maps)؛ تجربه‌ی من (My Experience).



 .


مقدمه
 مهارت‌های اجتماعی (Social Skills) عبارت است از: توانایی برقراری ارتباط (Communication)، ترغیب به انجام امری (Persuade) و عمل متقابل با دیگر اعضای جامعه بدون تعارض غیرضروری (Interact) یا عدم هماهنگی (Undue Conflict).



چرا به ارتباط نیاز داریم؟
سه عامل اصلی وجود دارد که موجب می‌شود به ارتباط نیاز داشته باشیم:

 شخصیت (Identity)
شخصیت پیامدهای ذیل را در زمینه‌ی ارتباط به‌همراه خواهد داشت:

 ایجاد احساس تعلق (Belonging) به یک گروه خاص؛
  ایجاد احساس سهیم بودن (Involvement) و تأیید (Acknowledgement).
 کنترل (Control)
کنترل پیامدهای ذیل را در زمینه‌ی ارتباط به‌همراه خواهد داشت:
توانایی آغاز کردن به یک عمل و پاسخ دادن به دیگران؛
توانایی تعیین این امر که با چه فردی صحبت می‌کنیم و چه می‌گوییم.
 پذیرفته شدن (Acceptance)
پذیرفته شدن پیامدهای ذیل را در زمینه‌ی ارتباط به‌همراه خواهد داشت:

 تمایل به دوست شدن (Make Friends) و دوست داشته شدن (To Be Liked)؛
 تمایل به سازگار شدن (Fit) و پذیرفته شدن (To Be Accepted).



 
ویژگی‌های اصلی ارتباط
موارد ذیل را می‌توان از جمله‌ی ویژگی‌های اصلی ارتباط برشمرد:
 ارتباط، عملی ارادی به‌سمت هدفی عمدی است.
به‌عنوان مثال می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

 هدف کوتاه‌مدت
سؤال از فردی در خیابان برای یافتن مسیر حرکت؛
 هدف درازمدت
برنامه‌ریزی و سازماندهی تعطیلات.

 ارتباط می‌تواند تعیین‌کننده‌ی این امر باشد که فرد بر زمان (When)، فاعل (Who) و چگونگی (How) ارتباط متقابل تأثیرگذار است. به‌عنوان مثال: برقرار کردن یک ارتباط تلفنی و سازماندهی یک ملاقات با یکی از خویشاوندان.
 در گستره‌ای از موقعیت‌های ارتباطی به مهارت‌های مختلف و متناسب در زمینه‌ی ارتباط‌های اجتماعی (Adaptable Different Social Communication Skills) نیاز است و ممکن است بسته به عوامل بین‌فردی (Interpersonal Factors)، محیطی (Environmental Factors) یا فرهنگی (Cultural Factors)، تنوع داشته باشد. به‌عنوان مثال: می‌توان به رفتن به یک اردو اشاره کرد.

 موقعیت غیررسمی
در گوشه‌ای از اردوگاه و در جمع گروه کوچکی از افراد نشستن و صحبت کردن همراه با لباس عادی که به‌طور اتفاقی انتخاب شده است؛
 موقعیت رسمی
معرفی شدن به دیگران توسط مربیان همراه با لباسی که هوشمندانه انتخاب شده است.






جدول 1 - هدف از ارتباط اجتماعی.

زبان بدن

زبان کلامی

مهارت‌های غیرکلامی

مهارت‌های کلامی

تکمیل می‌کند.

ارتباط برقرار می‌کند.

بیانگر آن‌چیزی است که گفته می‌شود.

انتقال‌دهنده‌ی اطلاعات، حقایق، عقاید و احساس‌ها است.

تأکید می‌کند.

شفاف‌سازی می‌کند.

بر کلمه‌ها یا عبارت‌ها تأکید می‌کند.

طبیعت ارتباط تأییدکننده‌ی موقعیت و نقش حضار است.

راهنمایی می‌کند.
بیان‌کننده‌ی رعایت نوبت در گفتگوها است..

راهنمایی می‌کند. شامل قوانین پذیرفته شده‌ی اجتماعی برای گفتگو است؛ از زمان، فاعل و چگونگی گفتگو صحبت می‌کند.

جایگزین می‌کند. بیان نمادین کلمه‌ها یا عبارت‌های گفته شده ریشه‌های موارد تشریفاتی بخشی از میثاق اجتماعی است.

به‌تمامی محقق می‌کند. تأمین‌کننده‌ی نیازهای مورد درخواست انسانی است که مورد پسند دیگران بوده و برای ایجاد دوستی‌ها است.


 زبان بدن و زبان کلامی صحیح
ویژگی دیگر ارتباط آن است که با یک ارتباط متقابل و مؤثر (Effective Interaction) همراه می‌شود که به صحیح بودن زبان بدن (غیرکلامی) (Body Language) و زبان کلامی (Verbal Language) بستگی دارد. به‌عنوان مثال: تعریف و تحسین کردن به‌منظور بیان واقعی و دقیق (Sound Genuine Expression) و هم‌چنین حالت چهره (Facial Expression) و موقعیت بدنی متناسب با آن‌چه در حال بیان آن هستیم.
 تمرین و تقویت مثبت
ارتباط می‌تواند با بهبود مهارت‌های اجتماعی و با تمرین و تقویت مثبت متحمل رشد شود. به‌عنوان مثال: در یادگیری یک ارتباط تلفنی، مراحل مختلفی وجود دارد که می‌تواند شناسایی شود و تمرین در هر مرحله به‌صورت مجزا انجام شود (جدول 1) [هارگی و غیره؛ 1363 شمسی (1984 میلادی)]. 



کسب مهارت‌های ارتباطی، اجتماعی
یادگیری یک مهارت ارتباطی جدید، نیازمند تمرین است؛ تمرین مفیدی که در آن تلاش شود یادگیرندگان سازگاری یا تفوق یابند (Emulate) و فرصت‌هایی برای تمرین یک سلسله مراحل برای آنان فراهم شود که همراه با پشتیبانی (Support) و تشویق و دلگرمی (Encouragement) باشد.

تمرکز بر عملکرد (Performance) به‌تنهایی اغلب برای تضمین دستیابی به اهداف درازمدت کافی نیست. این امر اهمیت دارد که از تمایل افراد برای موفقیت (Achievement) و بهبود (Improvement) بهره‌برداری شود و کنترل فعال‌تری بر محیط اجتماعی یادگیرندگان وجود داشته باشد.

اگر بخواهیم به مدلی جهت یادگیری مهارت‌های ارتباطی بپردازیم می‌توانیم از مراحل ذیل اشاره کنیم:

مرحله‌ی اول - نشان دادن (Demonstration)
مربی در مرحله‌ی نشان دادن به مخاطبان چنین می‌گوید: «این‌گونه شما آن امر را محقق می‌کنید. به من نگاه کنید!» (This is How You Do It. Whatch Me!)

مرحله‌ی نشان دادن دارای ویژگی‌های ذیل است:

 این مرحله باید با الگوی نقش واقعی محقق شود. این امر لزوماً توسط یک کارشناس تحقق نمی‌یابد؛
 در این مرحله است که استانداردهایی مقرر می‌شود و آن‌چه برای دستیابی به موفقیت امکان‌پذیر است به مخاطبان نشان داده می‌شود؛
 چنان‌چه مخاطبان به‌شکلی فعال عمل کنند یادگیری افزایش پیدا خواهد کرد.


مرحله‌ی دوم - تمرین دادن (Practice)
مربی در مرحله‌ی تمرین دادن به مخاطبان چنین می‌گوید: «اکنون شما تلاش می‌کنید» (Now You Have a Go).

مرحله‌ی تمرین دادن دارای ویژگی‌های ذیل است:
 مهارت ارتباطی مذکور به یک سلسله مراحل تقسیم می‌شود؛
 اجازه می‌دهد تمرین‌های تکراری برای هر مرحله‌ی کلیدی و مهم انجام شود؛ مراحلی که هرکدام بخش‌های تشکیل‌دهنده‌ی آن مهارت ارتباطی محسوب می‌شوند.
 حفظ تمرکز بر مهارت کاملی است که به بخش‌ها و مراحلی تفکیک شده است؛ به‌گونه‌ای که یادگیرندگان از اهداف درازمدت و نهایی (جمع بخش‌ها و مراحل) به‌شکل شفافیت آگاه شوند.

مرحله‌ی سوم - ارائه‌ی رهنمود (Guidance)
مربی در مرحله‌ی ارائه‌ی رهنمود به مخاطبان چنین می‌گوید: «مراقب این امر باشید و نسبت به خطرهای آن آمادگی داشته باشید؛ بر این‌ امر دقت کنید!» (Whatch out for This; Be Careful Here).

مرحله‌ی ارائه‌ی رهنمود دارای ویژگی‌های ذیل است:
 از ایما و اشاره (Cues) جهت تلاش در زمینه‌ی عملکرد مهارتی (Skilled Performance) خواه نشان‌های جسمانی، خواه بصری خواه کلامی بهره‌برداری می‌شود؛
 یادگیرندگان در مراحل اولیه‌ی یادگیری راهنمایی می‌شوند تا اضطراب و ترس‌شان از شکست کاهش یابد؛
 فرصت‌هایی چندباره برای تمرین مهارت کامل فراهم می‌شود؛ در حالی که به یادگیرندگان هیچ کمکی ارائه نمی‌شود؛ تا مطمئن شوند تسلط پیدا کرده‌اند.

مرحله‌ی چهارم - ارائه‌ی بازخورد (Feedback)
مربی در مرحله‌ی ارائه‌ی رهنمود به مخاطبان چنین می‌گوید: «خوب از عهده‌ی این‌کار برامده‌اید؛ خیلی خوب بود» (Well Done. That was Very Good).

مرحله‌ی ارائه‌ی بازخورد دارای ویژگی‌های ذیل است:

 یادگیرندگان در حین تمرین یا بعد از کسب کامل مهارت و تقاضای کمک مورد ستایش قرار می‌گیرند؛
 ارائه‌ی بازخورد پس از کسب کامل مهارت موجب ایجاد احساس موفقیت و مباهات می‌شود.




 
نظریه‌ها چه می‌گویند؟!
هر چقدر تعاریف متعدد و بسیاری از مهارت‌های اجتماعی (Social Skills) وجود دارد در مورد شایستگی اجتماعی (Social Competence) این‌گونه نیست. شایستگی اجتماعی کلمه‌ای است که اساساً از مهارت‌ها، دانش‌ها و نگرش‌ها تشکیل یافته است و موجب می‌شود یک فرد با عملکرد اجتماعی (Social Performance) زمانی که در زمینه‌های متفاوت (Different Contexts) قرار می‌گیرد سازگاری داشته باشد. واقعیت آن است که درک این حقیقت سخت است که به‌شکلی شفاف، موارد برجسته و منحصر به فرد از دامنه‌ای از مهارت‌های فردی و الگوها (Highlights the Uniqueness of Each Individual's Repertoire of Skills) و رشته‌های دایماً متغیر از تجربه‌های اجتماعی (Kaleidoscope of Social Experiences) مستقر شود.

این امر غیرواقعی و غیرقابل‌انتظار خواهد بود که بتوانیم از لحاظ اجتماعی از مهارت‌های مورد نیاز و متناسب با هر موقعیت اجتماعی (Social Situation) برخوردار باشیم. متغیرهایی نظیر: موقعیت‌های مکانی و زمانی (Setting)، زمانی که در آن روز واقع شده‌اند (The Time of Day) و دیگر افراد می‌تواند به‌میزان بسیاری بر روش پاسخ‌مان تأثیرگذار باشند. درک زمینه‌های نظری در مورد ارتباط‌های اجتماعی (Social Communication) می‌تواند به مربیان و رهبران گروه‌ها کمک کند مبانی راهنما و مفیدی را به‌کار بندند و به توسعه‌ی منطق عمل (Rationale for Action) و ارتقای ارزشیابی انتقادی (Enhance Critical Evaluation) اقدام کنند.

آن‌چه اکنون و تاکنون ذکر شده و می‌شود راهنمایی مختصر و در عین حال شفاف برای مفاهیم و ایده‌های مرتبط است که ممکن است موجب ایجاد انگیزه در مربیان و رهبران گروه‌ها شود تا به ارزش آنان پی ببرند و به مطالعه‌ی بیش‌تر در مورد آن بپردازند. 



مفهوم علاقه‌ی اجتماعی
انتظار انسانی از ارتباط با دیگران با یک غریزه‌ی اجتماعی و ذاتی سوق داده می‌شود. نیاز به شناخت اجتماعی با دیگران (Identify Collectively with Others) وجود دارد و ارزش‌ها (Values) در مفهوم جامعه قرار داده می‌شود.

علاقه‌مندان برای توضیح بیش‌تر می‌توانند به کتاب ذیل مراجعه فرمایند: 
- آدلر، آلفرد؛ «جنبه‌های عملی روانشناسی فردنگر»؛ کتاب‌های خوب مارتینو؛ 1390.
Adler, Alfred; "The Practice and Theory of Individual Psychology"; Martino Fine Books; 2011 



یادگیری از طریق تجربه
رفتار انسان عمدتاً با مشاهده‌ی دیگران و پیروی از مثال‌شان کسب می‌شود. انسان‌ها از طریق مدل‌سازی می‌توانند از تجربه‌های دیگران منفعت ببرند و با روش‌های سعی و خطا و بسیار سریع‌تر، مهارتی جدید کسب کنند. انسان‌ها می‌توانند مبانی کلیدی و مهمی از یک مهارت را جداسازی کنند و آن را در موقعیت‌های جدید و موقعیت‌های دیگری به‌کار برند که خود آغازگر و مبتکر آن باشند (Another Novel and Self- Initiated Situation).

انسان‌ها اساساً با یک نیازی هدایت می‌شوند که توسط دیگران تقدیر از آن‌ها صورت گیرد و این امر با به‌رسمیت شناختن به اشکال ذیل تحقق می‌یابد:

 جسمی
نظیر: ‌زبان بدن و لمس
 فیزیولوژیکی
نظیر: به‌کار بردن الفاظ و تعریف کردن.


افراد دارای توانایی تأثیرگذاری کامل نسبت به پاسخ‌های‌شان در موقعیت‌های اجتماعی (Social Situations) هستند.

بیان سلسله‌مراتبی نیازها، نیازهای ایمنی (Safety Needs) و فیزیولوژیکی (Physiological Needs) را پُررنگ‌تر از نیازهای تعلق (Belongingness Needs) و عزت و کرامت (Esteem Needs) نشان می‌دهد.

انسان‌ها به‌عنوان افراد دارای ظرفیت توسعه‌ی نفس (Self- Development) و دستیابی به حداکثر توانایی‌های‌شان به‌عبارت دیگر خودشکوفایی (Self- Actulization) هستند.

علاقه‌مندان برای توضیح بیش‌تر می‌توانند به کتاب‌های ذیل مراجعه فرمایند:
- بِرنِه، اریک؛‌ «بازی‌هایی که افراد ایفا می‌کنند:‌ کتاب راهنمای تجزیه و تحلیل تبادلی»؛ کتاب‌های بالانتین؛ 1375.
Berne, Eric; "Games People Play: The Basic Handbook of Transactional Analysis"; Ballantine Books; 1996
- آرگیله، مایکل؛ «مطالعه‌ی علمی رفتار اجتماعی»؛ روتلج؛ 1393؛
Argyle, Michael; "The Scientific Study of Social Behaviour (Psychology Revivals)"; Routledge; 2014
- مازلو، آبراهام هـ.؛ «تئوری انگیزش انسانی»؛ کتاب‌های خوب مارتینو؛ 1392.
Maslow, Abraham H.; "A Theory of Human Motivation"; Martino Fine Books; 2013.



نکته‌های مهم و کلیدی
تعلق (Belonging) و ارتباط (Relation) با دیگران از نیازهای بنیادین انسان محسوب می‌شوند. کسب مهارت‌ها با تمثیل از دیگران بسیار تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد. انگیزش (Motivation) یک عامل مهم برای آغاز عمل است. بازخورد گرفتن، عاملی مهم برای یادگیری پیشرفت و حفظ آن‌چیزی است که آموخته می‌شود.

 

برپا و اداره کردن گروه‌ها
اگر بخواهیم از فواید کار گروهی (Group Work) نام ببریم می‌توانیم به موارد ذیل اشاره داشته باشیم:

- فراهم آوردن پشتیبانی از اعضای گروه (Providing Peer- Group Support)؛
- ارائه‌ی مدل‌های نقش متنوع (A Variety of Role Models)؛
- تسهیل در استفاده‌ی ضروری و فوری از مهارت‌ها (Facilitates Immediate Use of Skills)؛
- تأمین منبع قدرتمندی در ارائه‌ی بازخورد و تقویت (Reinforcement)؛
- استفاده‌ی مؤثر از منابع و سرمایه‌ها (Resources) و هم‌چنین تسهیلات (Facilities).


اندازه‌ی بهینه‌ی اعضای یک گروه بین 5 تا 12 نفر است. گروه‌های کوچک می‌توانند کمک کنند اعتماد و مشارکت بین اعضا توسعه یابد.



شکل 1 - چرخه‌ی تنهایی اجتماعی.

بروس تاكمن (Bruce Tuckman)
مدل هماهنگ عمومي «بروس تاكمن» - ديناميك كار گروهي
مراحل پنج‌گانه‌ی تاکمن برای رشد گروه اشعار می‌دارد که اداره کردن یک گروه نه‌تنها شامل محتوای جلسه‌ها است بلکه هم‌چنین گروه به‌تنهایی با گذشت زمان دچار تحول می‌شود.

اگرچه مدل هماهنگ عمومي بروس تاكمن (Bruce Tuckman) راهنمایی توصیفی از فرایندهای گروهی محسوب نمی‌شود مراحل ارائه شده در این مدل، چهارچوبی مفید است که می‌تواند کمک کند مسائل کلیدی و مهمی که باید رهبران گروه به آن اشاره کنند برجسته شود.

به‌عنوان یک رهبر گروه، فرایند کار کردن به‌شکل مشارکتی در یک گروه ممکن است شبیه حفظ قلمرو (Territory) باشد؛ اما اعضای جدید گروه ممکن است ذهن‌شان کاملاً متمرکز بر عدم قطعیت‌ها (Uncertainities) شود.

می‌توان از سیاهه‌ی مقابله‌ای (Checklist) ذیل برای پیمودن مراحل رشد گروه در مدل هماهنگ عمومي بروس تاكمن بهره برد تا خط سیر تمرکزها مشخص شود و مسائل محتوایی و فرایندی برای رهبران گروه مشخص شود.

مدل هماهنگ عمومي بروس تاكمن از پنج مرحله صحبت می‌کند: 

مرحله‌ی اول - تشکیل گروه (Forming)؛
مرحله‌ی دوم - تغییر ناگهانی (Storming)؛
مرحله‌ی سوم - به‌شکل عادی درآمدن (Norming)؛
مرحله‌ی چهارم - اجرا و تکمیل (Performing)؛
مرحله‌ی پنجم - اصلاح کردن (Adjourning or Ending or Reforming).



 
مرحله‌ی اول - تشکیل گروه
زمانی که افراد یک گروه ابتدا جمع می‌شوند به‌صورت موقت در کنار هم قرار می‌گیرند و به‌دنبال هماهنگی با هم هستند. به علت این‌که ساختار گروهی در آنان شکل نگرفته است اعضا تمایل دارند به‌شکلی مستقل فعالیت کنند. لذا به‌دنبال اجتناب از سردرگمی هستند؛ این امر در نتیجه‌ی عدم تعهد اعضا به اهداف گروهی است. معمولاً بهره‌وری در این مرحله، پایین است.

در مرحله‌ی تشکیل گروه، تمرکز افراد گروه بر موارد ذیل است:

- چه کاری در آینده انجام خواهیم داد؟
- چرا باید این کار را انجام دهیم؟



احساس افراد گروه
در مرحله‌ی تشکیل گروه (Forming)،‌ شاهد احساس‌های ذیل در اعضای گروه خواهیم بود:

- اضطراب (Anxiety)، عدم قطعیت و آسیب‌پذیری (Vulnerability)؛
- اعتماد (Reliance) به رهبر گروه.



اهداف رهبر گروه
اهداف رهبر گروه در مرحله‌ی تشکیل گروه عبارت است از:

- توضیح در مورد اهداف گروه (Purpose of Group)؛
- ایجاد اعتماد مجدد (Reassure) و پشتیبان بودن (Being Supportive)؛
- قدردانی از ترس‌ها و دلواپسی‌ها (Apprehension).



 
مسؤولیت‌های رهبر گروه
مسؤولیت‌های رهبر گروه در مرحله‌ی تشکیل گروه عبارت است از:

اول - شناساندن شاخص انتخاب گروه (Identify a Selection Criteria for the Group)؛
دوم - انتخاب روش‌های ارزیابی مناسب (Appropriate Assessment Methods) به‌منظور اقدام به رفتار به‌شکل فردی یا گروهی؛
سوم - تصمیم‌گیری در مورد طراحی برنامه‌ی ارتباط اجتماعی (Social Communication Programme)؛
چهارم - برنامه‌ریزی جلسه‌ی اول.




مثالی از رویکردها
برای تحقق دومین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی تشکیل تیم - که عبارت است از: انتخاب روش‌های ارزیابی مناسب به‌منظور اقدام به رفتار به‌شکل فردی یا گروهی - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد:

 مشاهده‌ی فعالیت‌های افراد گروه
براساس برنامه‌ریزی روزانه و به‌صورت غیررسمی؛
 استفاده از سیاهه‌های مقابله‌ای (Checklists)، شاخص‌های رتبه‌بندی (Rating Scales) و تکنیک‌های خود پایشی یا نظارت بر خود (Self- Monitoring Techniques)؛
 انجام امور به‌شکل مشارکتی
با کارمندان، خانواده و دوستان و هم‌چنین دیگر کارمندان در بخش سلامت؛
 مصاحبه‌ی چهره‌به‌چهره
به‌منظور ایجاد شفافیت در درک افراد از نیازهای ارتباطی، اجتماعی‌شان (Social Communication Needs)؛
 اقدام کردن به ایفای الگوی نقش (Role- Play Enactments).


برای تحقق سومین مسؤولیت‌ رهبر گروه - که عبارت است از: تصمیم‌گیری در مورد طراحی برنامه‌ی ارتباط اجتماعی (Social Communication Programme) - می‌توان به اتخاذ رویکردهای ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد:

 رویکرد ساختاریافته (Structured Approach)
برنامه‌ریزی در مورد ترتیب مهارت‌ها از زبان بدن (غیرکلامی) (Body Language) تا زبان کلامی (Verbal Language) اجازه می‌دهد از مهارت‌های اصلی (Basic Skills) خلاصه‌برداری کنیم و به تقویت آنان بپردازیم. این رویکرد برای گروه‌های بزرگ‌تر و اعضای ثابت و همیشگی (Appropriate for Larger Groups of a Fixed and Constant Membership) مناسب است.
 رویکرد نیمه‌ساختاریافته (Semi- Structured Approach)
رویکرد نیمه‌ساختاریافته با تکمیل مهارت‌های اصلی آغاز می‌شود و با تمرکز بر نیازهای افراد هدایت می‌شود.
 رویکرد فاقد ساختار (Unstructured Approach)
رویکرد فاقد ساختار برای گروه‌ها با اعضای متغیر و در اشکال بسیار شفاف‌تر امکان‌پذیر است. برای گروه‌های کوچک‌تر و تمرکز بر نیازهای افراد و هم‌چنین کار کردن تنها بر روی مهارت‌های انتخاب شده مناسب است.


برای تحقق چهارمین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی تشکیل تیم - که عبارت است از: برنامه‌ریزی جلسه‌ی اول - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد: 

 بررسی محل ارائه‌ی تسهیلات
به‌عنوان مثال:‌ تسهیلات و تجهیزات مورد نیاز برای انجام فعالیت گروهی در محل اردو و اردوگاه نظیر موارد ذیل بررسی می‌شود:

- اتاق راحت؛
- رعایت مسائل امنیتی؛
- پذیرایی‌های انرژی‌بخش؛
- دستشویی؛
- و غیره.

 ارائه‌ی راهبردهای کار گروهی
به‌عنوان مثال:‌ بحث و شفاف‌سازی در مورد نقش رهبران (Group Leaders) و کمک‌رهبران (Group Co- Leaders) گروه.
 فراهم آوردن رهنمودهای شفاف و آغازین برای اعضای گروه
به‌عنوان مثال: صحبت کردن از موارد ذیل:

- چه زمانی؟ (When?)
- کجا؟ (Where?)
- به چه افرادی؟ (With Whom?)

 ارائه‌ی رهنمود و آگاه کردن از فعالیت‌هایی که باید انجام شود.
 برنامه‌ریزی و ارائه‌ی توضیح در مورد محتوای برنامه‌ها
 شفاف‌سازی در مورد قوانین (Rules)
به‌عنوان مثال: صحبت از موارد ذیل:

- مواردی که باید بر آن تمرکز شود و چگونگی حضور (Attendance)؛
- مسؤولیت‌های مشترک (Shared Responsibilities).

 کاستن اضطراب و اطمینان‌افرینی (Allay Anxieties and Providing Reassurance)؛
 تشویق کردن به حضور فعال در گروه (Encourage Active Participation)
به‌عنوان مثال: استفاده از فعالیت‌های دست‌گرمی (Warm- up Activities) به‌عنوان کاهش‌دهنده‌ی تنش (Tension- Reducer).
 اطمینان یافتن از حداقل ارتباط مورد نیاز در گروه بین افراد
اطمینان یافتن از این امر که هر فردی در گروه حداقل دارای ارتباط با دو یا سه عضو گروه است.



 
مرحله‌ی دوم - تغییر ناگهانی
اولین‌باری که اعضای گروه به‌دنبال شناخت یکدیگر هستند شروع به درک و فعالیت براساس تفاوت‌های‌شان می‌کنند؛ صبرشان کم‌تر شده است و سردرگمی‌های‌شان فزونی یافته است. افراد به‌دنبال شفافیت ساختاری هستند در دینامیک گروهی هستند. اگرچه این مرحله می‌تواند سخت باشد ولی فرصت‌های عالی‌ای برای تشکیل گروه ایجاد می‌کند.



تمرکز افراد گروه
در مرحله‌ی تغییر ناگهانی (Storming)، تمرکز افراد گروه بر موارد ذیل است:

- چگونه این امر می‌تواند محقق شود؟
- تفاوت‌ها بین عقاید (Opinions)، ابراز می‌شود؛
- تعارض بین اعضای گروه درباره‌ی مسؤولیت‌های‌شان (Conflict) وجود دارد.



 
اهداف رهبر گروه
اهداف رهبر گروه در مرحله‌ی تغییر ناگهانی عبارت است از:

- برقرار کردن محدودیت‌ها (Establish Limits)؛
- شفاف‌سازی و پاسخگویی به نیازهای افراد.




مسؤولیت‌های رهبر گروه
مسؤولیت‌های رهبر گروه در مرحله‌ی تغییر ناگهانی عبارت است از:

اول - انتخاب بهترین روش‌های یادگیری مناسب (The Most Appropriate Learning Methods) برای گروه
رهبر گروه برای تحقق «انتخاب بهترین روش‌های یادگیری مناسب برای گروه» از اقدام‌های ذیل بهره می‌برد:

 ارائه‌ی توضیح
منظور از ارائه‌ی توضیح، برقرار کردن اصولی برای کسب مهارت‌ها (Skills Acquisition) است.
 مدل‌سازی (Modelling) و نمایش تجربی (Demonstration) ارتباط‌های اجتماعی (Demonstration)
رهبر و دیگر اعضای گروه برای مدل‌سازی و نمایش تجربی از فیلم‌های ویدیوی بهره می‌برند تا ارتباط‌های اجتماعی واقعی و قابل‌دستیابی را در معرض نمایش اعضای گروه قرار دهند.
 ایفای الگوی نقش‌ها (Role- Play) و عملیاتی کردن (Enactment)
ایفای الگوی نقش‌ها و عملیاتی کردن آن نیازمند رهنمودها و دستورالعمل‌هایی برای کسب نتیجه‌ی موفقیت‌امیز است. در این زمینه از موقعیت‌های هر روز که اعضای گروه در آن واقع می‌شوند بهره‌برداری می‌شود.

دوم - شفاف‌سازی در مورد نقش اعضا و هم‌چنین رهبران گروه.



 
مرحله‌ی سوم - به‌شکل عادی درآمدن
در حالی که اعضای گروه در حالت سردرگمی در مرحله‌ی تغییر ناگهانی فعالیت می‌کنند گروه به‌دنبال قواعدی جهت درک تفاوت‌ها است. آن قواعد به هنجارهایی برای رفتارهای ارتباطی تبدیل می‌شود. در مرحله‌ی هنجارسازی، هر یک از اعضا به‌سمت یک هدف شروع به فعالیت می‌کند.



تمرکز افراد گروه
در مرحله‌ی به‌شکل عادی درامدن (Norming)،‌ افراد گروه بر موارد ذیل تمرکز می‌کنند:

- ما می‌توانیم از عهده‌ی این کار براییم (We Can Do It!)؛
- آغاز مشارکت‌های گروهی؛
- ایجاد تدریجی (Building up) شبکه‌ای از پشتیبانی‌های دوطرفه (Mutual Support)؛
- آشنایی و اعتماد (Familiarity and Trust).



 
اهداف رهبر گروه
اهداف رهبر گروه در مرحله‌ی به‌شکل عادی درامدن عبارت است از:

- پرورش روحیه‌ی انسجام (Cohesion)؛
- پیوند برقرار کردن بین ایده‌ها (Ideas) و خواسته‌ها (Wishes) تا عمل (Action)؛
- دست‌یافتنی و واقعی نگه داشتن اهداف (To Keep Targets Achievable and Realistic).




مسؤولیت‌های رهبر گروه
مسؤولیت‌های رهبر گروه در مرحله‌ی مرحله‌ی به‌شکل عادی درامدن عبارت است از:

اول - تسهیل در انسجام‌ گروهی (Facilitate Group Cohesion)؛
دوم - تسهیل در مشارکت گروهی (Facilitate Group Co- Operation).



 
مثالی از رویکردها
برای تحقق اولین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی به‌شکل عادی درآمدن - که عبارت است از: تسهیل در انسجام‌ گروهی می‌توان به اقدام‌های ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد:

 فراهم آوردن بازخورد (Feedback) و تشویق و دلگرمی (Encouragement) برای همکاری‌های به‌خصوص
سپاسگزاری از تلاش در انجام وظیفه همانند تکمیل موفقیت‌امیز آن؛
 بحث کردن درباره‌ی موضوع‌هایی نظیر: حضورهای نامنظم و تعارض‌ها بین اعضای گروه
در حین بروز آن؛
 برنامه‌ریزی شروع‌ و پایان‌های تعریف شده برای هر جلسه
و پرورش فضایی سازنده برای آن.


برای تحقق دومین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی به‌شکل عادی درآمدن - که عبارت است از: تسهیل در مشارکت گروهی می‌توان به اقدام‌های ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد:

 تأکید بر مشارکت فعال
با انجام کارهایی فراوان!
 سپاسگزاری از همه‌ی اعضای گروه
اگرچه میزان مشارکت‌های‌شان در گروه متنوع باشد؛
 آماده شدن برای تکرار توضیح‌ها و راهنمایی‌ها
و اصلاح فعالیت‌ها برای تأمین توانایی‌های گروه؛
 استفاده از گستره‌ای از روش‌های یادگیری
و نچسبیدن به یک شکل از یادگیری در هر جلسه ... آشنا بودن می‌تواند ملال‌اور باشد!



  
مرحله‌ی چهارم - اجرا و تکمیل
در مرحله‌ی اجرا و تکمیل، گروه به‌شکلی واحد فعالیت می‌کند. اتکا به یکدیگر، شخصیت گروهی و وظیفه‌شناسی نسبت به گروه، ویژگی‌های این مرحله را تشکیل می‌دهد. افراد در این مرحله، همدیگر را به‌خوبی می‌شناسند. ترس از سردرگمی پایین و اطمینان نسبت به یکدیگر و امنیت بالا است. گروه برای اجرای الزامات کار دارای چابکی و بهره‌وری در سطح بالایی است.



تمرکز افراد گروه
در مرحله‌ی اجرا و تکمیل،‌ اعضای گروه بر مسائل ذیل تمرکز خواهند کرد:

- ما در حال تحقق آن امر هستیم؛
- همکاری جهت دستیابی به اهداف درازمدت گروهی؛
- تعهد در برابر اعضای گروه و مسؤولیت‌های‌شان.




اهداف رهبر گروه
اهداف رهبر گروه در مرحله‌ی اجرا و تکمیل عبارت است از:

- تشویق شرکت‌کنندگان در فعالیت‌ها؛
- ایجاد تسهیلات برای حل‌ سازنده‌ی مشکلات؛
- انعطاف‌پذیر و پاسخگو بودن در برابر نیازهای افراد (To Remain Flexible and Responsive to Individual Needs).



 
مسؤولیت‌های رهبر گروه
مسؤولیت‌های رهبر گروه در مرحله‌ی اجرا و تکمیل عبارت است از:

اول - بهره‌برداری از پیوند برقرار کردن بین تجربه‌های افراد گروه
برای ایجاد دلگرمی در استفاده از مهارت‌ها در زمینه‌ی وسیع‌تر اجتماعی (In a Wider Social Context)؛
دوم - تشویق کردن به تعمیم مهارت‌ها (Encourage the Generalization of Skills).




مثالی از رویکردها
برای تحقق اولین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی اجرا و تکمیل - که عبارت است از: بهره‌برداری از پیوند برقرار کردن بین تجربه‌های افراد گروه برای ایجاد دلگرمی در استفاده از مهارت‌ها در زمینه‌ی وسیع‌تر اجتماعی - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد:

- ملاقات‌های چهره‌به‌چهره؛ 
- استفاده از ابزار، تجهیزات و تسهیلات اجتماعی (Facilities in the Community).


برای تحقق دومین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی اجرا و تکمیل - که عبارت است از: تشویق کردن به تعمیم مهارت‌ها - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد:

 اقدام به فعالیت‌هایی متناسب با گروه (Pitch Activities at the Appropriate Level for the Group)؛
 شفاف‌سازی در زمینه‌ی ارتباط مهارت‌ها با زندگی روزمره‌ی اعضای گروه (Clarify the Relevance of Skills to Group Members' Everyday Life)؛
 استفاده از تکالیف بین جلسه‌ها
به‌منظور ارائه‌ی رهنمودهایی شفاف برای پاسخگویی به موارد ذیل:

- چه کاری؟ (What?)
- چه زمانی؟ (When?)
- چگونه؟ (How?)
- در مورد چه افرادی؟ (With Whom?)

 خلاصه‌برداری و ذکر نکته‌های مهم از جلسه‌های گذشته
و برجسته‌سازی پیشرفت تا به امروز.



  
مرحله‌ی پنجم - خاتمه یافتن یا اصلاح کردن
خاتمه یافتن، مرحله‌ی نهایی است که همه‌ی آن به متفرق شدن افراد مرتبط است؛ البته زمانی که کار تمام شده باشد. زمان جشن گرفتن به‌واسطه‌ی موفقیت و رشد افراد فرارسیده اشت؛ افراد خودشان را برای مأموریت بعدی آماده می‌کنند. اعضای گروه احساس می‌کنند وظیفه‌ای بر دوش‌شان نیست و ارتباط‌شان با دیگران در حال قطع شدن است. تشکیل نشست یا رویداد دیگر برای اعلام رسمی خاتمه‌ی کار اهمیت دارد.



تمرکز افراد گروه
در مرحله‌ی - خاتمه یافتن یا اصلاح کردن (Adjourning or Ending or Reforming)،‌ بر روی موارد ذیل خواهد بود:

- آیا به اهداف‌مان دست یافته‌ایم؟
- عدم اکراه به پایان دادن به اهداف‌مان؛
- وابستگی به پشتیبانی‌های گروهی (Group Support) و تماس اجتماعی (Social Contact).



 
اهداف رهبر گروه
اهداف رهبر گروه در مرحله‌ی خاتمه یافتن یا اصلاح کردن عبارت است از:

- اجازه دادن به افراد به ترک گروه؛
- حفظ انسجام و تعهد گروهی (To Maintain Group Cohesion and Commitment)؛
- تسهیل در پایان دادن همراه با یاداوری موارد مثبت و سازنده.




مسؤولیت‌های رهبر گروه
مسؤولیت‌های رهبر گروه در مرحله‌ی خاتمه یافتن یا اصلاح کردن عبارت است از:

اول - شناسایی روش‌های مناسب برای ارزشیابی از نتایج (Identify Appropriate Ways of Evaluating the Outcome)؛
دوم - شناسایی روش‌های مناسب برای پیگیری (Identify Appropriate Methods of Follow- up)؛
سوم - بهره‌گیری از روش‌های اتحاد و همکاری که منجر به ارتقای استفاده‌ی مستمر از مهارت‌ها می‌‌شود.


برای تحقق اولین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی خاتمه یافتن یا اصلاح کردن - که عبارت است از: شناسایی روش‌های مناسب برای ارزشیابی از نتایج - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد:

- ارزیابی مجدد (Re- Assessment)؛
- به‌دست آوردن بازخورد (Feedback) از خانواده و بستگان و دیگر اعضای گروه؛
- دستیابی به اهداف شفاف و معین (Clearly Specified Targets).


برای تحقق دومین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی خاتمه یافتن یا اصلاح کردن - که عبارت است از: شناسایی روش‌های مناسب برای پیگیری - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد:

- شناسایی یک فرد ارتباطی یا یک کارمند مرتبط (Identify a Contact Person/ Link Worker)؛
- برگزاری جلسه‌ای برای پیگیری بررسی‌های انجام شده؛
- فراهم آوردن یک دوره‌ی جدید و اصلاح‌یافته از فعالیت‌های گروهی.


برای تحقق سومین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی خاتمه یافتن یا اصلاح کردن - که عبارت است از: بهره‌گیری از روش‌های اتحاد و همکاری که منجر به ارتقای استفاده‌ی مستمر از مهارت‌ها می‌‌شود - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد:

- بهره‌مندی از تجربه‌های ارتباطی به‌عنوان مثال: الگوهای نقش مناسب و واقعی (Relevant and Realistic Role- Plays) و گستره‌ای افراد درگیر کار گروهی؛
- فراهم آوردن فرصت‌های تجربی بی‌شمار نظیر: فعالیت‌های دست‌گرمی (Warm- ups) و سایر فعالیت‌ها، الگوی نقش، تکالیف منزل؛
- بهره‌مندی از اصول تکرار و تقویت مهارت‌ها آن‌هم به‌اندازه‌ای کافی و تأکید بر نکته‌های مهم برای موفقیت؛
- اطمینان یافتن از این امر که اعضای گروه بر سودمندی ارتباط‌های اجتماعی در جامعه احترام می‌گذارند و این امر را درک کرده‌اند که چرا نباید فقط بر کیفیت این ارتباط‌ها تمرکز کنند.




 
نکته‌های مهم و کلیدی
در جدول 2 برخی از نکته‌های مهم و کلیدی، خلاصه‌سازی شده است.

جدول 2 - خلاصه‌ای از مهارت‌های مورد نیاز برای تشکیل گروه.

مهارت‌های اصلی

مهارت‌های پیچیده

شناسایی مشکلات ویژه

دامنه‌ی محدودی از مهارت‌ها
از جمله موارد ذیل:
- یادگیری اجتماعی معیوب و ممنوع
(Faulty or Impeded Social Learning)؛
- فقدان فرصت‌ها برای اجتماعی شدن
(Lack of Opportunities to Socialize)؛
- فقدان الگوهای نقش مناسب.

دامنه‌ی به‌کار رفته از مهارت‌ها
از جمله موارد ذیل:
- فقدان اعتماد ‌به ‌نفس در مهارت‌های ویژه؛
- اضطراب در موقعیت‌های اجتماعی
(Anxious in Social Situations)؛
- استحکام مثبت و در عین حال ناکافی و فرصت‌های تجربه

ویژگی‌های برنامه

- مراحل اول برنامه، نیازمند تکرار متعدد و استحکام نکته‌های اصلی است.

- برنامه‌های منحصر به فرد
(Individualized Programmes)؛
- دارای انعطاف‌پذیری بیش‌تر؛
- برپا شده برپایه‌ی نیازهای شناسایی شده توسط گروه.

دامنه‌ی تمرکز

- جلسه‌های کوتاه 30 تا 45 دقیقه‌ای
- جلسه‌های طولانی می‌تواند همراه با تنفس با صرف چای یا غیره باشد.

- جلسه‌هایی طولانی‌ به‌مدت یک یا دو ساعت.

دامنه‌ی زمانی

- برنامه ممکن است در یک دوره‌ی زمانی به‌عنوان مثال چند هفته یا چند ماه گسترش یابد.
- ممکن است به جلسه‌های بازنگری یا جلسه‌های اضافی نیاز باشد.

- ممکن است برنامه‌ای متمرکز متشکل از یک‌سلسله جلسه‌های کوتاه یا در قالب کارگاهی امکان‌پذیر باشد.

انواع فعالیت‌ها یا تمرین‌ها

- برنامه ممکن است شامل دامنه‌ای از فعالیت‌ها یا بازی‌های مناسب باشد.
- از گیر افتادن و از دست دادن علایق اعضای گروه اجتناب شود.
- هدف، دستیابی به سطح دسترس‌پذیر باشد.

تنوعی از روش‌های یادگیری
نظیر موارد ذیل می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد:
- الگوی نقش
- بحث‌های گروهی
- ارائه‌ی بازخورد از فیلم‌های ویدیویی
- تکالیف حل‌مسأله.

بازخورد و استحکام مجدد

- ارائه‌ی بازخورد و ایجاد انگیزه از طرف رهبر گروه و دیگر اعضای گروه برای تداوم انگیزش، اهمیت دارد.
- پیشرفت و استحکام ممکن است تدریجی باشد؛ لذا استحکام مجدد در طول زمان، امری حیاتی است.

- نسبت به ایجاد انگیزه در تقویت و استحکام خود
(Self- Reinforcement) اقدام شود.
- هر یک از اعضای گروه می‌توانند زیرنظر گرفتن و قدردانی
از پیشرفت خود (Monitor and Appreciate Own Progress) را بیاموزند.

پشتیبانی

- برقرار کردن محیطی که در آن از نظرها و ایده‌های اعضای گروه استقبال و از قضاوت در مورد اعضای گروه اجتناب شود؛
- تشویق به ارتباط با کارمندان، افراد حرفه‌ای دیگر در امر سلامت، بستگان و دوستان.

- اعضای گروه ممکن است در بیرون از جلسه‌ها، فضایی
برای پشتیبانی از یکدیگر ایجاد کنند؛ به‌عنوان مثال از طریق تلفن و تسهیل سایر بسترهای ارتباطی.




 
مهارت‌های اصلی ارتباط اجتماعی
مهارت‌های اصلی ارتباط اجتماعی (Basic Social Communication Skills) عبارت است از رفتارهای معمولی است که یک فرد را قادر می‌کند از لحاظ اجتماعی با دیگر افراد همراه شود.

مهارت‌های اصلی ارتباط اجتماعی، چهارچوبی از مهارت‌ها است که می‌تواند با گذشت زمان با تمرین‌های معمول رشد کند. افراد می‌توانند به‌سمت کسب مهارت‌های پیچیده‌تری رشد کنند؛ اما علیرغم این‌که مهارت‌های اصلی درک و استفاده می‌شود دستیابی به استحکام و تقویت بیش‌تر در مهارت‌ها امری سخت به‌نظر می‌رسد.

اگرچه مهارت‌های اجتماعی بر مبانی و روش‌هایی در روانشناسی رفتاری (Behavioural Psychology) بنا نهاده شده است این امر اهمیت دارد که به‌یاد داشته باشیم که ارتباط دادن به افراد نمی‌تواند به‌معنی فروکاستن به فرمول‌های علمی و صرف باشد. مهارت‌های اجتماعی مؤثر هم‌چنین درباره‌ی ارتباط دادن اعضای گروه با هر بخش کوچک و بزرگ و پنهان ارتباط‌های متقابل افراد است.

همانند یادگیری قواعد گرامر همیشه استثناهایی در قوانین و موقعیت‌های اجتماعی ویژه وجود دارد که پاسخ‌های منحصر به فرد می‌طلبد (شکل 3).



شکل 3 - ارتباط‌های اجتماعی اصلی.


شکل 4 - ارتباط چشمی.
ارتباط چشمی
ارتباط چشمی (Eye Contact) از عناصر اصلی ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های ارتباط چشمی برشمرد:

- خیره شدن به‌شکل متقابل - که حدود یک ثانیه طول می‌کشد - علامت علاقه و اشتیاق به ارتباط متقابل بیش‌تر است.
- ارتباط متقابل چشمی مناسب بین دو نفر ناآشنا و غریبه از الگوی ذیل تبعیت می‌کند:

ارتباط چشمی مختصر؛
نگاه کردن مختصر به اطراف؛
ارتباط چشمی دوباره؛
ارائه‌ی یک پاسخ:

مثبت می‌تواند موجب پیشرفت در ارتباط شود و ممکن است شروعی برای
یک گفتگوی متقابل باشد؛
منفی می‌تواند امری نامطلوب و مانع برای ارتباط متقابل به‌حساب آید.



ارتباط چشمی با شدت بسیار زیاد
ارتباط چشمی عمیق و طولانی‌مدت با خیره شدن کنجکاوانه و ثابت و مستقیم همراه است. چنین ارتباطی ممکن است بین افراد ناآشنا و غریبه یا حتی افراد آشنا، بی‌ادبانه و گستاخانه تعبیر شود.

ارتباط چشمی ثابت و مستقیم اگر با عصبانیت همراه باشد خصمانه و تجاوزگرایانه تلقی می‌شود.



ارتباط چشمی با شدت بسیار کم
ارتباط چشمی بسیار کم در موقعیت‌های ذیل بروز می‌کند:

- باز و بسته کردن بیش از اندازه و سریع چشم یا تلاش برای پوشاندن چشم‌ها با دست؛
- اجتناب از ارتباط چشمی با برگرداندن نگاه، به پایین یا به دوردست نگاه کردن
این امر ممکن است اضطراب یا خجالت و کمرویی در ایجاد ارتباط یا ارتباط متقابل تلقی شود. از این امر می‌تواند دورویی و پنهان‌کاری (قادر نبودن به نگاه کردن در صورت کسی) استنباط شود.




هدف از ارتباط چشمی
ارتباط چشمی خوب:

- راهنمایی برای تنظیم سرعت و هماهنگی در گفتگوهای متقابل است و به این امور کمک می‌کند؛
- علامت راهنما برای تبادل کلام‌ است؛
- بیانگر نوبت افراد در گفتگوهای متقابل است. نگاه کردن به دور دست هنگامی که صحبت‌های‌مان تمام می‌شود - که اغلب به‌شکل خودکار انجام می‌شود - علامتی است بر این امر که نوبت افراد دیگر است که صحبت کنند.




شکل 5 - حالت چهره.
حالت چهره
حالت چهره (Facial Expression) از عناصر اصلی ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های حالت چهره برشمرد:

- محققان موقعیت متمایزی برای ابروها (به‌عنوان مثال هشت موقعیت متمایز)، موقعیت‌هایی برای چشمان (به‌عنوان مثال، هشت موقعیت) و موقعیت‌هایی برای چهره (به‌عنوان مثال، ده موقعیت) شناسایی کرده‌اند.
- حالت‌های چهره نیز به‌همبن ترتیب به‌تعدادی شناسایی شده است که به‌عنوان مثال  به شش حالت چهره‌ی مقدماتی اشاره می‌کنیم:

عصبانیت (Anger)؛
ترس (Fear)؛
تنفر (Disgust)؛
خوشحالی (Happiness)؛
غم و اندوه (Sadness)؛
تعجب (Surprise).



حالت چهره‌ی با شدت بسیار زیاد
حالت چهره‌ی اغراق‌امیز ممکن است برای موقعیت‌های اجتماعی به‌خصوص موقعیت‌های رسمی نامناسب باشد. این امر موجب می‌شود خیلی زود، اطلاعات شخصی بسیاری نظیر: غم و اندو و شادی منتقل شود و خجالت آشنایان یا دوستان جدید را به‌همراه داشته باشد.

استفاده‌ی بیش از حد از حالت چهره می‌تواند به‌عنوان دورویی و نیرنگ و هم‌چنین به‌هم زدن تمرکز از آن‌چه واقعاً گفته می‌شود تلقی شود.



حالت چهره‌ی با شدت بسیار کم
حالت چهره‌ی بسیار کم نظیر: چهره‌ی ناگویا و خالی از هر احساسی، انتقال‌دهنده‌ی آن است که هیچ پاسخی در برابر موقعیت مورد نظر  وجود ندارد و می‌تواند نشان‌دهنده‌ی بی‌احساسی، سردی و عدم صمیمیت و فقدان گرمی از لحاظ احساسی است.

فقدان حالت چهره برای فرد دیگر بازخوردی ایجاد نمی‌کند که آیا ارتباط‌های متقابل دارای یک طول‌موج است یا خیر.



هدف از حالت چهره‌
حالت چهره‌ی خوب:

- یک تبسم مناسب - که شامل: تمام صورت نه‌فقط بهبود گوشه‌های دهان است - می‌تواند فراهم‌آورنده‌ی بازخوردی مثبت نظیر موارد ذیل باشد:

من، شما را دوست دارم.
لطفاً ادامه دهید!

- با شدت احساس در گفتگوها یا موقعیت‌های متقابل تناسب دارد.
به‌عنوان مثال، گویای خوشحالی در یک مجلس یا نشان‌دهنده‌ی ترس از مشاهده‌ی یک فیلم ترسناک است.




شکل 6 - ژست.
ژست
ژست (Gestures) از عناصر اصلی ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های ژست برشمرد:

- ژست می‌تواند عامدانه - که تأکید بیش‌تری بر زبان دارد - یا غیرعامدانه باشد که ممکن است وضعیت احساسی را فاش کند.
 - ژست شامل حرکت‌هایی نظیر ذیل باشد:

بالا و پایین بردن سر؛
مشت کردن انگشتان دست؛
به‌هم مالیدن دست‌ها شامل: سر و دست‌ها.



ژست با شدت بسیار زیاد
ژست نامناسب ممکن است با آن‌چه در حال گفتن آن هستیم سازگاری نداشته باشد و منجر به پیام‌های مبهم و با معانی متفاوت شود.

ژست بیش از اندازه شامل موارد ذیل نیز ممکن است موجب انحراف و حواس‌پرتی از آن‌چیزی شود که در حال بیان آن هستیم:

- بالا و پایین بردن شدید سر؛
- کوبیدن دست.


مفهوم ژست ممکن است توسط مخاطبان دارای فرهنگ‌های مختلف به‌خوبی درک نشود. به‌عنوان مثال علامت خوشحالی که در بیش‌تر کشورها استفاده می‌شود و شامل نشان دادن انگشت شست است در فرهنگ ایرانی مفهوم مناسبی ندارد و نامطلوب تلقی می‌شود. مثال ساده‌ی دیگر، احوال‌پرسی است که ژست آن در یک فرهنگ ممکن است برای فرهنگ دیگر، اهانت‌امیز تلقی شود.


ژست با شدت بسیار کم
ژست بسیار کم در موقعیت‌های ذیل بروز می‌کند:

- حرکت‌های نشان‌دهنده‌ی بی‌قراری و عصبی بودن می‌تواند منحرف‌کننده باشد و ممکن است علامت عدم راحتی و اضطراب تلقی شود و ممکن است با عادت‌های عصبی نظیر ذیل همراه باشد:

جویدن ناخن؛
دست در میان موها کشیدن و بازی بازی کردن با آن.

- فقدان ژست مناسب
نظیر: رعایت آداب تشریفاتی نظیر: تکان دادن دست در هنگام خداحافظی ممکن است به‌معنی بی‌علاقه بودن و عدم اشتیاق به پاسخگویی باشد.




هدف از ژست
ژست خوب:

- موجب ایجاد علاقه و دلبستگی به آن‌چیزی می‌شود که در حال بیان آن هستیم؛ ژست خوب، امواج و نمایش‌های هیجان‌انگیزی و رنگینی به مطلب می‌افزاید.
- به آهنگ گفتگوی متقابل کمک می‌کند و تأکیدهای احساسی را بدان می‌افزاید. به‌عنوان مثال می‌توان به کوبیدن پا در هنگام عصبانیت اشاره کرد.




شکل 7 - وضعیت بدن.
وضعیت بدن
وضعیت بدن (Posture) از عناصر اصلی ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های وضعیت بدن برشمرد:

- دو موقعیت عمده در مورد وضعیت بدن وجود دارد:

تنش (Tension)؛
تمدد اعصاب (Relaxation).

- علایم وضعیت بدن شامل: تنش و تمدد اعصاب، انتقال‌دهنده‌ی طبیعت ارتباط‌های اجتماعی متقابل هستند. به‌عنوان مثال می‌توان به وضعیت بدنی شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه اشاره کرد که قصد دارند مدیر اجرایی اردو یا اردوگاه را ببینند.




وضعیت بدنی با شدت بسیار زیاد
وضعیت بدنی با شدت زیاد منتقل‌کننده‌ی اضطراب و ترس و دلواپسی (Anxiety and Apprehension) است. به‌عنوان مثال می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

- نشستن بر لبه‌ی صندلی؛
- وضعیت بدنی سیخ و عمودی (Stiff and Upright Posture)؛
- ماهیچه‌های تنیده (Tense Muscles).


هم‌چنین ممکن است دیگران احساس کنند که فرد، راحت نیست و در وضعیت عصبی (Feel Uncomfortable and Nervous) به‌سر می‌برد.

وضعیت بدنی نامناسب در موقعیت‌های رسمی ممکن است تأثیر اشتباهی داشته باشد؛ به‌عنوان مثال، یک وضعیت بدنی بسیار راحت در یک مصاحبه‌ی شغلی ممکن است مفهوم خونسردی یا اعتماد به نفس بیش از حد یا غرور (Indifferent or Over- Confident) را انتقال دهد.



وضعیت بدنی با شدت بسیار کم
وضعیت بدنی بسیار کم نظیر موارد ذیل:

- پایین انداختن شانه‌ها؛
- سر به زیر بودن(Drooping Shoulders)؛
- خمیدن (Slouching)؛
- سر به زیر بودن (Head Bowed).


مفاهیم ذیل را می‌رساند:

- رفتار همراه با عقب‌نشینی(Withdrawn Behaviour)؛
- رفتار انزواطلبانه (Withdrawn Insular).


هم‌چنین ممکن است انتقال‌دهنده‌ی موارد ذیل باشد:

- خستگی (Boredom)؛
- بی‌تفاوتی (Apathy)؛
- فراهم آوردن هر بازخورد دلگرم‌کننده و مثبت برای دیگران.




هدف از وضعیت بدن
یک وضعیت بدنی شفاف، مطمئن و هشداردهنده (An Open, Confident and Alert Posture):

- بیانگر تمایل به نزدیک شدن و ارتباط برقرار کردن است؛
- افراد را قادر می‌کند به‌صورت چهره‌به‌چهره، با چهره و خیره شدن و قرار دادن بدن در برابر دیگری، ارتباط متقابل با یکدیگر داشته باشند.




شکل 8 - ارتباط نزدیک.
ارتباط نزدیک
ارتباط نزدیک (Proximity) از عناصر اصلی ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های ارتباط نزدیک برشمرد:
- استفاده از اعمالی در فضای شخصی (Personal Space) به‌عنوان یک منطقه‌ی حایل (Buffer Zone) در موقعیت‌های اجتماعی؛
- تعریف یک قلمرو شخصی (Person's Territory)
قلمرو شخصی شامل برخورداری از متغیرهای ذیل است:
حریم شخصی (Intimate Distance)
به‌میزان بیش از 45/72 سانتی‌متر (18 اینچ)
منظور از حریم شخصی، برخورداری از موارد ذیل است:
حریم شخصی قایل شدن؛
به‌اشتراک گذاشتن اعتماد (Trust)؛
تمایل به داشتن حریم شخصی
.
فاصله‌ی شخصی (Personal Distance)
به‌میزان 45/72 سانتی‌متر (18 اینچ) تا 121/92 سانتی‌متر (4 فوت)
منظور از فاصله‌ی شخصی، برخورداری از موارد ذیل است:
مواجهه‌ی روزانه و اجتماعی (Everyday Social Encounters)؛
اختصاص گفتگوهای غیررسمی و اتفاقی (Appropriate for Casual Conversations)
.
 فاصله‌ی اجتماعی (Social Distance)
به‌میزان 121/92 سانتی‌متر (4 فوت) تا 365/76 سانتی‌متر (12 فوت)
منظور از فاصله‌ی اجتماعی، برخورداری از موارد ذیل است:
 مواجهه‌ی رسمی در محیط کار (Formal Encounters)؛
 مواجهه‌های روزانه و غیرشخصی بیش‌تر .
 فاصله‌ی عمومی (Public Distance)
به‌میزان 365/76 سانتی‌متر (12 فوت) و بیش‌تر
فاصله‌ی عمومی از دامنه‌ی فاصله‌ها بین مربی اردو و اردوگاه با شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه را شامل می‌شود تا بازیگران و حضار در یک سالن تئاتر.


ارتباط نزدیک با شدت بسیار زیاد
عدم توجه یا نادیده انگاشتن اعمال در فضای شخصی (Personal Space) می‌تواند به مفهوم سمج بودن (Pushy) و تجاوز به حریم افراد (Invasion of their Privacy) تلقی شود. چنان‌چه هنگام ملاقات شرکت‌کننده یا مسؤولی در اردو و اردوگاه برای اولین‌بار بسیار نزدیک و بسیار سریع حرکت کنیم ممکن است زشت به‌نظر برسد و باعث خجالت (Embarrassment) و عدم راحتی (Unease) شود.



ارتباط نزدیک با شدت بسیار کم
ارتباط نزدیک بسیار کم ممکن است با استفاده از موانع فیزیکی برای عمل به‌عنوان مانع همراه باشد تا از ارتباط نزدیک‌تر جلوگیری کند. به‌عنوان مثال می‌توان به نشستن پشت یک میز یا یک وسیله یا حصار توری در اردو اردوگاه برای ایجاد فاصله با شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه اشاره کرد.



هدف از ارتباط نزدیک
ارتباط نزدیک‌تر برای گسترش ارتباط از فاصله‌ی اجتماعی (Social Distance) تا حریم شخصی (Intimate Distance) مناسب است.



شکل 9 - برقراری تماس.
برقراری تماس
برقراری تماس (Touch) از عناصر اصلی ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های برقراری تماس برشمرد:
- تماس بدنی بی‌اثر (Neutral Body Contact) در:
ارتباط‌های حرفه‌ای
نظیر: ارتباط بین دکتر و مریض
و ارتباط‌های اجتماعی رسمی
همانند: تکان دادن سر در ابتدای یک مصاحبه‌ی شغلی؛
- تماس بدنی فعال و بیش‌تر (Active Body Contact.) در ارتباط‌ها در حوزه‌های شخصی و حریم شخصی نظیر:
مادر و بچه
و هم‌چنین زن و شوهرها
انتقال‌دهنده‌ی تمرکز (Concern) و اعتماد مشترک (Shared Trust) است.



برقراری تماس با شدت بسیار زیاد
برقراری تماس:
- به‌شکل فعال (Active Body Contact) در بسیاری از موقعیت‌های رسمی و اجتماعی می‌تواند:
موجب زشت به‌نظر رسیدن و خجالت (Embarrassment) شود؛
و یا ممکن است گستاخی بسیار و زیادی فامیل شدن (Being Very forward and Over- Familiar) تلقی شود
- به‌شکل فعال یا بی‌اثر (Neutral Use of Touch) از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است و دومرتبه می‌تواند منبعی برای موارد ذیل باشد:
درک غلط (Misunderstanding)؛
 یا تفسیر اشتباه (Misinterpretation).


برقراری تماس با شدت بسیار کم
فقدان تماس کوتاه (Lack of Spontaneous Touch) می‌تواند در بعضی از موقعیت‌ها نظیر ذیل:
- دلداری دادن (Comforting) به شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه؛
 - تبریک گفتن (Congratulating) به یک شرکت‌کننده در اردو و اردوگاه

این‌گونه درک شود:
- سرد بودن (Cold)؛
- بی‌احساس بودن (Unfeeling)
.



هدف از برقراری تماس
هدف از برقراری تماس مناسب، تحقق موارد ذیل است:
- سلام و علیک کردن و خوشامدگویی؛
- خداحافظی کردن؛
- تبریک گفتن؛
- راهنمایی کردن
نظیر: گرفتن بازوی یک فرد معلول یا سالخورده برای کمک به وی برای یافتن مسیر حرکت در اردو و اردوگاه
.



شکل 10 - ظاهر.
ظاهر
ظاهر (Appearance) از عناصر اصلی ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های ظاهر برشمرد:
- سبک و حالت لباس ممکن است منعکس‌کنند‌ه‌ی متغیرهای ذیل باشد:
سن و سال؛
جنسیت؛
موقعیت (Status)؛
شخصیت (Personality)؛
شغل (Occupation).
- انتخاب لباس بیانگر ویژگی متمایز آن فرد است و ممکن است انتقال‌دهنده‌ی وضعیت ذهنی و احساسی (Mood) وی باشد



ظاهر با شدت بسیار زیاد
انتخاب نامناسب لباس (به‌عبارت دیگر، عدم بهره‌برداری از لباس معمول) می‌تواند در نتیجه‌ی تجاهل و احساس عدم قرار گرفتن امور در جای اصلی خود نشأت می‌گیرد.

به‌عنوان مثال می‌توان به عدم پوشیدن لباس ورزشی توسط مربی در فعالیت‌های ورزشی و پوشیدن لباس اتفاقی در رویدادهای رسمی در اردو و اردوگاه اشاره کرد.

به‌طور مشابه افراط در لباس پوشیدن ممکن است موجب برهم خوردن و انحراف تمرکز از آن‌چیزی شود که مربی در حال بیان آن است.



ظاهر با شدت بسیار کم
ظاهر با شدت بسیار کم در موقعیت‌های ذیل بروز می‌کند:
- مفهوم نادیده انگاشتن ظاهر شخصی نظیر موارد ذیل ممکن است بی‌علاقگی به ایجاد تأثیری خوب تلقی شود:
موهای ژولیده و پریشان؛
لباس‌های نامرتب و کثیف.
- به‌اندازه‌ی کافی نزد عموم تمیز، هوشیار یا آراسته به‌نظر نرسیدن برای یک موقعیت یا فصل ممکن است منجر به دوری دیگران شود



هدف از ظاهر
هدف از ظاهر خوب تحقق موارد ذیل است:
- اولین اثر از ظاهر یک مربی دارای تأثیر بسیاری است؛ آن‌هم زمانی که در حال شکل‌گیری اولین آثار خود بر روی مخاطبان است.
- لباس پوشیدن به‌گونه‌ای که افراد با نقش‌های ویژه معمولاً بر تن می‌کنند (Dressing the Part) انتقال‌دهنده‌ی تمایل به هماهنگی و انسجام (Fit in) و ارتباط با دیگران (Be Involved) است
.



شکل 11 - شنیدن.
شنیدن
شنیدن (Listening) از عناصر اصلی ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های شنیدن برشمرد:
- شنیدن (Hearing)
رعایت جنبه‌های فیزیولوژیکی شنیدن؛
- حضور داشتن (Attending)
یک فرایند انتخابی و ارائه‌دهنده‌ی معنا به آن‌‌چیزی است که شنیده می‌شود.
- درک کردن (Understanding)
تفسیر (Interpreting) آن‌چیزی که شنیده می‌شود با مراجعه به موارد ذیل:
دانش قبلی؛
زمینه‌ی اجتماعی (Social Context)؛
قواعد گرامری
.
- یاداوری کردن (Remembering)
یاداوری پیام باقی‌مانده.



شنیدن با شدت بسیار زیاد
شنیدن انتخابی به‌ این معنا که تنها به بخش‌هایی از گفتگوهای متقابل گوش دهیم می‌تواند منجر به نتایج ذیل شود:
- درک اشتباه (Misunderstanding)؛
- نتیجه‌گیری سریع؛
- ایجاد مواردی که از قبل مفروض بوده است (Making Assumptions)
.



شنیدن با شدت بسیار کم
شنیدن با شدت بسیار کم در موقعیت‌های ذیل بروز می‌کند:
- یک محیط با تمرکز کم (A Distracting Environment) ممکن است موجب تأخیر و مانعی در شنیدن مؤثر شود؛ به‌عنوان مثال می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:
اتاق فاقد تهویه یا جریان هوای تازه؛
موسیقی با صدای بلند؛
سر و صدای ترافیک
.
- فقدان تلاش و تمرکز مستمر (Lack of Sustained Effort and Concentration) ممکن است موجب از دست رفتن احساس کلی (Full Sense) از آن‌چیزی شود که مربی در حال بیان آن است.



هدف از شنیدن
شنیدن خوب در موارد ذیل محقق می‌شود:
- وجود شنونده‌ی مؤثر
شنونده‌ی مؤثر کسی است که تمرکز می‌کند و بادقت می‌شنود و با اقدام‌هایی نظیر ذیل سبب استحکام شنیدن می‌شود:
ارتباط چشمی؛
تبسم؛
تکان دادن سر به‌علامت تأیید
.
- زبان بدن مناسب
تمرکز می‌تواند با زبان بدن مناسب نظیر موارد ذیل منتقل شود:
وضعیت بدنی همراه با آرامش (Relaxed Posture)؛
حالت مناسب چهره (Appropriate Facial Expression)
.
- آگاه بودن از زبان دیگران
آگاه بودن از زبان بدن دیگران اعم از موارد ذیل، اشاره‌هایی مهم محسوب می‌شوند:
آن‌چه در حال بیان آن هستند؛
روشی که بیان می‌کنند
.


ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های آغاز و حفظ ارتباط برشمرد:
- آغاز و حفظ ارتباط شامل مراحلی نظیر ذیل است که با هم می‌آید:
اکتشاف (Exploration)
استقرار درک متقابل (Common Ground).
پذیرش (Acceptance)
رشد اعتماد و درک (Developing Trust and Understanding).
سازگاری (Compatibility)
نزدیکی و سهیم کردن فزاینده (Increased Closeness and Sharing)
.
- تمایل داریم دوستی‌ها را با افرادی توسعه دهیم که اغلب ملاقات‌شان می‌کنیم و بتوانیم به‌سادگی با یکدیگر مرتبط شویم.



آغاز و حفظ ارتباط با شدت بسیار زیاد
آغاز و حفظ ارتباط نیازمند میل و خواست دوطرفه (Mutual Desire) (به‌عنوان مثال مربی با شرکت‌کننده در اردو و اردوگاه) است تا منجر به رشد ارتباط شود و دو طرف با یکدیگر دوست شوند. اشتیاق بسیار داشتن و تلاش کردن جهت شتاب بخشیدن به دوستی (Rush the Friendship) یا نزدیکی و سهیم شدن قبل از استقرار بنیان درک متقابل (Establishing Common Ground) ممکن است طاقت‌فرسا و زنگ خطری برای دیگران باشد.



آغاز و حفظ ارتباط با شدت بسیار کم
آغاز و حفظ ارتباط بسیار کم ممکن است ناشی از شکست در پیش‌قدم شدن (Failing to Take the Initiative) در آغاز ارتباط باشد که به ترس از اتخاذ خطر و نپذیرفتن (Being Rejected) مربوط می‌شود؛ این امر ممکن است منجر به فرصت‌هایی برای رشد دوستی‌هایی شود که از دست رفته است.



هدف از آغاز و حفظ ارتباط
آغاز و حفظ ارتباط خوب:
- یک نقطه‌ی آغازین است که ممکن است یک علاقه‌ی مشترک (Shared Interest) یا یک تجربه‌ی مشترک (Common Experience) باشد؛
- ممکن است با یک صحبت کوتاه ایجاد شود که ابتدا کمک می‌کند یخ ارتباطی شکسته شود (Break the Ice) و ایجادکننده‌ی فضایی امن (Comfortable Atmosphere) باشد. صحبت کوتاه ممکن است موارد ذیل را شامل شود:
تعطیلات؛
علایق و سرگرمی‌های مورد علاقه (Interests and Hobbies)؛
عناوین خبری؛
رویدادهای سرگرمی‌کننده؛
آب و هوا؛
تقدیر و تعریف شخصی
.


شکل 13 - توسعه‌ی یک ارتباط.
توسعه‌ی یک ارتباط
توسعه‌ی یک ارتباط (Developing a Relationship) از عناصر ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های توسعه‌ی یک ارتباط برشمرد:
- دوستی‌ای که جدیداً ایجاد شده است دربرگیرنده‌ی شناخت اجتماعی (Social Recognition)
از دو جنبه است:
غیررسمی
نظیر: دوستی دو دوست خوب شرکت‌کننده در اردو و اردوگاه؛
رسمی
نظیر: دوستی مربیان با شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه یا شرکای کسب و کار
.
- دوستی‌ها معمولاً بر مبانی ذیل مستقر می‌شود که بیانگر دوست داشتن متقابل افراد است:
نزدیکی‌های فیزیکی (Physically Close)
نظیر: دوستی مربیان و شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه؛
وارد شدن در فعالیت‌های متقابل
نظیر: دوستی مربی و شرکت‌کننده در یک فعالیت در اردو و اردوگاه؛
نگرش مشابه (Similar Attitude)
نظیر: دوستی مربیان و شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه که به رویدادهای اردویی از دریچه‌ی طنز می‌نگرند.
ارزش‌های مشابه (Similar Values)
نظیر: دوستی مربیان و شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه به اعتماد به یکدیگر، صداقت و انصاف در فعالیت‌ها پایبند هستند.
زمینه و پیشینه‌ی مشابه (Similar Background Values)
نظیر: دوستی مربیان و شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه که معلول باشند.
شخصیت و علایق مشابه (Similar Personality and Interests)
نظیر: دوستی مربیان و شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه که معلول باشند
.


توسعه‌ی یک ارتباط با شدت بسیار زیاد
مسیر ارتباط پیشرفته می‌تواند با ایجاد تقاضاهای بسیار یا ایجاد موارد مفروض بسیار شتاب یابد. داشتن احساس (Jealousness) یا بروز رفتار (Possessiveness) در تملک تمرکز و دوستی در هر فرد به وی مجوز نمی‌دهد شبکه‌ای از انواع مختلف ارتباط‌ها را در سطوح مختلف برای نزدیک شدن به‌کار گیرد.



توسعه‌ی یک ارتباط با شدت بسیار کم
توسعه‌ی یک ارتباط با شدت بسیار کم در موقعیت‌های ذیل بروز می‌کند:
- شکست در نتیجه‌گیری از یک ملاقات برمبنای یادداشت‌های مثبت و آینده‌نگر (Forward- Looking) ممکن است موجب از دست رفتن دوستی و به‌ضعف و شکست منتهی شدن آن می‌شود؛ به‌طور مشابه به‌انتها رساندن گفتگوهای متقابل در وضعیتی همراه با تردید (Hesitant Manner) یا ناگهانی و غیرمنتظره (Abrupt Manner) ممکن است انتقال‌دهنده‌ی فقدان علاقه (Lack of Interest) و پایان دوستی (Closure) باشد که همانند آغاز دوستی از اهمیت برخوردار است.



هدف از توسعه‌ی یک ارتباط
توسعه‌ی یک ارتباط خوب:
- حفظ و نگهداری یک تعادل بین نزدیکی و سهم‌گذاری(Fit) است تا به تفاوت‌های افراد احترام بگذارد؛
- اگر می‌خواهد تحقق یابد نیازمند کمی تعهد (Commitment) و اشتیاق به تداوم آن است. به‌عنوان مثال ممکن است لازم باشد مربی در کنار شرکت‌کننده در اردو و اردوگاه حضور یابد
.



خودآشکارسازی
خودآشکارسازی (Self- Diclosure) از عناصر ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های خودآشکارسازی برشمرد:
- خودآشکارسازی شامل تبادل حقایق (Facts)، اعتقادها (Opinions) و احساس‌ها (Feelings) است.
- خودآشکارسازی، عمل نشان دادن آگاهانه و عامدانه‌ی اطلاعات مهم درباره‌ی خود و معمولاً به دیگری است.
- زنان نسبت به مردان از آمادگی بیش‌تری در زمینه‌ی خودآشکارسازی برخوردار هستند.
.



خودآشکارسازی با شدت بسیار زیاد
نشان دادن اجزای محرمانه و شخصی آن‌هم خیلی زود در یک گفتگو موجب ایجاد احساس زشت در مخاطب می‌شود و ممکن است احساس سختی و طاقت‌فرسا بودن را در وی به‌همراه داشته باشد.

تکرار خودآشکارسازی (Frequent Self- Disclosure) ممکن است به‌عنوان دورویی (Insincere) و ابتذال (Trite) تلقی شود و تلقی جدیت آن امکان‌پذیر نیست.



خودآشکارسازی با شدت بسیار کم
خودآشکارسازی با شدت بسیار کم در موقعیت‌های ذیل بروز می‌کند:
- اکراه (Reluctance) در به‌اشتراک گذاشتن اطلاعات شخصی ممکن است انتقال‌دهنده‌ی عدم وجود اعتماد در شنونده باشد. به‌طور مشابه خودآشکارسازی - به‌جز زمانی که با پاسخی متقابل مواجه شود - ممکن است مانع توسعه‌ی یک گفتگوی متقابل شود؛ زیرا بدین‌ترتیب موضوع‌ها  از ایمنی بیش‌‌تر برخوردار می‌شوند و موضوع‌ها غیرشخصی باقی می‌مانند .



هدف از خودآشکارسازی
خودآشکارسازی خوب:
- فراهم‌آورنده‌ی فرصتی برای کشف بنیان درک متقابل شامل: علایق و تجربه‌های مشترک قبل یا در حال‌حاضر است؛
- خودآشکارسازی متقابل (Mutual Self- Disclosure) کمک می‌کند اعتماد رشد یابد و پیش‌برنده‌ی ارتباط‌های شخصی‌تر و شفاف‌تر محسوب می‌شود
.



شکل 15 - همدلی و هم‌حسی.
همدلی و هم‌حسی
همدلی و هم‌حسی (Empathy) از عناصر اصلی ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های همدلی و هم‌حسی برشمرد:
- توانایی مشاهده‌ی جهان از نگاه دیگری و اتخاذ نقشی که دیگری برعهده دارد.
- می‌توانیم به‌سادگی بر افرادی تأکید داشته باشیم که در متغیرهایی نظیر ذیل شبیه ما هستند:
سن و سال؛
جنسیت؛
زمینه‌ی اجتماعی (Social Background)؛
هوش (Intelligence)؛
فرهنگ (Culture)
.


همدلی و هم‌حسی با شدت بسیار زیاد
همدلی و هم‌حسی شامل مشاهده‌ی موقعیت‌هایی از نقطه‌نظر دیگر افراد است به‌جای این‌که نگاه قضاوت‌کننده و منتقد (Being Judgemental) داشته و اخلاق‌گرا (Being Moralistic) باشیم.

در زمینه‌ی یک پاسخ همراه با همدلی و هم‌حسی باید از موارد ذیل اجتناب شود:
- فرو رفتن در احساس‌های خود (Becoming Immersed in One’s Own Feelings)؛
- واکنش‌پذیر بودن در برابر نیازهای دیگران (Not Responding to Someone Else's Needs)
.



همدلی و هم‌حسی با شدت بسیار کم
همدلی و هم‌حسی با شدت بسیار کم در موقعیت‌های ذیل بروز می‌کند:
- فقدان پاسخ‌های همدلانه و احساس‌های متناسب می‌تواند فقدان فکر کردن (Thoughtless) یا مراقبت از دیگران (Uncaring) محسوب می‌شود. به‌عنوان مثال، زمانی که شرکت‌کننده در اردو و اردوگاه با مربی خویش در مورد اعتیاد پدر یا مادرش سخن به‌میان آورد.

به‌علاوه فقدان معمول حساسیت و آگاهی ممکن است به این معنا باشد که نشانه‌های این امر که کسی واقعاً چه احساسی در مورد یک موقعیت یا رویداد دارد درک نشده است. به‌عنوان مثال می‌توان به درک زبان بدن اشاره کرد.
.



هدف از همدلی و هم‌حسی
همدلی و هم‌حسی خوب عبارت است از:
- ملاحظه‌ی صمیمی دیگران و تمایل به احترام قایل شدن برای نقطه‌نظرهای دیگران؛
 - توانایی تسهیل در ارتباطی شفاف‌تر و مطمئن‌تر
.



شکل 16 - نگرش مثبت.
نگرش مثبت
نگرش مثبت (Positive Regard) از عناصر ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های نگرش مثبت برشمرد:
- مربیان و شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه تمایل دارند به‌دنبال افرادی باشند که بازخورد و پاداشی مثبتی به آنان ارائه می‌کنند. به‌عنوان مثال: به تشکر و تقدیر (Acknowledgement)، تحسین و تمجید (Praise) و ستایش (Positive Regard) بپردازند.
- ویژگی‌های خشنودکننده و رضایت‌بخش (Rewarding Qualities) نظیر موارد ذیل:
طرز برخورد بشاش (Cheerful Attitude)؛
شیوه‌ی کمک کردن (Helpful Manner)؛
لحن صدای دوستانه؛
وضعیت ویژه‌ی بدنی نشان‌دهنده‌ی صمیمیت و توجه (Approachable and Attentive Posture)؛
ارائه‌ی بازخورد
نظیر: تبسم، توافق (Agreement) و ارائه‌ی اظهارنظرها و یادداشت‌های مناسب (Making Appropriate Comments).


نگرش مثبت با شدت بسیار زیاد
عامدانه و آگاهانه دلپذیر بودن (Being Deliberately Nice) در برابر دیگران به‌منظور کسب تأییدیه و به‌دست آوردن توجه دیگران نشان‌دهنده‌ی عدم صمیمیت است تا نگرش مثبت داشتن.

بازخورد مثبتی که نیازمند بنا نهاده شدن و پابرجا ماندن بر دوستی در یک لحظه و سردی و عدم صمیمیت در لحظه‌ای دیگر باشد موجب تناقض در افراد خواهد شد و مانعی برای رشد دوستی به‌حساب می‌آید.



نگرش مثبت با شدت بسیار کم
اصطلاح ورشکستگی اجتماعی (Socially Bankrupt) - که توسط ریچارد لانگاباق استاد دپارتمان روان‌پزشکی و رفتار انسانی دانشگاه براون (Department of Psychiatry and Human Behavior; Brown University) و محققان دیگر با نام‌های استنلی هـ. اِلدرد، نورمن و. بل و لوییس ج. شرمن در سال 1348 شمسی (1969 میلادی) مطرح شد - به عدم وجود کیفیت‌های پاداش‌دهنده و عدم توانایی در ایجاد دوستی اطلاق می‌شود. کیفیت‌های پاداش‌دهنده نیازمند وجود آن در فرد مقابل است:
Longabaugh, R.; Eldred, Stanley H.; Bell, Norman W. & Sherman, Lewis J.; "The Interactional World of the Chronic Schizophrenic Patient"; Psychiatry: Journal for the Study of Interpersonal Processes; 29 (1); pp 78- 99; 1966
در بعضی حالت‌ها، اضطراب یا خجالت و کمرویی ممکن است مانعی برای ارائه و دریافت بازخورد مثبت آن‌هم به‌شکلی مناسب شود.



هدف از نگرش مثبت
نگرش مثبت خوب:
- انتقال‌دهنده‌ی احساس ارزشمند بودن که با درک به‌دست می‌آید و احساس این‌که فرد اهمیت دارد؛
- ارائه‌ی بازخورد مثبت به دیگران می‌تواند به وسعت بخشیدن به حلقه‌‌ی اجتماعی (Social Circle) منتهی شود و فرصتی برای ایجاد دوستی‌های بیش‌تر محسوب می‌شود
.



حلقه‌ی اجتماعی
یک حلقه‌ی اجتماعی، گروهی از افرادی هستند که از لحاظ اجتماعی ارتباط‌های داخلی و متقابل با یکدیگر (Socially Interconnected) دارند. به یک حلقه‌ی اجتماعی ممکن است از چشم‌انداز:
فردی نگریسته شود که کانون یا مرکز گروه افراد دارای ارتباط‌های داخلی و متقابل با یکدیگر هستند.
گروهی از افراد نگریسته شود که دارای واحدی منسجم (Cohesive Unit) هستند.
.

حلقه‌های اجتماعی با هرم‌های اجتماعی (Social Pyramids) تفاوت دارند. یک هرم اجتماعی بیانگر قدرت ارتباط‌های همه‌ی افرادی است دارای ارتباط با یکدیگر هستند؛ آن‌هم بدون این‌که هرم به‌عنوان یک واحد اجتماعی درنظر گرفته شود.

حلقه‌های اجتماعی تمایل دارند از مجموعه‌های واحدی از هنجارها و ارزش‌ها (Norms and Values) برخوردار باشند. افرادی که با آن هنجارها و ارزش‌ها موافق نباشند ممکن است توسط دیگر افراد گروه:
- از حقوقی محروم شوند؛
- تنبیه شوند؛
- در تناقض‌هایی واقع شوند
.



نکته‌های مهم و کلیدی
زبان بدن (Body Language) عبارت است از:
- وضعیت ویژه‌ی بدنی (Posture) شفاف که بیانگر تمایل به نزدیک شدن (Approach) باشد؛
- توانایی حفظ ارتباط چشمی مناسب؛
- استفاده از ژست‌های متناسب و همراه با سرزندگی (Animated and Relevant Gestures)؛
- استفاده‌ی مناسب از بازخورد مثبت
نظیر: تبسم و تکان دادن سَر.
- استفاده از تبادل اشاره‌ها در گفتگوهای متقابل
تذکر - نوبت برای دیگری جهت صحبت کردن قایل شویم.

زبان کلامی (Verbal Language) عبارت است از:
- رفتار دوستانه، صمیمی و صادقانه شامل: لحن صدا و حالت چهره (Facial Expression)؛
- توانایی به‌اشتراک گذاشتن اجزای اطلاعات شخصی (Personal Details) با رفتاری مناسب؛
- الگوی بدون مشکل و مؤدبانه‌ای از ارتباط‌های متقابل (Smooth Pattern of Interaction)
مشتمل بر ویژگی‌های ذیل:
بدون فاصله انداختن (Not Interrupting)؛
با کم‌ترین سکوت ناشیانه (Few Awkward)؛
ارتباط‌های نامبهم (Unambiguous Communication).
- مکمل بودن زبان بدن (Complementary Body Language)
آن‌چه گفته شده است با آن‌چه در حال بیان آن هستیم سازگاری داشته باشد.

گام برداشتن به‌سمت موقعیت‌های اجتماعی نیازمند مهارت‌های ذیل است:
- توانایی سازگاری جهت تأمین الزامات موقعیت‌های متفاوت اجتماعی اعم از رسمی و غیررسمی (Can Adapt to Meet the Requirements of Different Social Situations - Formal and Informal)؛
- تمایل به تحمل خطر شدن گاه و بیگاه و پیش‌قدم شدن در آغاز گفتگوهای متقابل؛
- داشتن مجموعه‌ای از اقدام‌ها برای حفظ شأن یا پرستیژ جهت اجتناب از لحظه‌های کمرویی
مشتمل بر اقدام های ذیل:
جوک گفتن؛
عذرخواهی کردن؛
توانایی تغییر موضوع گفتگو.
- احساس اطمینان اجتماعی (Feels Socially Confident)
مشتمل بر احساس‌های ذیل:
 لذت بردن از اختلاط اجتماعی (Mixing Socially) به‌دلایل شخصی؛
 بیش از حد وابسته نبودن به بازخورد و تأیید شدن از جانب دیگران؛
- داشتن فرصت‌هایی برای تمرین و تلاش برای پیش‌قدم شدن و واکنش نشان دادن به دیگران جهت کسب تجربه در دامنه‌ای از موقعیت‌های متفاوت اجتماعی.


فعالیت‌های عملی
فعالیت‌های عملی بسیاری وجود دارد که با آن می‌توان مهارت‌های اجتماعی را در شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه آموزش داد. این فعالیت‌ها را می‌توان به دسته‌های ذیل طبقه‌بندی کرد:

فعالیت‌های نگاه کردن و شنیدن (Looking and Listening).
فعالیت‌های ابراز احساس‌ها (Saying How You Feel).




فعالیت‌های نگاه کردن و شنیدن
موارد ذیل را می‌توان از جمله‌ی اهداف فعالیت‌های «نگاه کردن و شنیدن» برشمرد:

افزایش آگاهی‌های اعضای گروه از افراد، مکان‌ها و رسومی که موجب ایجاد جامعه‌ی ویژه‌ای از آن افراد می‌شود.
تشویق اعضای گروه به شناسایی سبک‌های ارتباطی در افراد.


از جمله‌ی فعالیت‌های مناسب در طبقه‌ی «نگاه کردن و شنیدن» - که موجب آموزش مهارت‌های اجتماعی در شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه می‌شود - می‌‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

توصیف (Description)؛
این کیست؟ (Who is It?)
شغلش را حدس بزن! (Guess the Job)
ارائه‌ی شواهد (Witness)؛
نگریستن به خودمان! (Look at Yourself)
توصیف خود (Describe Yourself)؛
شنیدن حرف‌های خود (Listen to Yourself)؛
تشخیص تغییر (Spot the Change)؛
سعی کردن در تحقق امری (Have a Go!)؛
تقلید از دیگری (Copy Cats)؛
چشیدن آن‌چه دارای بو است! (Taste that Smell!)
فعالیت‌های سرگرم‌کننده (Hobbies)؛
نظاره‌گر چه کاری هستم؟ (What Do I See?)
نظاره‌گر چه کاری هستی؟ (What Do You See?)
تغییرها (Changes)؛
ترک کردن و بازگشتن (Follow- on).




توصیف
نام فعالیت:
توصیف (Description)

اقلام مورد نیاز:

- عکس‌هایی از افراد از مجله‌ها، روزنامه‌ها و ضمایم آن؛
- تابلو برگردان؛
- چند قلم.

روش اجرا:
رهبر گروه، عکس‌های منتخبی را ارائه می‌کند.

همه‌ی بازیکنان به‌نوبت از جزویاتی صحبت می‌کنند که مشاهده‌گر آن هستند.

یک چهارچوب برای توصیف‌ها ممکن است مفید باشد؛ طبقه‌بندی‌های توصیفی بسیاری از جمله موارد ذیل را می‌توان برای این‌منظور برشمرد:

جنسیت؛
سن و سال؛
خانه؛
قد؛
رنگ چشم؛
ملیت؛
لباس؛
هر ویژگی غیرمعمول؛
شغل؛
نوع اتومبیل؛
مقصد مطلوب برای تعطیلات؛
خانواده و دوستان؛
فعالیت‌های سرگرم‌کننده؛
نام.


افراد می‌توانند در نوبت خود یکی از عکس‌هایی که در معرض نمایش قرار داده می‌شود را توصیف کنند تا بقیه‌ی گروه بتوانند حدس بزنند در حال صحبت درباره‌ی چه کسی هستند.

هرچه شباهت عکس‌های بیش‌تر باشد این فعالیت بیش‌تر چالش‌برانگیز می‌شود.




این کیست؟

نام فعالیت:
این کیست؟ (Who is It?)

اقلام مورد نیاز:

- عکس‌هایی از افراد متناسب با گروه؛
به‌عنوان مثال: کارمندان محلی (Residential Staff)، شخصیت‌های تلویزیونی، اعضای خانواده و غیره.
- نمونه‌هایی از همان افرادی که در نوار ضبط‌صوت یا فایل کامپیوتری در حال صحبت هستند.


روش اجرا:
رهبر گروه، عکس‌هایی برای شناسایی افراد موجود ارائه می‌کند.

این فعالیت می‌تواند با حذف چشمان افراد در عکس از چالش بیش‌تری برخوردار شود.

رهبر گروه بخش‌هایی منتخب از نوار ضبط‌صوت یا فایل کامپیوتری را پخش می‌کند تا افراد حدس بزنند چه کسی در حال صحبت کردن است.



شغلش را حدس بزن!
نام فعالیت:
شغلش را حدس بزن!

اقلام مورد نیاز:

- عکس‌هایی از افراد در جامعه در محیط کارشان.


روش اجرا:
رهبر گروه، عکس‌ها را به گروه نشان می‌دهد و گروه مجبور هستند شغل آنان را در جامعه حدس بزنند.



ارائه‌ی شواهد
نام فعالیت:
ارائه‌ی شواهد (Witness)

اقلام مورد نیاز:

- بخش‌هایی از یک فیلم ویدیویی یا یک برنامه‌ی تلویزیونی یا یک فیلم که در آن، سه تا چهار نفر ایفای نقش می‌کنند.


روش اجرا:
رهبر گروه یک فیلم چند ثانیه‌ای یا چند دقیقه‌ای که دارای صحنه‌های اکشن یا پُرتحرک است نظیر: توقیف یک متهم را به گروه نشان می‌دهد.

سپس فیلم ویدیویی متوقف می‌شود و اعضای گروه شواهدی از فیلم ارائه می‌کنند و در مورد افرادی که در فیلم به بازی پرداخته‌اند توضیح می‌دهند.

این فعالیت می‌تواند فردی یا دو نفره یا در گروه‌های کوچک سازماندهی شود.

فیلم ویدیویی را می‌توان به‌تعدادی که افراد گروه تقاضا می‌کنند تکرار کرد تا اعضای گروه، توضیح‌های‌شان را مجدداً بررسی کنند.



نگریستن به خودمان!

نام فعالیت:
نگریستن به خودمان! (Look at Yourself)

اقلام مورد نیاز:

- دوربین عکاسی پولاروید یا سایر دوربین‌های مناسب عکاسی.


روش اجرا:
افراد تشویق می‌شوند از یکدیگر در موقعیت‌های مختلف ذیل عکس‌برداری کنند:

 ایستاده؛
 در حال خنده؛
 در حالت نیم‌رخ.


ممکن است دوربین در وضعیتی قرار داده شود که افراد بتوانند عکس سلفی (از خود) بگیرند و این نوع عکس‌ها بیش‌تر ترجیح داده می‌شود.

زمانی که افراد گروه آماده‌ی تصویربرداری می‌شوند ممکن است از کمک ابزارهایی برای عکس‌برداری استفاده شود تا هر کسی موقع نگاه کردن به دوربین از آرامش برخوردار باشد.

ممکن است از شرکت‌کنندگان در این فعالیت خواسته شود از عکس‌های خودشان نگهداری کنند.



توصیف خود

نام فعالیت:
توصیف خود (Describe Yourself)

اقلام مورد نیاز:

- دستگاه ضبط و پخش عکس و فیلم
برای مشاهده‌ی عکس‌ها و فیلم‌های خود در صورت نیاز.


روش اجرا:
افراد به‌نوبت خودشان را هرگونه که می‌خواهند در جمع توصیف می‌کنند.

می‌توانند برای معرفی خود از چهارچوب یکسانی تبعیت کنند.

عکس‌ها و فیلم‌هایی که از خود تهیه کرده‌اند به‌عنوان نشانه و راهنمایی برای معرفی به افراد گروه خواهد بود.



شنیدن حرف‌های خود

نام فعالیت:
شنیدن حرف‌های خود (Listen to Yourself)

اقلام مورد نیاز:

- یک دستگاه ضبط صدا با میکروفون.


روش اجرا:
هر فرد تشویق می‌شود تا به‌نوبت صحبت کند و به ضبط صدای خود بپردازد.

صداهای ضبط شده برای گروه پخش می‌شود تا افراد گروه تشخیص دهند صدای پخش شده مربوط به کیست.



تشخیص تغییر

نام فعالیت:
تشخیص تغییر (Spot the Change)

اقلام مورد نیاز:

- ملحقات لباس
نظیر موارد ذیل:

عینک؛
جواهرات؛
ساعت مچی؛
کمربند؛
روسری؛
و غیره.

روش اجرا:
شرکت‌کنندگان به‌نوبت از محل حضور جمع خارج می‌شوند و مواردی از ملحقات لباس‌شان را تغییر می‌دهند؛ به‌عنوان مثال ساعت مچی‌شان را برمی‌دارند؛ یک شال به گردن می‌بندند یا کمربندشان را جدا می‌کنند یا اگر خانم هستند و در جمع دختران واقع شده‌اند روسری‌شان را برمی‌دارند.

وقتی به جمع گروه بازمی‌گردند بقیه‌ی افراد گروه باید تشخیص دهند چه تغییری در ملحقات لباس آنان ایجاد شده است.



سعی کردن در تحقق امری

نام فعالیت:
سعی کردن در تحقق امری (Have a Go!)

اقلام مورد نیاز:

- آینه؛
- طلا و جواهر؛
- کلاه؛
- شال گردن؛
- کلاه گیس؛
- عینک؛
- کفش پاشنه بلند (برای دختران)؛
- هر چیز دردسترس؛
- دوربین پولاروید یا عکس‌برداری.


روش اجرا:
به هر فردی، زمانی اعطا می‌شود تا در خلوت خود در جایی که لازم باشد تغییر در ظاهر خود را بیازماید یا تنها تلاش جدیدی به‌خرج دهد و با آن‌چه دردسترس قرار دارد تغییری در ظاهر خود ایجاد کند تا خودش را مشاهده کند که چگونه به‌نظر می‌رسد. به‌عنوان مثال از شال گردن یا کمربند استفاده کند.

بدین‌ترتیب اگر افراد تصمیم بگیرند می‌توانند عکس‌هایی از خود و دیگران بگیرند.



تقلید از دیگری

نام فعالیت:
تقلید از دیگری (Copy Cats)

اقلام مورد نیاز:

- ملحقات لباس
نظیر موارد ذیل:

عینک؛
جواهرات؛
ساعت مچی؛
کمربند؛
روسری؛
و غیره.

- یونیفورم
- مواد و وسایل گریم.

روش اجرا:
افراد به‌نوبت با ملحقات لباس یا بدون آن خود را جای دیگری - که وی را می‌شناسند - وانمود می‌کنند.

هر فردی از گروه نظر خود را در مورد چگونگی این‌کار در مورد آن فرد مطرح می‌کند.



چشیدن آن‌چه دارای بو است!

نام فعالیت:
چشیدن آن‌چه دارای بو است! (Taste that Smell!)

اقلام مورد نیاز:

مواد چشیدنی
مجموعه‌ای منتخب از خوردنی‌ها در جامعه‌ی مخاطبان شامل موارد ذیل:

سیب یا پرتقال شیرین یا ترش؛
ادویه؛
انبه؛
خربزه؛
و غیره.


مواد دارای بو
مجموعه‌ای منتخب از بوییدنی‌ها در جامعه‌ی مخاطبان شامل موارد ذیل:

انواع عطر؛
انواع صابون؛
انواع شامپو؛
انواع کرم دست و صورت؛
و غیره.

 

روش اجرا:
لازم است رهبر گروه همه‌ی موارد چشیدنی و بوییدنی را برای جلسه‌های چشیدن و بوییدن تهیه و جمع‌اوری کند. همه‌ی موارد به افراد گروه ارائه می‌شود تا نمونه‌ای از مواد به آنان ارائه شود تا در مورد دوست داشتن یا نداشتن آن، تصمیم‌گیری کنند. این فعالیت زمانی مناسب خواهد بود که مواد ارائه شده در جامعه‌ی محل زندگی مخاطبان، آماده و دردسترس آنان باشد.

بعد از این‌که اولین‌بار مخاطبان شروع به انتخاب موارد مورد نظرشان می‌کنند می‌توان آنان را قادر کرد در برنامه‌ی غذایی منزل‌شان تأثیرگذار باشند و از بوییدنی‌های مناسب در هنگام حضور در جامعه بهره ببرند.



فعالیت‌های سرگرم‌کننده

نام فعالیت:
فعالیت‌های سرگرم‌کننده (Hobbies)

اقلام مورد نیاز:

تعداد زیادی اقلام سرگرم‌کننده
شامل موارد ذیل:

تصاویر؛
عکس‌ها؛
فیلم‌های ویدویی؛
کتاب‌ها؛
و غیره.

 

روش اجرا:
رهبر گروه، اقلام سرگرم‌کننده‌ای را فراهم می‌کند تا مخاطبان سرگرم آن‌ها شوند.

ممکن است مخاطبان ترجیح دهند به مراکز محلی در جامعه‌ی محل زندگی‌شان مراجعه کنند و اقلامی را تهیه کنند که دردسترس‌شان قرار دارد.

ممکن است از افراد به‌صورت گروهی دعوت شود به یک فعالیت سرگرم‌کننده مشغول شوند. به‌عنوان مثال می‌توان به فعالیت‌های سرگرم‌کننده‌ی ذیل اشاره کرد:

ساخت جواهرات؛
عکاسی؛
جمع‌اوری و مجموعه‌سازی اقلام سرگرم‌کننده؛
و غیره.




نظاره‌گر چه کاری هستم؟

نام فعالیت:
نظاره‌گر چه کاری هستم؟ (What Do I See?)

اقلام مورد نیاز:

- عکس‌ها یا فیلم‌های ویدیویی از فعالیت‌های گذشته؛
- کاغذ و قلم.


روش اجرا:
به تشویق هر فردی پرداخته می‌شود تا متوجه ظاهر و چگونگی جلوه‌گری‌اش شود و مواردی را که دوست دارد و یا ندارد را مشخص کند.

استفاده از چهارچوبی پایه برای توصیف این امر ممکن است مفید باشد. به‌عنوان مثال:

احساسش از لباس پوشیدن؛
نظم و پاکیزگی؛
وضعیت بدن (Posture)؛
صدا؛
و غیره.


شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه می‌توانند از مشاهده‌های‌شان و هم‌چنین شدت (Strengths) و ضعف و نیازهای‌شان (Needs) به این موارد، یادداشت‌برداری کنند.

در این‌جا به دو مثال اشاره می‌کنیم:

همیشه شیک و باهوش به‌نظر می‌رسم (شدت)؛
صدای من، آهسته است (نیاز).




نظاره‌گر چه کاری هستی؟

نام فعالیت:
نظاره‌گر چه کاری هستی؟ (What Do You See?)

اقلام مورد نیاز:

- کاغذ و قلم.


روش اجرا:
رهبر گروه از هر فردی سؤال می‌کند تا بازخوردهایی از دیگر افراد گروه درباره‌ی ظاهر و حالت و سبک آنان ارائه کنند. هر فردی در گروه باید به‌نوبت در زمینه‌های ذیل صحبت کند:

چیزی که در مورد ظاهر شما دوست دارم نظاره‌گر باشم؛
چیزی که فکر می‌کنم می‌توانم موجب بهبود آن شوم این است که ...


ممکن است لازم باشد رهبر گروه بر حفظ این فعالیت صبوری به‌خرج دهد تا تعادلی بین شدت (Strengths) و ضعف و نیازهای (Needs) مخاطبان برقرار شود.



تغییرها

نام فعالیت:
تغییرها (Changes)

اقلام مورد نیاز:

- کاغذ و قلم.


روش اجرا:
افراد گروه به‌عنوان نتیجه‌ای از فعالیت‌های گذشته ممکن است بخواهند تغییری را در ظاهر (Appearance) و حالت و سبک حضورشان در جامعه (Presentation) اعمال کنند. این امر می‌تواند به‌شکل توافق‌نامه یا تعهد به تغییر باشد.
به‌عنوان مثال می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:
کوتاه کردن موها به‌شکلی معمول؛
خریدن کفش‌های جدید.

بقیه‌ی گروه می‌توانند از یکدیگر پشتیبانی کنند و مفاد توافق‌نامه‌ها یا تعهدهای‌شان در هر جلسه را تا جلسه‌ی بعدی پیگیری کنند.



ترک کردن و بازگشتن

نام فعالیت:
ترک کردن و بازگشتن (Follow- on)

اقلام مورد نیاز:

- اطلاعات موجود در منابع اطلاعاتی محلی؛


روش اجرا:
با تماس بیش‌تر با منابع اطلاعاتی‌ای در جامعه - که اطلاعات بیش‌تری را در مورد ظاهر و سبک و حالت حضور در جامعه برای اعضای گروه فراهم می‌آورند - می‌توان به شناسایی بیش‌تر علایق شخصی افراد دست یافت. الهام گرفتن از نقطه‌نظرهای مراکز ذیل ممکن است برای گروه مفید باشد:

دانشکده‌ها با دوره‌های آموزشی بیش‌تر در زمینه‌ی مراقبت از سلامت و زیبایی (College of Further Education Courses in Health Care and Beauty)؛
ملاقات با مشاوران ساخت و طراحی یا جواهرات (A Visit from a Make- up or Jewellery Consultant)؛
ترتیب دادن بازدید از فروشگاه‌های لباس در صورت امکان در ساعت‌های بعد از غروب؛
ملاقات و مشورت با طراحان لباس برای افراد معلول در جایی مناسب.



فعالیت‌های ابراز احساس‌ها
موارد ذیل را می‌توان از جمله‌ی اهداف فعالیت‌های ابراز احساس‌ها (Saying How You Feel) برشمرد:

 رشد مهارت‌های اعضای گروه در تشخیص و نام‌گذاری احساس‌ها.
 تشویق در ابراز احساس‌ها.


از جمله‌ی فعالیت‌های مناسب در طبقه‌ی «ابراز احساس‌ها» - که موجب آموزش مهارت‌های اجتماعی در شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه می‌شود - می‌‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

 یک احساس چیست؟ (What is a Feeling?)؛
 نگاه کنید! آن‌ها چه احساسی دارند؟ (Look, How Do They Feel?)
 گوش کنید! آن‌ها چه احساسی دارند؟ (Listen, How Do They Feel?)
 همه‌ی آن‌چیزی که به‌نظر می‌رسد (Putting It All Together)؛
 یچه احساسی خواهید داشت اگر ...؟ (How Would You Feel If?)
 پلت‌فرم صحبت (Soap Box)؛
 احساس‌هایت را به‌اشتراک بگذار! (Share Your Feelings!)
 احساس‌هایت را نشان بده! (Show Your Feelings!)
 انتقال یک احساس (Pass A Feeling)؛
 تعارض بسیار (High Drama)؛
 موسیقی اخلاقی (Mood Music)؛
 تصاویر اخلاقی (Mood Pictures)؛
 احساس‌ها (Feelings)؛
 دفتر خاطره (Diary)؛
 یک شب بیرون از منزل (A Night Out)؛
 چه‌چیزی دردسترس است؟ (What's Available?)




یک احساس چیست؟
 نام فعالیت:
یک احساس چیست؟ (What is a Feeling?)

 اقلام مورد نیاز:

- عکس‌ها یا طرح‌های اولیه از یک صورت که بیانگر یکی از شش احساس عمومی ذیل باشد:

 تعجب (Surprise)؛ 
 خشم (Anger)؛ 
 نفرت (Disgust)؛ 
 ترس (Fear)؛ 
 خوشحالی (Happiness)؛ 
 اندوه (Sadness).

- فلیپ چارت (Flip Chart)؛
- قلم؛
- کاغذ؛
- نوار ضبط‌صوت آماده‌ (Prepared Voice Tape)؛
- عکس‌های متنوعی از وضعیت بدنی (Posture) و ژست (Gesture) افراد.

 روش اجرا:
افراد گروه قبل از ادامه‌ی فعالیت‌های بعدی نیاز دارند با واژه‌های توصیف‌کننده‌ی احساس‌ها توافق کنند.

لازم است شش احساس اصلی توسط هر فرد از گروه شناخته شود: 

 تعجب (Surprise)؛ 
 خشم (Anger)؛ 
 نفرت (Disgust)؛ 
 ترس (Fear)؛ 
 خوشحالی (Happiness)؛ 
 اندوه (Sadness).

به‌هر روشی که افراد گروه می‌خواهند می‌توانند این واژه‌ها در مورد احساس‌ها را گسترده‌تر کنند.

هر فرد از گروه به‌نوبت و با استفاده از نوار ضبط‌صوت یا فایل صوتی، عکس‌ها و طرح‌های بیانگر صورت و دیگر عکس‌ها به شناسایی چگونگی ابراز شش احساس اصلی می‌پردازد و آن را از طرق ذیل ابراز می‌کند: 

 ابراز احساس‌ها از طریق صورت؛
 وضعیت بدنی؛
 ژست؛
 صدا؛
 ظاهر.


اجرای این فعالیت توسط رهبر گروه ممکن است مفید باشد.



نگاه کنید! آن‌ها چه احساسی دارند؟

 نام فعالیت: 
نگاه کنید! آن‌ها چه احساسی دارند؟ (Look, How Do They Feel?)

 اقلام مورد نیاز:

- تنوعی از عکس‌ها، اسلایدها و کارتون‌ها
که در آن‌ها، احساس‌های مختلفی از افراد ابراز شده باشد؛
- نوار یا فایل ویدیویی از یک فیلم درام (احساسی) (A Videotape of Film Dramas).

 روش اجرا: 
افراد گروه به‌نوبت و براساس یک چهارچوب به توصیف تصاویر می‌پردازند؛ نظیر: چهارچوب فعالیت توصیف (Description) از فعالیت‌های مناسب در طبقه‌ی «نگاه کردن و شنیدن».

رهبر گروه ممکن است افراد را تشویق کند تا کلمه‌ای را برای توصیف آن تصویر برگزینند. به‌عنوان مثال کلمه‌ی خوشحال (Happy) می‌تواند توسط شرکت‌کننده برگزیده شود.

سپس رهبر گروه این سؤال را مطرح می‌کند: از کجا فهمیدید وی خوشحال است؟

افراد گروه را تشویق می‌کند تا در پاسخ از جمله‌هایی نظیر ذیل استفاده کنند: 

 زیرا وی در حال تبسم است؛
 به‌خاطر این‌که وی در حال دست زدن است؛
 چون آرامش دارد؛
 به‌علت خندان بودنش.


فیلم‌‌های ویدیویی را می‌توان به‌گونه‌ای برای گروه پخش کرد که صدایی نداشته باشد تا بدین‌ترتیب گروه بتوانند بر مشاهده‌های‌شان از آن‌چه افراد در حال بیان آن احساس‌ها هستند تمرکز کنند.



گوش کنید! آن‌ها چه احساسی دارند؟
 نام فعالیت: 
گوش کنید! آن‌ها چه احساسی دارند؟ (Listen, How Do They Feel?)

 اقلام مورد نیاز:

 نوارهای ضبط‌صوت یا فایل‌های صوتی که قبلاً آماده شده و حاوی پیام‌هایی از احساس‌های ذیل باشد:

- فقدان احساس (Neutral Voices)؛ 
- خوشحالی؛ 
- اندوه؛ 
- خشم؛ 
- ترس.


 نوارهای ضبط‌صوت یا فایل‌های صوتی به‌زبان خارجی؛
 رادیو با صحبت‌ها، موسیقی‌ها و نمایش‌های درام (احساسی) (Radio Drama).


 روش اجرا:
افراد به‌نوبت به توصیف احساس‌های افرادی می‌پردازند که صدای آن‌ها را می‌شنوند.

گروه می‌توانند با یکدیگر بحث کنند و به یک توافق در این زمینه دست یابند. 



همه‌ی آن‌چیزی که به‌نظر می‌رسد
 نام فعالیت: 
همه‌ی آن‌چیزی که به‌نظر می‌رسد (Putting It All Together)

 اقلام مورد نیاز:

- نوارها یا فایل‌های ویدیویی از فیلم‌های تلویزیونی یا درام (احساسی) و بخش‌های خبری.

 روش اجرا:
نوار یا فایل ویدیویی منتخب پخش می‌شود.

سپس گروه شروع به بحث در مورد آن‌چیزی می‌کنند که به مشاهده‌ی آن پرداخته‌اند.

در این بحث‌ها بر این امر تمرکز می‌شود که چه کسی از فلان احساس برخوردار بود و چرا.

در این فعالیت در جایی که لازم است از یک چهارچوب باید بهره برد؛ نظیر: چهارچوب فعالیت توصیف (Description) از فعالیت‌های مناسب در طبقه‌ی «نگاه کردن و شنیدن».



چه احساسی خواهید داشت اگر ...؟

 نام فعالیت: 
چه احساسی خواهید داشت اگر ...؟ (How Would You Feel If?)

 اقلام مورد نیاز:

 لازم است رهبر گروه مجموعه‌ای از داستان‌های روزنامه‌ها یا مجله‌ها یا وب‌سایت‌ها نظیر داستان ذیل فراهم آورد:

- امروز یک پسربچه‌ی سه‌ساله در حالی که در پارک مشغول بازی بود به‌شکلی فجیعی توسط یک سگ گاز گرفته شد.

 روش اجرا:
اعضای گروه به‌نوبت به یک داستان گوش فرا خواهند داد و سپس احساس‌شان را نسبت به فردی که داستان درباره‌ی وی است ابراز خواهند کرد؛ آن‌هم در حالتی که جای آن فرد باشند یا جای بستگان یا دوستان‌ وی باشند. به‌عنوان مثال در مورد داستانی که به عنوان نمونه ذکر شد به سؤال‌هایی نظیر ذیل پاسخ خواهند داد:

 اگر جای پدر و مادر آن پسربچه باشند چه احساسی خواهند داشت؟
 در این صورت، چه کاری می‌توانند انجام دهند؟


هم‌چنین این ایده که چه کاری می‌توانند انجام دهند می‌تواند اول مطرح شود؛ اگرچه در این مرحله، تأکید اصلی بر روی این سؤال نیست.

افراد گروه می‌توانند احساس‌های‌شان را از طرق ذیل ابراز کنند:

 صحبت کردن؛
 نوشتن؛
 رسم کردن یک شکل.



پلت‌فرم صحبت

 نام فعالیت: 
پلت‌فرم صحبت (Soap Box)

 اقلام مورد نیاز:

- شش صفحه‌ی کاغذ فلیپ چارت (Flip- Chart Paper)؛
- قلم.


 روش اجرا: 

رهبر گروه شش صفحه‌ی کاغذ فلیپ چارت را بر روی زمین قرار می‌دهد و در مرکز آن‌ها، یکی از شش احساس اصلی را می‌نویسد:

 تعجب (Surprise)؛ 
 خشم (Anger)؛ 
 نفرت (Disgust)؛ 
 ترس (Fear)؛ 
 خوشحالی (Happiness)؛ 
 اندوه (Sadness).


به‌عنوان مثال، وقتی بر روی کاغذ، خشم نوشته می‌شود هر فردی در گروه به‌سرعت در مورد انواع مواردی که موجب خشم می‌شود فکر می‌کند (Brainstorm). سس این موارد را بر روی کاغذ فلیپ چارت می‌نویسد. به‌عنوان مثال ممکن است از جمله‌های ذیل برای ایجاد احساس خشم در خود و دیگران بهره ببرد:

 در صف انتظار ماندن؛
 حقوق پایین؛
 سیگار کشیدن در محل‌های عمومی؛
 و غیره.


این تمرین برای هر یک از پنج احساس دیگر تکرار می‌شود:

 تعجب (Surprise)؛ 
 نفرت (Disgust)؛ 
 ترس (Fear)؛ 
 خوشحالی (Happiness)؛ 
 اندوه (Sadness).




احساس‌هایت را به‌اشتراک بگذار!

 نام فعالیت:
احساس‌هایت را به‌اشتراک بگذار! (Share Your Feelings!)

 اقلام مورد نیاز:

- هیچ چیزی نیاز نیست.


 روش اجرا:
هر فردی از گروه یکی از احساس‌های اصلی را به‌نوبت انتخاب می‌کند.

به هر یک از افراد، زمانی اختصاص داده می‌شود که در مورد احساسی که انتخاب کرده است فکر کند و به این سؤال پاسخ دهد: چه موقع احساسی که انتخاب کرده است (تعجب یا خشم یا نفرت یا ترس یا خوشحالی یا اندوه) به او دست خواهد داد؟
افراد، افکار و داستان‌های خود را با دیگری مطرح می‌کنند. بعضی این‌کار را به‌صورت دونفره یا در گروه‌های کوچک اجرا می‌کنند؛ آن‌هم قبل از این‌که با گروه اصلی در میان بگذارند.

ممکن است لازم باشد رهبر گروه از اشاره‌هایی برای کمک بهره ببرد؛ به‌عنوان مثال این سؤال را مطرح کند: در اولین‌روز هفته و در وسط روز چه احساسی داشتید؟



احساس‌هایت را نشان بده!

 نام فعالیت:
احساس‌هایت را نشان بده! (Show Your Feelings!)

 اقلام مورد نیاز:

- دوربین پولاروید؛
- فیلم؛
- دستگاه ضبط و پخش ویدیو؛
- ضبط‌صوت یا دستگاه ضبط صدا (Voice Recorder)؛
- آینه.


 روش اجرا:
هر فردی تلاش می‌کند هر یک از شش احساس اصلی را از طرق ذیل ابراز کند:

 حالت چهره (Facial Expression)؛
 وضعیت بدن (Posture)؛
 ژست (Gesture)؛
 صدا (Gesture).


این‌کار را ابتدا در برابر آینه انجام می‌دهند و سپس از خود عکس می‌گیرند.

شرکت‌کنندگان در این فعالیت با مراجعه به عکس‌های‌شان، ممکن است بخواهند مجموعه‌ای از عکس‌های‌شان را نگه دارند.



انتقال یک احساس

 نام فعالیت:
انتقال یک احساس (Pass A Feeling)

 اقلام مورد نیاز:

- توپک (Bean- Bag or Beanbag) یا توپ.


 روش اجرا:
هر فردی در یک دایره می‌نشیند و یک توپ یا توپک را به دیگری پرتاب می‌کند.

هر کسی که توپ یا توپک را دریافت می‌کند یکی از شش احساس اصلی را اعلام می‌کند:

 تعجب (Surprise)؛ 
 خشم (Anger)؛ 
 نفرت (Disgust)؛ 
 ترس (Fear)؛ 
 خوشحالی (Happiness)؛ 
 اندوه (Sadness).


کسی که توپ یا توپک را دریافت می‌کند به ایفای نقش آن احساس می‌پردازد..



نمایشنامه‌ی بسیار درام (احساسی)

 نام فعالیت:
نمایشنامه‌ی بسیار درام (احساسی) (High Drama)

 اقلام مورد نیاز:

- دو نمایشنامه‌ی کوتاه و درام (احساسی)
- وسایل و تجهیزات مورد نیاز برای اجرای نمایش.


 روش اجرا:
رهبر گروه، فهرستی از صحنه‌های دراماتیک (احساسی) را برای دو نفر آماده کرده است تا نقش‌شان به‌طور کامل اجرا شود.

شرکت‌کنندگان در این فعالیت به‌صورت گروهی جمع می‌شوند و تصمیم می‌گیرند کدام‌یک از آنان برای آن نقش مناسب است و سپس صحنه را بازی می‌کنند.

این صحنه‌ها باید کوتاه و در عین حال دراماتیک (احساسی) باشد. به‌عنوان مثال می‌توان به نمایشنامه‌های ذیل اشاره کرد:

نمایشنامه‌ی الف:
شیلا در یک فروشگاه است و اتفاقی به یک شیء تزیینی برخورد می‌کند. آن شیء بر روی زمین می‌افتد و می‌شکند. فروشنده رفتار بد و تحقیرامیزی از خود نشان می‌دهد.
بعد از آن، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

نمایشنامه‌ی ب:
بیل به یک دوست زنگ می‌زند و می‌گوید که دو بلیط برای فینال مسابقه‌های تنیس ویمبلی دارد.

گفتگوی‌ این دو چگونه پیش می‌رود؟




موسیقی اخلاقی

 نام فعالیت:
موسیقی اخلاقی (Mood Music)

 اقلام مورد نیاز:

- ضبط‌صوت؛
- موسیقی‌های متنوع و مشروع
نظیر: موسیقی‌های پیروزی انقلاب، جنگ تحمیلی و غیره.


 روش اجرا:
بخش‌های منتخبی از موسیقی‌ها اجرا می‌شود و افراد تشویق می‌شوند تا احساس خود را ابراز کنند.

آنان ممکن است برای ابراز احساس‌های‌شان از پانتومیم، رسم تصویر یا نوشتن یک متن بهره ببرند.



تصاویر اخلاقی

 نام فعالیت:
تصاویر اخلاقی (Mood Pictures)

 اقلام مورد نیاز:

- کتاب‌های هنری؛
- پوسترها یا کارت‌پستال‌های حاوی نقاشی.


 روش اجرا:
گروه به نقاشی‌های هنری نظیر: نقاشی‌های وقایع پیروزی انقلاب یا دفاع مقدس نگاه می‌کنند و احساس‌های‌شان از مشاهده‌ی عکس‌ها را بیان می‌کنند.

رهبر گروه ممکن است سؤ‌الی نظیر ذیل را مطرح کند:

 این نقاشی بیانگر چه حالتی است؟
 و غیره.


مخاطبان می‌توانند از بین تصاویری را که به آنان داده می‌شود مطلوب‌ترین را انتخاب کنند.

این امر می‌تواند با فراهم آمدن امکان خرید تصاویر کارت‌پستال‌ها یا پوسترها توسط مخاطبان همراه شود تا آنان تصاویر دلخواه‌شان را خریداری کنند و سپس به تزیین اتاق‌های‌شان در منازل‌شان بپردازند.



احساس‌ها

 نام فعالیت:
احساس‌ها (Feelings)

 اقلام مورد نیاز:

- قلم و کاغذ.


 روش اجرا:
هر فرد تشویق می‌شود تا درباره‌ی احساس‌هایش و روش ابراز آن‌ها فکر کند.

هم‌چنین درباره‌ی این سؤال فکر می‌کنند:

آیا می‌خواهند تغییرهایی در روش‌های ابراز احساس‌های‌شان ایجاد کنند؟


افراد می‌توانند ایده‌های‌شان در زمینه‌ی در میان گذاشتن ایده‌های‌شان درباره‌ی تغییرها در ابراز احساس‌های‌شان به‌صورت دو نفره یا گروهی مطرح کنند.

هر تغییری می‌تواند تا جلسه‌ی بعدی پیگیری شود. به‌عنوان مثال، اگر احساس می‌کنم ابراز احساس ابراز شده توسط فردی باعث دلخوری من شده است یا نچسب بوده است به فرد مزبور اطلاع می‌دهم تا از همین حالا بر روی آن کار کند.



دفتر خاطره

 نام فعالیت:
دفتر خاطره (Diary)

 اقلام مورد نیاز:

- قلم و کاغذ؛
- دفترچه یادداشت.


 روش اجرا:
به هر فردی یک دفترچه یادداشت داده می‌شود تا خاطره‌ای درباره‌ی چگونگی احساس‌هایش در هر روز بین یک جلسه‌ی گروهی تا جلسه‌ی بعدی در آن بنویسد.

افراد گروه در مواقع مناسب می‌توانند در تدوین دفترچه‌ی خاطره‌ها از یک سیستم نمادین نظیر: ریباس (Rebus) بهره ببرند.

دست‌کم یک احساس و دلیل آن باید در هر روز در دفترچه‌ی خاطره‌ها ذکر شود.

به‌عنوان مثال:
چهارشنبه است؛ از تلفن دایی‌ام متعجب شدم؛ این تماس مرا بسیار خوشحال کرد.

تذکر - منظور از ریباس (Rebus)، نمایش کلمه‌ها به‌شکل تصویر و نماد است.



یک شب بیرون از منزل

 نام فعالیت:
یک شب بیرون از منزل (A Night Out)

 اقلام مورد نیاز:

- اطلاعات در مورد سرگرمی‌ها از کاغذهای تبلیغاتی و پوسترها در زمینه‌ی تئاتر و سینما.


 روش اجرا:
رهبر گروه اطلاعاتی در مورد سرگرمی‌ها در محل زندگی مخاطبان به آنان ارائه می‌کند.

گروه با یکدیگر بحث می‌کنند زمانی که به رویدادهای مختلف می‌روند چه احساسی به آنان دست می‌دهد. به‌عنوان مثال:

 حضور در برنامه‌ی شبی با قرآن با حضور قاریان ایرانی و مصری؛
 حضور در برنامه‌های جذاب مسجد محل در شبی از اعیاد؛
 مشاهده‌ی فیلم وحشتناک در سینما؛
 گوش کردن به موسیقی سنتی در کنسرت موسیقی؛
 مشاهده‌ی نمایش خنده‌دار در تئاتر؛
 و غیر.


مخاطبان انتخاب خواهند کرد که دوست دارند عازم کدام برنامه شوند.

می‌توان به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کرد که در زمینه‌ی انتخاب‌های‌شان تسهیل ایجاد شود.



چه‌چیزی دردسترس است؟

 نام فعالیت:
چه‌چیزی دردسترس است؟ (What's Available?)

 اقلام مورد نیاز:

- اطلاعات از محل زندگی مخاطبان.


 روش اجرا:
رهبر گروه، اطلاعاتی از منابع محل زندگی افراد گروه نظیر موارد ذیل به آنان ارائه می‌دهد تا خودشان پیگیر آن باشند:

 کلاس‌های قرآن؛
 برنامه‌های آموزشی ورزشی؛
 کلاس‌های علمی؛
 کلاس‌های فناوری اطلاعات؛
 کلاس‌های هنری؛
 و غیره.



گفتگوها در ارتباط‌ها
مهارت‌های اجتماعی در زمینه‌ی «گفتگوها در ارتباط‌ها» (Conversation in Relationships) در جهت تأمین اهداف ذیل تحقق می‌یابد:

 کشف آن‌چه یک ارتباط را تشکیل می‌دهد و انواع ارتباط‌های افراد؛ 
 نگریستن به زبانی که ما از آن بهره می‌بریم تا موجب برقراری و حفظ ارتباط شود.




فعالیت‌های عملی
فعالیت‌های عملی بسیاری وجود دارد که با آن می‌توان مهارت‌های اجتماعی در زمینه‌ی گفتگوها در ارتباط‌ها را به شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه آموزش داد که به چهار دسته تقسیم می‌شود:

 فعالیت‌های نگاه کردن و شنیدن حرف‌های دیگران (Looking and Listening to Others)؛
 فعالیت‌های نگاه کردن و شنیدن حرف‌های خودمان (Looking and Listening to Ourselves)؛
 تلاش کردن به‌منظور کسب تجربه (Try it Out)؛
 با سرعت گام برداشتن (Stepping Out).




فعالیت‌های عملی نگاه کردن و شنیدن حرف‌های دیگران
از جمله‌ی فعالیت‌های مناسب در طبقه‌ی «نگاه کردن و شنیدن حرف‌های دیگران» - که موجب آموزش مهارت‌های اجتماعی در زمینه‌ی گفتگوهای متقابل در شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه می‌شود - می‌‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

 یک ارتباط چیست؟ (What is a Relationship?)
 رسمی یا غیررسمی (Formal or Informal)؛
 به آنان نگاه کنید! (Look at Them!)
 به آنان گوش کنید! (Listen to Them!)




یک ارتباط چیست؟
 نام فعالیت:
یک ارتباط چیست؟ (What is a Relationship?)

 اقلام مورد نیاز:

- تصاویر مجله‌ها و روزنامه‌ها؛
- تخته وایت‌بورد (Flip Chart)؛
- چند مداد.


 روش اجرا:
رهبر گروه ممکن است نیاز داشته باشد این امر را بررسی کند که کلمه‌ی ارتباط (Relationship) به‌‌معنای امر همانند برای هر فرد است (The Same Thing to Everyone)؛ این امر ممکن است شروع یک جلسه باشد.

با استفاده از اقلام تصویری، افراد به بیش‌ترین انواع ارتباط‌هایی فکر می‌کنند که می‌توانند برقرار کنند. به‌عنوان مثال:

 مادر و طفل؛
 زن و شوهر؛
 دکتر و مریض.


دانش رهبر گروه از محیط افراد می‌تواند موجب رشد ارتباط‌های متناسب نظیر ذیل شود:

 رهبر خانه و ساکنین آن (Home Leader and Residents)؛
 معلم و دانش‌اموز؛
 فروشنده و مشتری
.


بدین‌ترتیب فهرستی از این موارد به‌شکل منظم درمی‌آید و بر روی دیوار قرار داده می‌شود.



رسمی یا غیررسمی
 نام فعالیت:
رسمی یا غیررسمی (Formal or Informal)

 اقلام مورد نیاز:

- تصاویر مجله‌ها و روزنامه‌ها؛
- تخته وایت‌بورد (Flip Chart)؛
- فهرستی از موارد دارای بیش‌ترین ارتباط
به‌عنوان مثال:

 مادر و طفل؛
 زن و شوهر؛
 دکتر و مریض.

و هم‌چنین مواردی در ادامه‌ی فهرست ذکر می‌شود که ناشی از تأثیرگذاری دانش رهبر گروه از محیط افراد است و رشد ارتباط‌های متناسب نظیر ذیل را به‌همراه خواهد داشت:

 رهبر خانه و ساکنین آن (Home Leader and Residents)؛
 معلم و دانش‌اموز؛
 فروشنده و مشتری.


این فهرست به‌شکل منظم درمی‌آید و بر روی دیوار قرار داده می‌شود.

توضیح - همان‌طور که در فعالیت: یک ارتباط چیست؟ (What is a Relationship?) ذکر شده است.

 روش اجرا:
ممکن است مناسب باشد که بررسی شود که آیا کلمه‌های رسمی و غیررسمی برای افراد در گروه دارای معنای یکسانی است یا خیر.

بدین‌ترتیب در جایی که متناسب باشد عناوین می‌تواند دستخوش تغییر شود.

انواع ارتباط‌ها - اعم از مواردی که دارای بیش‌ترین ارتباط است و مواردی که ناشی از تأثیرگذاری دانش رهبر گروه از محیط افراد بر مخاطبان است - همگی بر روی کارت‌های مجزا نوشته می‌شود.

رهبر گروه به مخاطبان کمک می‌کند تصمیم بگیرند هر رابطه در چه طبقه‌ای از لحاظ رسمی یا غیررسمی واقع می‌شود (جدول 4).

جدول 4 - طبقه‌بندی ارتباط‌ها.
ارتباط رسمی ارتباط غیررسمی
دکتر و مریض دوست و دوست
راننده اتوبوس و مسافر پدر و پسر




به آنان نگاه کنید!
 نام فعالیت:
به آنان نگاه کنید! (Look at Them!)

 اقلام مورد نیاز:

- انتخاب متنوعی از عکس‌ها یا اسلایدهای دو نفره و گروهی از افراد در استقرار رسمی و غیررسمی؛
- تخته وایت‌بورد (Flip Chart)؛
- چند مداد.


 روش اجرا:
رهبر گروه در مورد معانی ارتباط بدون کلام (Non- Verbal Means of Communication) با مخاطبان، مطالبی را یاداوری می‌کند؛ مطالبی نظیر ذیل:

 حالت چهره (Facial Expression)؛
 وضعیت بدن (Posture)؛
 ژست (Gestures)؛
 ظاهر (Appearance).


توضیح - عنوان صدا (The Heading of Voice) در این فعالیت، حذف شده است.

در حالی که اعضای گروه به هر عکس نظر می‌افکنند از اطلاعات بدون کلامی بحث می‌کنند که می‌توانند مشاهده کنند و تصمیم می‌گیرند که آیا ارتباط مورد نظر، رسمی است یا غیررسمی.

به‌عنوان مثال، عکسی که نشان‌دهنده‌ی سربازان در یک زمین رژه‌ی رسمی است ممکن است به‌روش مطرح شده در جدول 5 بیان شود.



به آنان گوش کنید!
 نام فعالیت:
به آنان گوش کنید! (Listen to Them!)

 اقلام مورد نیاز:

- نوار ضبط‌صوت یا فایل صوتی شامل موارد ذیل:

 افراد در حال صحبت کردن؛
 افراد در حال اجرای نمایش؛
 افراد در حال اعلام برنامه؛
 افراد در حال جک گفتن؛
 افراد در حال خواندن خبر؛
 و غیره.


 روش اجرا:
رهبر گروه، نوار ضبط‌صوت یا فایل صوتی را اجرا می‌کند.

مخاطبان برحسب آن‌چه گفته می‌شود و هم‌چنین چگونگی بیان آن درباره‌ی نوع ارتباط با یکدیگر بحث می‌کنند.

ممکن است مناسب باشد گروه مخاطبان برحسب ویژگی‌هایی نظیر ذیل نام‌گذاری شوند:

- لحن صحبت (Intonation)؛
- شدت صدا؛
- جمله‌بندی (Phrasing).




گفتگوها در ارتباط‌ها
مهارت‌های اجتماعی در زمینه‌ی «گفتگوها در ارتباط‌ها» (Conversation in Relationships) در جهت تأمین اهداف ذیل تحقق می‌یابد:

 کشف آن‌چه یک ارتباط را تشکیل می‌دهد و انواع ارتباط‌های افراد؛ 
 نگریستن به زبانی که ما از آن بهره می‌بریم تا موجب برقراری و حفظ ارتباط شود.




فعالیت‌های عملی
فعالیت‌های عملی بسیاری وجود دارد که با آن می‌توان مهارت‌های اجتماعی در زمینه‌ی گفتگوها در ارتباط‌ها را به شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه آموزش داد که به چهار دسته تقسیم می‌شود:

 فعالیت‌های نگاه کردن و شنیدن حرف‌های دیگران (Looking and Listening to Others)؛
 فعالیت‌های نگاه کردن و شنیدن حرف‌های خودمان (Looking and Listening to Ourselves)؛
 تلاش کردن به‌منظور کسب تجربه (Try it Out)؛
 با سرعت گام برداشتن (Stepping Out).




فعالیت‌های نگاه کردن و شنیدن حرف‌های خودمان
از جمله‌ی فعالیت‌های مناسب در طبقه‌ی «نگاه کردن و شنیدن حرف‌های خودمان» (Looking and Listening to Ourselves) - که موجب آموزش مهارت‌های اجتماعی در زمینه‌ی گفتگوهای متقابل در شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه می‌شود - می‌‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

 ارتباط‌های من (My Relationship)؛
 خوب و بد (The Good and the Bad)؛
 نقشه‌ها (Maps)؛
 تجربه‌ی من (My Experience).




ارتباط‌های من
 نام فعالیت: 
ارتباط‌های من (My Relationship)

 اقلام مورد نیاز:

- چند مداد؛
- کاغذ.


 روش اجرا: 
به هر فرد، زمان داده می‌شود تا در مورد ارتباط‌های مهم فکر کند؛ آن‌هم با افرادی که هم‌اکنون با آنان ارتباط دارد یا در گذشته دارای ارتباط با آنان بوده است.

پس از آن است که آنان فهرستی متشکل از افراد ذیل را ایجاد خواهند کرد: 

 والدین؛
 خواهر؛
 بهترین دوست.



 
خوب و بد
 نام فعالیت:
خوب و بد (The Good and the Bad)

 اقلام مورد نیاز:

- تخته وایت‌بورد (Flip Chart)؛
- چند مداد.


 روش اجرا:
ابتدا گروه افراد به دو گروه کوچک‌تر یا دوبه‌دو تقسیم می‌شوند تا در این مورد با یکدیگر بحث کنند که چه‌چیزی هر رابطه‌ای را خوب و چه‌چیزی هر رابطه‌ای را بد می‌کند.

بعد از مدتی، افراد گروه کاملاً به‌هم ملحق می‌شوند و در مورد همه‌ی ‌چیزهایی فکر می‌کنند که ممکن است یک رابطه را بد و یک رابطه را خوب بکند.

این موارد بر دو تخته وایت‌بورد نوشته می‌شوند و برای هر فردی سنجاق می‌شود تا در معرض دید دیگران قرار گیرد.



نقشه‌ها
 نام فعالیت:
نقشه‌ها (Maps)

 اقلام مورد نیاز:

- صفحه‌های خالی؛
- چند مداد.


 روش اجرا:
هر فرد یک دایره‌ی بزرگ بر روی صفحه‌ی کاغذ رسم می‌کند. سپس افراد یک ضربدر در مرکز دایره می‌زنند و نام‌شان را زیر ضربدر می‌نویسند.

بعد از آن است که نام افرادی را که می‌شناسند در فاصله‌ای از مرکز دایره قرار می‌دهند تا بیان‌کننده‌ی کیفیت رابطه‌ی‌شان با آنان باشد (شکل 1).

شکل 1 - چه ارتباط‌هایی دارم؟




تجربه‌ی من
 نام فعالیت:
تجربه‌ی من (My Experience)

 اقلام مورد نیاز:

-


 روش اجرا:
هر فرد به‌نوبت با بقیه‌ی افراد گروه درباره‌ی یک ارتباطی صحبت می‌کند که:

- نتیجه‌ی مطلوب و خوبی به‌همراه نداشته است؛
- موفق بوده است.

 .
 .
 .

تلاش کردن به‌منظور کسب تجربه
از جمله‌ی فعالیت‌های مناسب در طبقه‌ی «تلاش کردن به‌منظور کسب تجربه» (Try it Out) - که موجب آموزش مهارت‌های اجتماعی در زمینه‌ی گفتگوهای متقابل در شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه می‌شود - می‌‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:
 فعالیت‌های آغازین (Starters)؛
 بالاتر از اوج (Over the Top)؛
 هم‌اکنون دوباره آن را یاداوری کنید! (Now Say it Again)
 همه با هم (All Together).



فعالیت‌های آغازین
 نام فعالیت:
فعالیت‌های آغازین (Starters)

 اقلام مورد نیاز:

- اشیای قابل‌حملی که برای مجموعه‌ی یک نمایش یا فیلم استفاده می‌شود نظیر موارد ذیل:

 پنجره؛
 جواهرات؛
 کلاه؛
 فنجان و بشقاب؛
 میز و صندلی.
 
- فهرست آماده‌شده‌های از گفتگوهای آغازین مرتبط با تجربه‌ی افراد گروه؛


 روش اجرا:
افراد گروه دوبه‌دو می‌شوند.

به هر دو نفر، متن گفتگوهای آغازین ارائه می‌شود و در مورد استفاده از آن، راهنمایی‌ می‌شوند.

سپس گفتگوها ادامه می‌یابد. به‌عنوان مثال می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: 
 گفتگوی آغازین شماره‌ی یک
- محل استقرار:
اداره‌ی پست
- افراد:
کارمند پشت پیشخوان
مشتری
- فعالیت آغازین:
مشتری:
سلام! آیا می‌توانید به من کمک کنید؟! من نیاز دارم به ...

 گفتگوی آغازین شماره‌ی دو
- محل استقرار: 
دفتر مسافرتی
- افراد:
کارمند پشت پیشخوان
مشتری
- فعالیت آغازین:
کارمند پشت پیشخوان:
آیا به‌دنبال یافتن یک روز تعطیل هستید؟!

 گفتگوی آغازین شماره‌ی سه
- محل استقرار: 
یک هتل
- افراد: 
دو مشتری که در کافه‌تریای هتل ایستاده‌اند.
- فعالیت آغازین: 
یک مشتری به مشتری دیگر:
من شما را می‌شناسم. اون جان (John) است؛ این‌طور نیست؟! 

 گفتگوی آغازین شماره‌ی چهار
- محل استقرار: 
صف اتوبوس
- افراد: 
یک فردی که در صف اتوبوس ایستاده است.
فرد دیگری که به‌موازات صف قدم می‌زند. 
- فعالیت آغازین: 
آغازکننده‌ی صحبت:
آیا یک خروس زرد رنگ ندیدید؟! اون فرار کرده است ...  

 گفتگوی آغازین شماره‌ی پنج
- محل استقرار: 
نصب تابلو با مضمون: «بسته است» در ورودی استخر شنا
- افراد: 
دو نفر که ساک ورزشی بر دوش دارند. 
- فعالیت آغازین: 
آغازکننده‌ی صحبت:
اُه نه! بسته است! باورم نمی‌شود!   

 گفتگوی آغازین شماره‌ی شش
- محل استقرار: 
اتاق انتظار در مطب دندانپزشکی
- افراد: 
دو مریض منتظر نوبت‌شان هستند. 
- فعالیت آغازین: 
آغازکننده‌ی صحبت:
به‌شدت می‌ترسم! از بودن در این‌جا متنفرم!    

 گفتگوی آغازین شماره‌ی هفت
- محل استقرار: 
منطقه‌ی انتظار نوبت در بانک
- افراد: 
کارمند بانک
مشتری  
- فعالیت آغازین: 
کارمند بانک:
جناب گِرِی (Grey) تشریف بیاورید! لطفاً بنشینید! الآن در مورد شرایط وام بانکی صحبت می‌کنم.     

 گفتگوی آغازین شماره‌ی هشت
- محل استقرار: 
خیابان اصلی
- افراد: 
دو نفر در ملاقات با یکدیگر  
- فعالیت آغازین: 
آغازکننده‌ی صحبت:
یک دوست: سلام! سال‌ها است که شما را ملاقات نکرده بودم؛ حال‌تان چطور است؟      



بالاتر از اوج
 نام فعالیت:
بالاتر از اوج (Over the Top)

 اقلام مورد نیاز:

- دوربین فیلم‌برداری؛
- تخته وایت‌بورد (Flip Chart)؛
- چند مداد؛


 روش اجرا:
هدف از این فعالیت آن است که به مخاطبان نشان داده شود آن‌چه نباید انجام دهند آن است که در دام گفتگوهایی بالاتر از اوج نظیر ذیل وارد نشوند:

- خسته شده‌ام؛
- ارتباط چشمی ضعیف؛
- چهره‌ای خالی از احساس (Blank Face)؛
- استفاده‌ی نامناسب از لمس کردن (Inappropriate Use of Touch).


مخاطبان به‌شکل دوبه‌دو تقسیم می‌شوند تا صحنه‌ای کوتاه را به‌شکلی مطلوب اجرا کنند؛ این در حالی است که یک نفر از گروه‌های دو نفره به بالاتر از اوج دست می‌یابد.

از صحنه‌ها، فیلم‌برداری می‌شود و فیلم آن به افراد گروه نشان داده می‌شود.

بعد از هر صحنه است که شرکت‌کنندگان در این فعالیت می‌توانند بر روی تخته وایت‌بورد از بسیاری از دام‌هایی بنویسند که در آن می‌توانند وارد شوند؛ هم‌چنین می‌توانند از مواردی یادداشت بردارند که دارای هیچ اثری بر دیگر سخنرانان نیست.



هم‌اکنون دوباره آن را یاداوری کنید!
 نام فعالیت:
هم‌اکنون دوباره آن را یاداوری کنید! (Now Say it Again)

 اقلام مورد نیاز:

- دوربین فیلم‌برداری


 روش اجرا: 
افراد در این فعالیت، صحنه‌های فعالیت بالاتر از اوج (Over the Top) را عملیاتی می‌کنند و سپس به اصلاح اشتباه‌های‌شان می‌پردازند.

شرکت‌کنندگان در این فعالیت جهت تنوع در استفاده از فیلم‌های ویدیویی می‌توانند به گروه‌های سه نفره تقسیم شوند؛ به‌گونه‌ای که یک‌نفر مشاهده‌گر باشد و بازخوردهایی را به دیگران ارائه کند.




همه با هم
 نام فعالیت:
همه با هم (All Together)

 اقلام مورد نیاز:

- دسته‌بندی‌ای از وسایل مربوط به لباس؛
- اثاثیه؛
- چند فنجان؛
- چند بشقاب؛
- و غیره.


 روش اجرا: 
تمام افراد گروه همه با هم برنامه‌ی اجرای صحنه‌ی نمایشی کوتاهی را طراحی می‌کنند که در آن، هر فردی از گروه نقشی را ایفا می‌کند.

افراد ممکن است داستانی برای خود داشته باشند یا ممکن است ترجیح دهند در یک داستان، خبر یا سریال تلویزیونی مشهور، ایفای نقش کنند.
.
 .
 .
1397/9/13 لينک مستقيم

نظر شما پس از تاييد در سايت قرار داده خواهد شد
نام :
پست الکترونيکي :
صفحه شخصي :
نظر:
تایید انصراف
 فعالیت‌هایی برای رشد مهارت‌های اجتماعی در اردو و اردوگاه - قسمت هفتم - تلاش کردن به‌منظور کسب
تجربه (طراحی برنامه‌ها و فعالیت‌های شماره‌ی 16)
کوچک کردن
فعالیت‌هایی برای رشد مهارت‌های اجتماعی در اردو و اردوگاه - قسمت هفتم - تلاش کردن به‌منظور کسب
تجربه (طراحی برنامه‌ها و فعالیت‌های شماره‌ی 16)
طراحي برنامه‌ها و فعاليت‌ها
از جمله‌ی فعالیت‌های مناسب در طبقه‌ی «تلاش کردن به‌منظور کسب تجربه» (Try it Out) - که موجب آموزش مهارت‌های اجتماعی در زمینه‌ی گفتگوهای متقابل در شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه می‌شود - می‌‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:
- فعالیت‌های آغازین (Starters)؛
- بالاتر از اوج (Over the Top)؛
- هم‌اکنون دوباره آن را یاداوری کنید! (Now Say it Again)؛
- همه با هم (All Together).






فعالیت‌هایی برای رشد
مهارت‌های اجتماعی در اردو و اردوگاه
قسمت هفتم - تلاش کردن به‌منظور کسب تجربه
 .  .


 مترجم:
محمد ابراهيم عليمرداني
 منبع:
اين مطلب ترجمه‌اي است از:
Hutchings, Sue; Comins, Jayne; Offiler, Judy; "The Social Skills Handbook: Practical Activities for Social Communication"; Speechmark Publishing Ltd; 1991.
. . .

 .

خلاصه‌‌ي مطالب
 سه عامل اصلی وجود دارد که موجب می‌شود به ارتباط نیاز داشته باشیم: شخصیت (Identity)، کنترل (Control) و پذیرفته شدن (Acceptance).
 مهارت‌های اجتماعی (Social Skills) عبارت است از: توانایی برقراری ارتباط (Communication)، ترغیب به انجام امری (Persuade) و عمل متقابل با دیگر اعضای جامعه بدون تعارض غیرضروری (Interact) یا عدم هماهنگی (Undue Conflict).
 موارد ذیل را می‌توان از جمله‌ی ویژگی‌های اصلی ارتباط برشمرد: - ارتباط، عملی ارادی به‌سمت هدفی عمدی است؛ - ارتباط می‌تواند تعیین‌کننده‌ی این امر باشد که فرد بر زمان (When)، فاعل (Who) و چگونگی (How) ارتباط متقابل تأثیرگذار است؛ - در گستره‌ای از موقعیت‌های ارتباطی به مهارت‌های مختلف و متناسب در زمینه‌ی ارتباط‌های اجتماعی (Adaptable Different Social Communication Skills) نیاز است و ممکن است بسته به عوامل بین‌فردی (Interpersonal Factors)، محیطی (Environmental Factors) یا فرهنگی (Cultural Factors)، تنوع داشته باشد؛ - زبان بدن و زبان کلامی صحیح و - تمرین و تقویت مثبت.
 ارتباط می‌تواند با بهبود مهارت‌های اجتماعی و با تمرین و تقویت مثبت متحمل رشد شود.
 یادگیری یک مهارت ارتباطی جدید، نیازمند تمرین است؛ تمرین مفیدی که در آن تلاش شود یادگیرندگان سازگاری یا تفوق یابند (Emulate) و فرصت‌هایی برای تمرین یک سلسله مراحل برای آنان فراهم شود که همراه با پشتیبانی (Support) و تشویق و دلگرمی (Encouragement) باشد.
 اگر بخواهیم به مدلی جهت یادگیری مهارت‌های ارتباطی بپردازیم می‌توانیم از مراحل ذیل اشاره کنیم: مرحله‌ی اول - نشان دادن (Demonstration)؛ مرحله‌ی دوم - تمرین دادن (Practice)؛ مرحله‌ی سوم - ارائه‌ی رهنمود (Guidance) و - مرحله‌ی چهارم - ارائه‌ی بازخورد (Feedback).
 شایستگی اجتماعی کلمه‌ای است که اساساً از مهارت‌ها، دانش‌ها و نگرش‌ها تشکیل یافته است و موجب می‌شود یک فرد با عملکرد اجتماعی (Social Performance) زمانی که در زمینه‌های متفاوت (Different Contexts) قرار می‌گیرد سازگاری داشته باشد.
 انتظار انسانی از ارتباط با دیگران با یک غریزه‌ی اجتماعی و ذاتی سوق داده می‌شود. نیاز به شناخت اجتماعی با دیگران (Identify Collectively with Others) وجود دارد و ارزش‌ها (Values) در مفهوم جامعه قرار داده می‌شود.
 رفتار انسان عمدتاً با مشاهده‌ی دیگران و پیروی از مثال‌شان کسب می‌شود.
 انسان‌ها می‌توانند مبانی کلیدی و مهمی از یک مهارت را جداسازی کنند و آن را در موقعیت‌های جدید و موقعیت‌های دیگری به‌کار برند که خود آغازگر و مبتکر آن باشند (Another Novel and Self- Initiated Situation)..
 انسان‌ها اساساً با یک نیازی هدایت می‌شوند که توسط دیگران تقدیر از آن‌ها صورت گیرد و این امر با به‌رسمیت شناختن به اشکال ذیل تحقق می‌یابد: جسمی یا فیزیولوژیکی.
 افراد دارای توانایی تأثیرگذاری کامل نسبت به پاسخ‌های‌شان در موقعیت‌های اجتماعی (Social Situations) هستند.
 انسان‌ها به‌عنوان افراد دارای ظرفیت توسعه‌ی نفس (Self- Development) و دستیابی به حداکثر توانایی‌های‌شان به‌عبارت دیگر خودشکوفایی (Self- Actulization) هستند.
 تعلق (Belonging) و ارتباط (Relation) با دیگران از نیازهای بنیادین انسان محسوب می‌شوند. کسب مهارت‌ها با تمثیل از دیگران بسیار تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد. انگیزش (Motivation) یک عامل مهم برای آغاز عمل است. بازخورد گرفتن، عاملی مهم برای یادگیری پیشرفت و حفظ آن‌چیزی است که آموخته می‌شود.
 اگر بخواهیم از فواید کار گروهی (Group Work) نام ببریم می‌توانیم به موارد ذیل اشاره داشته باشیم: - فراهم آوردن پشتیبانی از اعضای گروه (Providing Peer- Group Support)؛ - ارائه‌ی مدل‌های نقش متنوع (A Variety of Role Models)؛ - تسهیل در استفاده‌ی ضروری و فوری از مهارت‌ها (Facilitates Immediate Use of Skills)؛ - تأمین منبع قدرتمندی در ارائه‌ی بازخورد و تقویت (Reinforcement) و - استفاده‌ی مؤثر از منابع و سرمایه‌ها (Resources) و هم‌چنین تسهیلات (Facilities).
 اندازه‌ی بهینه‌ی اعضای یک گروه بین 5 تا 12 نفر است.
 گروه‌های کوچک می‌توانند کمک کنند اعتماد و مشارکت بین اعضا توسعه یابد.
 اگرچه مدل هماهنگ عمومي بروس تاكمن (Bruce Tuckman) راهنمایی توصیفی از فرایندهای گروهی محسوب نمی‌شود مراحل ارائه شده در این مدل، چهارچوبی مفید است که می‌تواند کمک کند مسائل کلیدی و مهمی که باید رهبران گروه به آن اشاره کنند برجسته شود.
 مدل هماهنگ عمومي بروس تاكمن از پنج مرحله صحبت می‌کند: مرحله‌ی اول - تشکیل گروه (Forming)؛ مرحله‌ی دوم - تغییر ناگهانی (Storming)؛ مرحله‌ی سوم - به‌شکل عادی درآمدن (Norming)؛ مرحله‌ی چهارم - اجرا و تکمیل (Performing) و مرحله‌ی پنجم - اصلاح کردن (Adjourning or Ending or Reforming).
 در مرحله‌ی تشکیل گروه (Forming)،‌ شاهد احساس‌های ذیل در اعضای گروه خواهیم بود: - اضطراب (Anxiety)، عدم قطعیت و آسیب‌پذیری (Vulnerability) - اعتماد (Reliance) به رهبر گروه.
 اهداف رهبر گروه در مرحله‌ی تشکیل گروه عبارت است از: - توضیح در مورد اهداف گروه (Purpose of Group)؛ - ایجاد اعتماد مجدد (Reassure) و پشتیبان بودن (Being Supportive)؛- قدردانی از ترس‌ها و دلواپسی‌ها (Apprehension).
 مسؤولیت‌های رهبر گروه در مرحله‌ی تشکیل گروه عبارت است از: اول - شناساندن شاخص انتخاب گروه (Identify a Selection Criteria for the Group)؛ دوم - انتخاب روش‌های ارزیابی مناسب (Appropriate Assessment Methods) به‌منظور اقدام به رفتار به‌شکل فردی یا گروهی؛ سوم - تصمیم‌گیری در مورد طراحی برنامه‌ی ارتباط اجتماعی (Social Communication Programme)؛ چهارم - برنامه‌ریزی جلسه‌ی اول.
 برای تحقق دومین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی تشکیل تیم - که عبارت است از: انتخاب روش‌های ارزیابی مناسب به‌منظور اقدام به رفتار به‌شکل فردی یا گروهی - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد: - مشاهده‌ی فعالیت‌های افراد گروه؛ - استفاده از سیاهه‌های مقابله‌ای (Checklists)، شاخص‌های رتبه‌بندی (Rating Scales) و تکنیک‌های خود پایشی یا نظارت بر خود (Self- Monitoring Techniques)؛ - انجام امور به‌شکل مشارکتی؛ - مصاحبه‌ی چهره‌به‌چهره؛ - اقدام کردن به ایفای الگوی نقش (Role- Play Enactments).
 برای تحقق سومین مسؤولیت‌ رهبر گروه - که عبارت است از: تصمیم‌گیری در مورد طراحی برنامه‌ی ارتباط اجتماعی (Social Communication Programme) - می‌توان به اتخاذ رویکردهای ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد: - رویکرد ساختاریافته (Structured Approach)؛ - رویکرد نیمه‌ساختاریافته (Semi- Structured Approach)؛ - رویکرد فاقد ساختار (Unstructured Approach).
 برای تحقق چهارمین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی تشکیل تیم - که عبارت است از: برنامه‌ریزی جلسه‌ی اول - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد: - بررسی محل ارائه‌ی تسهیلات؛ - ارائه‌ی راهبردهای کار گروهی؛ - فراهم آوردن رهنمودهای شفاف و آغازین برای اعضای گروه؛ - ارائه‌ی رهنمود و آگاه کردن از فعالیت‌هایی که باید انجام شود؛ - برنامه‌ریزی و ارائه‌ی توضیح در مورد محتوای برنامه‌ها؛ - شفاف‌سازی در مورد قوانین (Rules)؛ - کاستن اضطراب و اطمینان‌افرینی (Allay Anxieties and Providing Reassurance)؛ - تشویق کردن به حضور فعال در گروه (Encourage Active Participation)؛ - اطمینان یافتن از حداقل ارتباط مورد نیاز در گروه بین افراد.
 اهداف رهبر گروه در مرحله‌ی تغییر ناگهانی عبارت است از: - برقرار کردن محدودیت‌ها (Establish Limits)؛ - شفاف‌سازی و پاسخگویی به نیازهای افراد..
 مسؤولیت‌های رهبر گروه در مرحله‌ی تغییر ناگهانی عبارت است از: اول - انتخاب بهترین روش‌های یادگیری مناسب (The Most Appropriate Learning Methods) برای گروه؛ دوم - شفاف‌سازی در مورد نقش اعضا و هم‌چنین رهبران گروه.
 اهداف رهبر گروه در مرحله‌ی به‌شکل عادی درامدن عبارت است از: - پرورش روحیه‌ی انسجام (Cohesion)؛ - پیوند برقرار کردن بین ایده‌ها (Ideas) و خواسته‌ها (Wishes) تا عمل (Action)؛ - دست‌یافتنی و واقعی نگه داشتن اهداف (To Keep Targets Achievable and Realistic).
 مسؤولیت‌های رهبر گروه در مرحله‌ی مرحله‌ی به‌شکل عادی درامدن عبارت است از: اول - تسهیل در انسجام‌ گروهی (Facilitate Group Cohesion)؛ دوم - تسهیل در مشارکت گروهی (Facilitate Group Co- Operation).
 برای تحقق اولین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی به‌شکل عادی درآمدن - که عبارت است از: تسهیل در انسجام‌ گروهی می‌توان به اقدام‌های ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد: - فراهم آوردن بازخورد (Feedback) و تشویق و دلگرمی (Encouragement) برای همکاری‌های به‌خصوص؛ - بحث کردن درباره‌ی موضوع‌هایی نظیر: حضورهای نامنظم و تعارض‌ها بین اعضای گروه؛‌ - برنامه‌ریزی شروع‌ و پایان‌های تعریف شده برای هر جلسه.
 برای تحقق دومین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی به‌شکل عادی درآمدن - که عبارت است از: تسهیل در مشارکت گروهی می‌توان به اقدام‌های ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد: - تأکید بر مشارکت فعال؛ - سپاسگزاری از همه‌ی اعضای گروه؛ - آماده شدن برای تکرار توضیح‌ها و راهنمایی‌ها؛ - استفاده از گستره‌ای از روش‌های یادگیری.
 اهداف رهبر گروه در مرحله‌ی اجرا و تکمیل عبارت است از: - تشویق شرکت‌کنندگان در فعالیت‌ها؛ - ایجاد تسهیلات برای حل‌ سازنده‌ی مشکلات؛ - انعطاف‌پذیر و پاسخگو بودن در برابر نیازهای افراد (To Remain Flexible and Responsive to Individual Needs).
 مسؤولیت‌های رهبر گروه در مرحله‌ی اجرا و تکمیل عبارت است از: اول - بهره‌برداری از پیوند برقرار کردن بین تجربه‌های افراد گروه برای ایجاد دلگرمی در استفاده از مهارت‌ها در زمینه‌ی وسیع‌تر اجتماعی (In a Wider Social Context)؛ دوم - تشویق کردن به تعمیم مهارت‌ها (Encourage the Generalization of Skills).
 اهداف رهبر گروه در مرحله‌ی خاتمه یافتن یا اصلاح کردن عبارت است از: - اجازه دادن به افراد به ترک گروه؛ - حفظ انسجام و تعهد گروهی (To Maintain Group Cohesion and Commitment)؛ - تسهیل در پایان دادن همراه با یاداوری موارد مثبت و سازنده.
 مسؤولیت‌های رهبر گروه در مرحله‌ی خاتمه یافتن یا اصلاح کردن عبارت است از: اول - شناسایی روش‌های مناسب برای ارزشیابی از نتایج (Identify Appropriate Ways of Evaluating the Outcome)؛ دوم - شناسایی روش‌های مناسب برای پیگیری (Identify Appropriate Methods of Follow- up)؛ سوم - بهره‌گیری از روش‌های اتحاد و همکاری که منجر به ارتقای استفاده‌ی مستمر از مهارت‌ها می‌‌شود.
 برای تحقق اولین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی خاتمه یافتن یا اصلاح کردن - که عبارت است از: شناسایی روش‌های مناسب برای ارزشیابی از نتایج - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد: - ارزیابی مجدد (Re- Assessment)؛ - به‌دست آوردن بازخورد (Feedback) از خانواده و بستگان و دیگر اعضای گروه؛ - دستیابی به اهداف شفاف و معین (Clearly Specified Targets).
 برای تحقق دومین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی خاتمه یافتن یا اصلاح کردن - که عبارت است از: شناسایی روش‌های مناسب برای پیگیری - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد: - شناسایی یک فرد ارتباطی یا یک کارمند مرتبط (Identify a Contact Person/ Link Worker)؛ - برگزاری جلسه‌ای برای پیگیری بررسی‌های انجام شده؛ - فراهم آوردن یک دوره‌ی جدید و اصلاح‌یافته از فعالیت‌های گروهی.
 برای تحقق سومین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی خاتمه یافتن یا اصلاح کردن - که عبارت است از: بهره‌گیری از روش‌های اتحاد و همکاری که منجر به ارتقای استفاده‌ی مستمر از مهارت‌ها می‌‌شود - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد: - بهره‌مندی از تجربه‌های ارتباطی به‌عنوان مثال: الگوهای نقش مناسب و واقعی (Relevant and Realistic Role- Plays) و گستره‌ای افراد درگیر کار گروهی؛ - فراهم آوردن فرصت‌های تجربی بی‌شمار نظیر: فعالیت‌های دست‌گرمی (Warm- ups) و سایر فعالیت‌ها، الگوی نقش، تکالیف منزل؛ - بهره‌مندی از اصول تکرار و تقویت مهارت‌ها آن‌هم به‌اندازه‌ای کافی و تأکید بر نکته‌های مهم برای موفقیت؛ - اطمینان یافتن از این امر که اعضای گروه بر سودمندی ارتباط‌های اجتماعی در جامعه احترام می‌گذارند و این امر را درک کرده‌اند که چرا نباید فقط بر کیفیت این ارتباط‌ها تمرکز کنند.
 مهارت‌های اصلی ارتباط اجتماعی (Basic Social Communication Skills) عبارت است از رفتارهای معمولی است که یک فرد را قادر می‌کند از لحاظ اجتماعی با دیگر افراد همراه شود.
 مهارت‌های اصلی ارتباط اجتماعی، چهارچوبی از مهارت‌ها است که می‌تواند با گذشت زمان با تمرین‌های معمول رشد کند. افراد می‌توانند به‌سمت کسب مهارت‌های پیچیده‌تری رشد کنند.
 همانند یادگیری قواعد گرامر همیشه استثناهایی در قوانین و موقعیت‌های اجتماعی ویژه وجود دارد که پاسخ‌های منحصر به فرد می‌طلبد.
 ارتباط متقابل چشمی مناسب بین دو نفر ناآشنا و غریبه از الگوی ذیل تبعیت می‌کند: - ارتباط چشمی مختصر؛ - نگاه کردن مختصر به اطراف؛ - ارتباط چشمی دوباره؛ - ارائه‌ی یک پاسخ.
 ارتباط چشمی عمیق و طولانی‌مدت با خیره شدن کنجکاوانه و ثابت و مستقیم همراه است.
 ارتباط چشمی ثابت و مستقیم اگر با عصبانیت همراه باشد خصمانه و تجاوزگرایانه تلقی می‌شود.
 ارتباط چشمی خوب: - راهنمایی برای تنظیم سرعت و هماهنگی در گفتگوهای متقابل است و به این امور کمک می‌کند؛ - علامت راهنما برای تبادل کلام‌ است؛ - بیانگر نوبت افراد در گفتگوهای متقابل است.
 ژست خوب: - موجب ایجاد علاقه و دلبستگی به آن‌چیزی می‌شود که در حال بیان آن هستیم؛ ژست خوب، امواج و نمایش‌های هیجان‌انگیزی و رنگینی به مطلب می‌افزاید؛ - به آهنگ گفتگوی متقابل کمک می‌کند و تأکیدهای احساسی را بدان می‌افزاید. به‌عنوان مثال می‌توان به کوبیدن پا در هنگام عصبانیت اشاره کرد.
 یک وضعیت بدنی شفاف، مطمئن و هشداردهنده (An Open, Confident and Alert Posture): - بیانگر تمایل به نزدیک شدن و ارتباط برقرار کردن است؛ - افراد را قادر می‌کند به‌صورت چهره‌به‌چهره، با چهره و خیره شدن و قرار دادن بدن در برابر دیگری، ارتباط متقابل با یکدیگر داشته باشند.
 ارتباط نزدیک‌تر برای گسترش ارتباط از فاصله‌ی اجتماعی (Social Distance) تا حریم شخصی (Intimate Distance) مناسب است.
 هدف از برقراری تماس مناسب، تحقق موارد ذیل است: - سلام و علیک کردن و خوشامدگویی؛ - خداحافظی کردن؛ - تبریک گفتن؛ - راهنمایی کردن.
 هدف از ظاهر خوب تحقق موارد ذیل است: - اولین اثر از ظاهر یک مربی دارای تأثیر بسیاری است؛ آن‌هم زمانی که در حال شکل‌گیری اولین آثار خود بر روی مخاطبان است؛ - لباس پوشیدن به‌گونه‌ای که افراد با نقش‌های ویژه معمولاً بر تن می‌کنند (Dressing the Part) انتقال‌دهنده‌ی تمایل به هماهنگی و انسجام (Fit in) و ارتباط با دیگران (Be Involved) است.
 شنیدن خوب در موارد ذیل محقق می‌شود: - وجود شنونده‌ی مؤثر؛‌ - زبان بدن مناسب؛ - آگاه بودن از زبان دیگران.
 آغاز و حفظ ارتباط خوب، یک نقطه‌ی آغازین است که ممکن است یک علاقه‌ی مشترک (Shared Interest) یا یک تجربه‌ی مشترک (Common Experience) باشد.
 توسعه‌ی یک ارتباط خوب: - حفظ و نگهداری یک تعادل بین نزدیکی و سهم‌گذاری(Fit) است تا به تفاوت‌های افراد احترام بگذارد؛ - اگر می‌خواهد تحقق یابد نیازمند کمی تعهد(Commitment) و اشتیاق به تداوم آن است.
 خودآشکارسازی خوب: - فراهم‌آورنده‌ی فرصتی برای کشف بنیان درک متقابل شامل: علایق و تجربه‌های مشترک قبل یا در حال‌حاضر است؛ - خودآشکارسازی متقابل (Mutual Self- Disclosure) کمک می‌کند اعتماد رشد یابد و پیش‌برنده‌ی ارتباط‌های شخصی‌تر و شفاف‌تر محسوب می‌شود.
 همدلی و هم‌حسی خوب عبارت است از: - ملاحظه‌ی صمیمی دیگران و تمایل به احترام قایل شدن برای نقطه‌نظرهای دیگران؛ - توانایی تسهیل در ارتباطی شفاف‌تر و مطمئن‌تر.
 نگرش مثبت خوب: - انتقال‌دهنده‌ی احساس ارزشمند بودن که با درک به‌دست می‌آید و احساس این‌که فرد اهمیت دارد؛ - ارائه‌ی بازخورد مثبت به دیگران می‌تواند به وسعت بخشیدن به حلقه‌‌ی اجتماعی (Social Circle) منتهی شود و فرصتی برای ایجاد دوستی‌های بیش‌تر محسوب می‌شود.
 فعالیت‌های عملی بسیاری وجود دارد که با آن می‌توان مهارت‌های اجتماعی را در شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه آموزش داد.
 فعالیت‌های عملی برای آموزش مهارت‌های اجتماعی در اردو و اردوگاه را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: - فعالیت‌های نگاه کردن و شنیدن (Looking and Listening) و فعالیت‌های ابراز احساس‌ها ((Saying How You Feel.
 موارد ذیل را می‌توان از جمله‌ی اهداف فعالیت‌های «نگاه کردن و شنیدن» برشمرد: - افزایش آگاهی‌های اعضای گروه از افراد، مکان‌ها و رسومی که موجب ایجاد جامعه‌ی ویژه‌ای از آن افراد می‌شود؛ - تشویق اعضای گروه به شناسایی سبک‌های ارتباطی در افراد.
  از جمله‌ی فعالیت‌های مناسب در طبقه‌ی «نگاه کردن و شنیدن حرف‌های خودمان» (Looking and Listening to Ourselves) - که موجب آموزش مهارت‌های اجتماعی در زمینه‌ی گفتگوهای متقابل در شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه می‌شود - می‌‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: ارتباط‌های من (My Relationship)؛ خوب و بد (The Good and the Bad)؛ نقشه‌ها (Maps)؛ تجربه‌ی من (My Experience).



 .


مقدمه
 مهارت‌های اجتماعی (Social Skills) عبارت است از: توانایی برقراری ارتباط (Communication)، ترغیب به انجام امری (Persuade) و عمل متقابل با دیگر اعضای جامعه بدون تعارض غیرضروری (Interact) یا عدم هماهنگی (Undue Conflict).



چرا به ارتباط نیاز داریم؟
سه عامل اصلی وجود دارد که موجب می‌شود به ارتباط نیاز داشته باشیم:

 شخصیت (Identity)
شخصیت پیامدهای ذیل را در زمینه‌ی ارتباط به‌همراه خواهد داشت:

 ایجاد احساس تعلق (Belonging) به یک گروه خاص؛
  ایجاد احساس سهیم بودن (Involvement) و تأیید (Acknowledgement).
 کنترل (Control)
کنترل پیامدهای ذیل را در زمینه‌ی ارتباط به‌همراه خواهد داشت:
توانایی آغاز کردن به یک عمل و پاسخ دادن به دیگران؛
توانایی تعیین این امر که با چه فردی صحبت می‌کنیم و چه می‌گوییم.
 پذیرفته شدن (Acceptance)
پذیرفته شدن پیامدهای ذیل را در زمینه‌ی ارتباط به‌همراه خواهد داشت:

 تمایل به دوست شدن (Make Friends) و دوست داشته شدن (To Be Liked)؛
 تمایل به سازگار شدن (Fit) و پذیرفته شدن (To Be Accepted).



 
ویژگی‌های اصلی ارتباط
موارد ذیل را می‌توان از جمله‌ی ویژگی‌های اصلی ارتباط برشمرد:
 ارتباط، عملی ارادی به‌سمت هدفی عمدی است.
به‌عنوان مثال می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

 هدف کوتاه‌مدت
سؤال از فردی در خیابان برای یافتن مسیر حرکت؛
 هدف درازمدت
برنامه‌ریزی و سازماندهی تعطیلات.

 ارتباط می‌تواند تعیین‌کننده‌ی این امر باشد که فرد بر زمان (When)، فاعل (Who) و چگونگی (How) ارتباط متقابل تأثیرگذار است. به‌عنوان مثال: برقرار کردن یک ارتباط تلفنی و سازماندهی یک ملاقات با یکی از خویشاوندان.
 در گستره‌ای از موقعیت‌های ارتباطی به مهارت‌های مختلف و متناسب در زمینه‌ی ارتباط‌های اجتماعی (Adaptable Different Social Communication Skills) نیاز است و ممکن است بسته به عوامل بین‌فردی (Interpersonal Factors)، محیطی (Environmental Factors) یا فرهنگی (Cultural Factors)، تنوع داشته باشد. به‌عنوان مثال: می‌توان به رفتن به یک اردو اشاره کرد.

 موقعیت غیررسمی
در گوشه‌ای از اردوگاه و در جمع گروه کوچکی از افراد نشستن و صحبت کردن همراه با لباس عادی که به‌طور اتفاقی انتخاب شده است؛
 موقعیت رسمی
معرفی شدن به دیگران توسط مربیان همراه با لباسی که هوشمندانه انتخاب شده است.






جدول 1 - هدف از ارتباط اجتماعی.

زبان بدن

زبان کلامی

مهارت‌های غیرکلامی

مهارت‌های کلامی

تکمیل می‌کند.

ارتباط برقرار می‌کند.

بیانگر آن‌چیزی است که گفته می‌شود.

انتقال‌دهنده‌ی اطلاعات، حقایق، عقاید و احساس‌ها است.

تأکید می‌کند.

شفاف‌سازی می‌کند.

بر کلمه‌ها یا عبارت‌ها تأکید می‌کند.

طبیعت ارتباط تأییدکننده‌ی موقعیت و نقش حضار است.

راهنمایی می‌کند.
بیان‌کننده‌ی رعایت نوبت در گفتگوها است..

راهنمایی می‌کند. شامل قوانین پذیرفته شده‌ی اجتماعی برای گفتگو است؛ از زمان، فاعل و چگونگی گفتگو صحبت می‌کند.

جایگزین می‌کند. بیان نمادین کلمه‌ها یا عبارت‌های گفته شده ریشه‌های موارد تشریفاتی بخشی از میثاق اجتماعی است.

به‌تمامی محقق می‌کند. تأمین‌کننده‌ی نیازهای مورد درخواست انسانی است که مورد پسند دیگران بوده و برای ایجاد دوستی‌ها است.


 زبان بدن و زبان کلامی صحیح
ویژگی دیگر ارتباط آن است که با یک ارتباط متقابل و مؤثر (Effective Interaction) همراه می‌شود که به صحیح بودن زبان بدن (غیرکلامی) (Body Language) و زبان کلامی (Verbal Language) بستگی دارد. به‌عنوان مثال: تعریف و تحسین کردن به‌منظور بیان واقعی و دقیق (Sound Genuine Expression) و هم‌چنین حالت چهره (Facial Expression) و موقعیت بدنی متناسب با آن‌چه در حال بیان آن هستیم.
 تمرین و تقویت مثبت
ارتباط می‌تواند با بهبود مهارت‌های اجتماعی و با تمرین و تقویت مثبت متحمل رشد شود. به‌عنوان مثال: در یادگیری یک ارتباط تلفنی، مراحل مختلفی وجود دارد که می‌تواند شناسایی شود و تمرین در هر مرحله به‌صورت مجزا انجام شود (جدول 1) [هارگی و غیره؛ 1363 شمسی (1984 میلادی)]. 



کسب مهارت‌های ارتباطی، اجتماعی
یادگیری یک مهارت ارتباطی جدید، نیازمند تمرین است؛ تمرین مفیدی که در آن تلاش شود یادگیرندگان سازگاری یا تفوق یابند (Emulate) و فرصت‌هایی برای تمرین یک سلسله مراحل برای آنان فراهم شود که همراه با پشتیبانی (Support) و تشویق و دلگرمی (Encouragement) باشد.

تمرکز بر عملکرد (Performance) به‌تنهایی اغلب برای تضمین دستیابی به اهداف درازمدت کافی نیست. این امر اهمیت دارد که از تمایل افراد برای موفقیت (Achievement) و بهبود (Improvement) بهره‌برداری شود و کنترل فعال‌تری بر محیط اجتماعی یادگیرندگان وجود داشته باشد.

اگر بخواهیم به مدلی جهت یادگیری مهارت‌های ارتباطی بپردازیم می‌توانیم از مراحل ذیل اشاره کنیم:

مرحله‌ی اول - نشان دادن (Demonstration)
مربی در مرحله‌ی نشان دادن به مخاطبان چنین می‌گوید: «این‌گونه شما آن امر را محقق می‌کنید. به من نگاه کنید!» (This is How You Do It. Whatch Me!)

مرحله‌ی نشان دادن دارای ویژگی‌های ذیل است:

 این مرحله باید با الگوی نقش واقعی محقق شود. این امر لزوماً توسط یک کارشناس تحقق نمی‌یابد؛
 در این مرحله است که استانداردهایی مقرر می‌شود و آن‌چه برای دستیابی به موفقیت امکان‌پذیر است به مخاطبان نشان داده می‌شود؛
 چنان‌چه مخاطبان به‌شکلی فعال عمل کنند یادگیری افزایش پیدا خواهد کرد.


مرحله‌ی دوم - تمرین دادن (Practice)
مربی در مرحله‌ی تمرین دادن به مخاطبان چنین می‌گوید: «اکنون شما تلاش می‌کنید» (Now You Have a Go).

مرحله‌ی تمرین دادن دارای ویژگی‌های ذیل است:
 مهارت ارتباطی مذکور به یک سلسله مراحل تقسیم می‌شود؛
 اجازه می‌دهد تمرین‌های تکراری برای هر مرحله‌ی کلیدی و مهم انجام شود؛ مراحلی که هرکدام بخش‌های تشکیل‌دهنده‌ی آن مهارت ارتباطی محسوب می‌شوند.
 حفظ تمرکز بر مهارت کاملی است که به بخش‌ها و مراحلی تفکیک شده است؛ به‌گونه‌ای که یادگیرندگان از اهداف درازمدت و نهایی (جمع بخش‌ها و مراحل) به‌شکل شفافیت آگاه شوند.

مرحله‌ی سوم - ارائه‌ی رهنمود (Guidance)
مربی در مرحله‌ی ارائه‌ی رهنمود به مخاطبان چنین می‌گوید: «مراقب این امر باشید و نسبت به خطرهای آن آمادگی داشته باشید؛ بر این‌ امر دقت کنید!» (Whatch out for This; Be Careful Here).

مرحله‌ی ارائه‌ی رهنمود دارای ویژگی‌های ذیل است:
 از ایما و اشاره (Cues) جهت تلاش در زمینه‌ی عملکرد مهارتی (Skilled Performance) خواه نشان‌های جسمانی، خواه بصری خواه کلامی بهره‌برداری می‌شود؛
 یادگیرندگان در مراحل اولیه‌ی یادگیری راهنمایی می‌شوند تا اضطراب و ترس‌شان از شکست کاهش یابد؛
 فرصت‌هایی چندباره برای تمرین مهارت کامل فراهم می‌شود؛ در حالی که به یادگیرندگان هیچ کمکی ارائه نمی‌شود؛ تا مطمئن شوند تسلط پیدا کرده‌اند.

مرحله‌ی چهارم - ارائه‌ی بازخورد (Feedback)
مربی در مرحله‌ی ارائه‌ی رهنمود به مخاطبان چنین می‌گوید: «خوب از عهده‌ی این‌کار برامده‌اید؛ خیلی خوب بود» (Well Done. That was Very Good).

مرحله‌ی ارائه‌ی بازخورد دارای ویژگی‌های ذیل است:

 یادگیرندگان در حین تمرین یا بعد از کسب کامل مهارت و تقاضای کمک مورد ستایش قرار می‌گیرند؛
 ارائه‌ی بازخورد پس از کسب کامل مهارت موجب ایجاد احساس موفقیت و مباهات می‌شود.




 
نظریه‌ها چه می‌گویند؟!
هر چقدر تعاریف متعدد و بسیاری از مهارت‌های اجتماعی (Social Skills) وجود دارد در مورد شایستگی اجتماعی (Social Competence) این‌گونه نیست. شایستگی اجتماعی کلمه‌ای است که اساساً از مهارت‌ها، دانش‌ها و نگرش‌ها تشکیل یافته است و موجب می‌شود یک فرد با عملکرد اجتماعی (Social Performance) زمانی که در زمینه‌های متفاوت (Different Contexts) قرار می‌گیرد سازگاری داشته باشد. واقعیت آن است که درک این حقیقت سخت است که به‌شکلی شفاف، موارد برجسته و منحصر به فرد از دامنه‌ای از مهارت‌های فردی و الگوها (Highlights the Uniqueness of Each Individual's Repertoire of Skills) و رشته‌های دایماً متغیر از تجربه‌های اجتماعی (Kaleidoscope of Social Experiences) مستقر شود.

این امر غیرواقعی و غیرقابل‌انتظار خواهد بود که بتوانیم از لحاظ اجتماعی از مهارت‌های مورد نیاز و متناسب با هر موقعیت اجتماعی (Social Situation) برخوردار باشیم. متغیرهایی نظیر: موقعیت‌های مکانی و زمانی (Setting)، زمانی که در آن روز واقع شده‌اند (The Time of Day) و دیگر افراد می‌تواند به‌میزان بسیاری بر روش پاسخ‌مان تأثیرگذار باشند. درک زمینه‌های نظری در مورد ارتباط‌های اجتماعی (Social Communication) می‌تواند به مربیان و رهبران گروه‌ها کمک کند مبانی راهنما و مفیدی را به‌کار بندند و به توسعه‌ی منطق عمل (Rationale for Action) و ارتقای ارزشیابی انتقادی (Enhance Critical Evaluation) اقدام کنند.

آن‌چه اکنون و تاکنون ذکر شده و می‌شود راهنمایی مختصر و در عین حال شفاف برای مفاهیم و ایده‌های مرتبط است که ممکن است موجب ایجاد انگیزه در مربیان و رهبران گروه‌ها شود تا به ارزش آنان پی ببرند و به مطالعه‌ی بیش‌تر در مورد آن بپردازند. 



مفهوم علاقه‌ی اجتماعی
انتظار انسانی از ارتباط با دیگران با یک غریزه‌ی اجتماعی و ذاتی سوق داده می‌شود. نیاز به شناخت اجتماعی با دیگران (Identify Collectively with Others) وجود دارد و ارزش‌ها (Values) در مفهوم جامعه قرار داده می‌شود.

علاقه‌مندان برای توضیح بیش‌تر می‌توانند به کتاب ذیل مراجعه فرمایند: 
- آدلر، آلفرد؛ «جنبه‌های عملی روانشناسی فردنگر»؛ کتاب‌های خوب مارتینو؛ 1390.
Adler, Alfred; "The Practice and Theory of Individual Psychology"; Martino Fine Books; 2011 



یادگیری از طریق تجربه
رفتار انسان عمدتاً با مشاهده‌ی دیگران و پیروی از مثال‌شان کسب می‌شود. انسان‌ها از طریق مدل‌سازی می‌توانند از تجربه‌های دیگران منفعت ببرند و با روش‌های سعی و خطا و بسیار سریع‌تر، مهارتی جدید کسب کنند. انسان‌ها می‌توانند مبانی کلیدی و مهمی از یک مهارت را جداسازی کنند و آن را در موقعیت‌های جدید و موقعیت‌های دیگری به‌کار برند که خود آغازگر و مبتکر آن باشند (Another Novel and Self- Initiated Situation).

انسان‌ها اساساً با یک نیازی هدایت می‌شوند که توسط دیگران تقدیر از آن‌ها صورت گیرد و این امر با به‌رسمیت شناختن به اشکال ذیل تحقق می‌یابد:

 جسمی
نظیر: ‌زبان بدن و لمس
 فیزیولوژیکی
نظیر: به‌کار بردن الفاظ و تعریف کردن.


افراد دارای توانایی تأثیرگذاری کامل نسبت به پاسخ‌های‌شان در موقعیت‌های اجتماعی (Social Situations) هستند.

بیان سلسله‌مراتبی نیازها، نیازهای ایمنی (Safety Needs) و فیزیولوژیکی (Physiological Needs) را پُررنگ‌تر از نیازهای تعلق (Belongingness Needs) و عزت و کرامت (Esteem Needs) نشان می‌دهد.

انسان‌ها به‌عنوان افراد دارای ظرفیت توسعه‌ی نفس (Self- Development) و دستیابی به حداکثر توانایی‌های‌شان به‌عبارت دیگر خودشکوفایی (Self- Actulization) هستند.

علاقه‌مندان برای توضیح بیش‌تر می‌توانند به کتاب‌های ذیل مراجعه فرمایند:
- بِرنِه، اریک؛‌ «بازی‌هایی که افراد ایفا می‌کنند:‌ کتاب راهنمای تجزیه و تحلیل تبادلی»؛ کتاب‌های بالانتین؛ 1375.
Berne, Eric; "Games People Play: The Basic Handbook of Transactional Analysis"; Ballantine Books; 1996
- آرگیله، مایکل؛ «مطالعه‌ی علمی رفتار اجتماعی»؛ روتلج؛ 1393؛
Argyle, Michael; "The Scientific Study of Social Behaviour (Psychology Revivals)"; Routledge; 2014
- مازلو، آبراهام هـ.؛ «تئوری انگیزش انسانی»؛ کتاب‌های خوب مارتینو؛ 1392.
Maslow, Abraham H.; "A Theory of Human Motivation"; Martino Fine Books; 2013.



نکته‌های مهم و کلیدی
تعلق (Belonging) و ارتباط (Relation) با دیگران از نیازهای بنیادین انسان محسوب می‌شوند. کسب مهارت‌ها با تمثیل از دیگران بسیار تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد. انگیزش (Motivation) یک عامل مهم برای آغاز عمل است. بازخورد گرفتن، عاملی مهم برای یادگیری پیشرفت و حفظ آن‌چیزی است که آموخته می‌شود.

 

برپا و اداره کردن گروه‌ها
اگر بخواهیم از فواید کار گروهی (Group Work) نام ببریم می‌توانیم به موارد ذیل اشاره داشته باشیم:

- فراهم آوردن پشتیبانی از اعضای گروه (Providing Peer- Group Support)؛
- ارائه‌ی مدل‌های نقش متنوع (A Variety of Role Models)؛
- تسهیل در استفاده‌ی ضروری و فوری از مهارت‌ها (Facilitates Immediate Use of Skills)؛
- تأمین منبع قدرتمندی در ارائه‌ی بازخورد و تقویت (Reinforcement)؛
- استفاده‌ی مؤثر از منابع و سرمایه‌ها (Resources) و هم‌چنین تسهیلات (Facilities).


اندازه‌ی بهینه‌ی اعضای یک گروه بین 5 تا 12 نفر است. گروه‌های کوچک می‌توانند کمک کنند اعتماد و مشارکت بین اعضا توسعه یابد.



شکل 1 - چرخه‌ی تنهایی اجتماعی.

بروس تاكمن (Bruce Tuckman)
مدل هماهنگ عمومي «بروس تاكمن» - ديناميك كار گروهي
مراحل پنج‌گانه‌ی تاکمن برای رشد گروه اشعار می‌دارد که اداره کردن یک گروه نه‌تنها شامل محتوای جلسه‌ها است بلکه هم‌چنین گروه به‌تنهایی با گذشت زمان دچار تحول می‌شود.

اگرچه مدل هماهنگ عمومي بروس تاكمن (Bruce Tuckman) راهنمایی توصیفی از فرایندهای گروهی محسوب نمی‌شود مراحل ارائه شده در این مدل، چهارچوبی مفید است که می‌تواند کمک کند مسائل کلیدی و مهمی که باید رهبران گروه به آن اشاره کنند برجسته شود.

به‌عنوان یک رهبر گروه، فرایند کار کردن به‌شکل مشارکتی در یک گروه ممکن است شبیه حفظ قلمرو (Territory) باشد؛ اما اعضای جدید گروه ممکن است ذهن‌شان کاملاً متمرکز بر عدم قطعیت‌ها (Uncertainities) شود.

می‌توان از سیاهه‌ی مقابله‌ای (Checklist) ذیل برای پیمودن مراحل رشد گروه در مدل هماهنگ عمومي بروس تاكمن بهره برد تا خط سیر تمرکزها مشخص شود و مسائل محتوایی و فرایندی برای رهبران گروه مشخص شود.

مدل هماهنگ عمومي بروس تاكمن از پنج مرحله صحبت می‌کند: 

مرحله‌ی اول - تشکیل گروه (Forming)؛
مرحله‌ی دوم - تغییر ناگهانی (Storming)؛
مرحله‌ی سوم - به‌شکل عادی درآمدن (Norming)؛
مرحله‌ی چهارم - اجرا و تکمیل (Performing)؛
مرحله‌ی پنجم - اصلاح کردن (Adjourning or Ending or Reforming).



 
مرحله‌ی اول - تشکیل گروه
زمانی که افراد یک گروه ابتدا جمع می‌شوند به‌صورت موقت در کنار هم قرار می‌گیرند و به‌دنبال هماهنگی با هم هستند. به علت این‌که ساختار گروهی در آنان شکل نگرفته است اعضا تمایل دارند به‌شکلی مستقل فعالیت کنند. لذا به‌دنبال اجتناب از سردرگمی هستند؛ این امر در نتیجه‌ی عدم تعهد اعضا به اهداف گروهی است. معمولاً بهره‌وری در این مرحله، پایین است.

در مرحله‌ی تشکیل گروه، تمرکز افراد گروه بر موارد ذیل است:

- چه کاری در آینده انجام خواهیم داد؟
- چرا باید این کار را انجام دهیم؟



احساس افراد گروه
در مرحله‌ی تشکیل گروه (Forming)،‌ شاهد احساس‌های ذیل در اعضای گروه خواهیم بود:

- اضطراب (Anxiety)، عدم قطعیت و آسیب‌پذیری (Vulnerability)؛
- اعتماد (Reliance) به رهبر گروه.



اهداف رهبر گروه
اهداف رهبر گروه در مرحله‌ی تشکیل گروه عبارت است از:

- توضیح در مورد اهداف گروه (Purpose of Group)؛
- ایجاد اعتماد مجدد (Reassure) و پشتیبان بودن (Being Supportive)؛
- قدردانی از ترس‌ها و دلواپسی‌ها (Apprehension).



 
مسؤولیت‌های رهبر گروه
مسؤولیت‌های رهبر گروه در مرحله‌ی تشکیل گروه عبارت است از:

اول - شناساندن شاخص انتخاب گروه (Identify a Selection Criteria for the Group)؛
دوم - انتخاب روش‌های ارزیابی مناسب (Appropriate Assessment Methods) به‌منظور اقدام به رفتار به‌شکل فردی یا گروهی؛
سوم - تصمیم‌گیری در مورد طراحی برنامه‌ی ارتباط اجتماعی (Social Communication Programme)؛
چهارم - برنامه‌ریزی جلسه‌ی اول.




مثالی از رویکردها
برای تحقق دومین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی تشکیل تیم - که عبارت است از: انتخاب روش‌های ارزیابی مناسب به‌منظور اقدام به رفتار به‌شکل فردی یا گروهی - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد:

 مشاهده‌ی فعالیت‌های افراد گروه
براساس برنامه‌ریزی روزانه و به‌صورت غیررسمی؛
 استفاده از سیاهه‌های مقابله‌ای (Checklists)، شاخص‌های رتبه‌بندی (Rating Scales) و تکنیک‌های خود پایشی یا نظارت بر خود (Self- Monitoring Techniques)؛
 انجام امور به‌شکل مشارکتی
با کارمندان، خانواده و دوستان و هم‌چنین دیگر کارمندان در بخش سلامت؛
 مصاحبه‌ی چهره‌به‌چهره
به‌منظور ایجاد شفافیت در درک افراد از نیازهای ارتباطی، اجتماعی‌شان (Social Communication Needs)؛
 اقدام کردن به ایفای الگوی نقش (Role- Play Enactments).


برای تحقق سومین مسؤولیت‌ رهبر گروه - که عبارت است از: تصمیم‌گیری در مورد طراحی برنامه‌ی ارتباط اجتماعی (Social Communication Programme) - می‌توان به اتخاذ رویکردهای ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد:

 رویکرد ساختاریافته (Structured Approach)
برنامه‌ریزی در مورد ترتیب مهارت‌ها از زبان بدن (غیرکلامی) (Body Language) تا زبان کلامی (Verbal Language) اجازه می‌دهد از مهارت‌های اصلی (Basic Skills) خلاصه‌برداری کنیم و به تقویت آنان بپردازیم. این رویکرد برای گروه‌های بزرگ‌تر و اعضای ثابت و همیشگی (Appropriate for Larger Groups of a Fixed and Constant Membership) مناسب است.
 رویکرد نیمه‌ساختاریافته (Semi- Structured Approach)
رویکرد نیمه‌ساختاریافته با تکمیل مهارت‌های اصلی آغاز می‌شود و با تمرکز بر نیازهای افراد هدایت می‌شود.
 رویکرد فاقد ساختار (Unstructured Approach)
رویکرد فاقد ساختار برای گروه‌ها با اعضای متغیر و در اشکال بسیار شفاف‌تر امکان‌پذیر است. برای گروه‌های کوچک‌تر و تمرکز بر نیازهای افراد و هم‌چنین کار کردن تنها بر روی مهارت‌های انتخاب شده مناسب است.


برای تحقق چهارمین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی تشکیل تیم - که عبارت است از: برنامه‌ریزی جلسه‌ی اول - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد: 

 بررسی محل ارائه‌ی تسهیلات
به‌عنوان مثال:‌ تسهیلات و تجهیزات مورد نیاز برای انجام فعالیت گروهی در محل اردو و اردوگاه نظیر موارد ذیل بررسی می‌شود:

- اتاق راحت؛
- رعایت مسائل امنیتی؛
- پذیرایی‌های انرژی‌بخش؛
- دستشویی؛
- و غیره.

 ارائه‌ی راهبردهای کار گروهی
به‌عنوان مثال:‌ بحث و شفاف‌سازی در مورد نقش رهبران (Group Leaders) و کمک‌رهبران (Group Co- Leaders) گروه.
 فراهم آوردن رهنمودهای شفاف و آغازین برای اعضای گروه
به‌عنوان مثال: صحبت کردن از موارد ذیل:

- چه زمانی؟ (When?)
- کجا؟ (Where?)
- به چه افرادی؟ (With Whom?)

 ارائه‌ی رهنمود و آگاه کردن از فعالیت‌هایی که باید انجام شود.
 برنامه‌ریزی و ارائه‌ی توضیح در مورد محتوای برنامه‌ها
 شفاف‌سازی در مورد قوانین (Rules)
به‌عنوان مثال: صحبت از موارد ذیل:

- مواردی که باید بر آن تمرکز شود و چگونگی حضور (Attendance)؛
- مسؤولیت‌های مشترک (Shared Responsibilities).

 کاستن اضطراب و اطمینان‌افرینی (Allay Anxieties and Providing Reassurance)؛
 تشویق کردن به حضور فعال در گروه (Encourage Active Participation)
به‌عنوان مثال: استفاده از فعالیت‌های دست‌گرمی (Warm- up Activities) به‌عنوان کاهش‌دهنده‌ی تنش (Tension- Reducer).
 اطمینان یافتن از حداقل ارتباط مورد نیاز در گروه بین افراد
اطمینان یافتن از این امر که هر فردی در گروه حداقل دارای ارتباط با دو یا سه عضو گروه است.



 
مرحله‌ی دوم - تغییر ناگهانی
اولین‌باری که اعضای گروه به‌دنبال شناخت یکدیگر هستند شروع به درک و فعالیت براساس تفاوت‌های‌شان می‌کنند؛ صبرشان کم‌تر شده است و سردرگمی‌های‌شان فزونی یافته است. افراد به‌دنبال شفافیت ساختاری هستند در دینامیک گروهی هستند. اگرچه این مرحله می‌تواند سخت باشد ولی فرصت‌های عالی‌ای برای تشکیل گروه ایجاد می‌کند.



تمرکز افراد گروه
در مرحله‌ی تغییر ناگهانی (Storming)، تمرکز افراد گروه بر موارد ذیل است:

- چگونه این امر می‌تواند محقق شود؟
- تفاوت‌ها بین عقاید (Opinions)، ابراز می‌شود؛
- تعارض بین اعضای گروه درباره‌ی مسؤولیت‌های‌شان (Conflict) وجود دارد.



 
اهداف رهبر گروه
اهداف رهبر گروه در مرحله‌ی تغییر ناگهانی عبارت است از:

- برقرار کردن محدودیت‌ها (Establish Limits)؛
- شفاف‌سازی و پاسخگویی به نیازهای افراد.




مسؤولیت‌های رهبر گروه
مسؤولیت‌های رهبر گروه در مرحله‌ی تغییر ناگهانی عبارت است از:

اول - انتخاب بهترین روش‌های یادگیری مناسب (The Most Appropriate Learning Methods) برای گروه
رهبر گروه برای تحقق «انتخاب بهترین روش‌های یادگیری مناسب برای گروه» از اقدام‌های ذیل بهره می‌برد:

 ارائه‌ی توضیح
منظور از ارائه‌ی توضیح، برقرار کردن اصولی برای کسب مهارت‌ها (Skills Acquisition) است.
 مدل‌سازی (Modelling) و نمایش تجربی (Demonstration) ارتباط‌های اجتماعی (Demonstration)
رهبر و دیگر اعضای گروه برای مدل‌سازی و نمایش تجربی از فیلم‌های ویدیوی بهره می‌برند تا ارتباط‌های اجتماعی واقعی و قابل‌دستیابی را در معرض نمایش اعضای گروه قرار دهند.
 ایفای الگوی نقش‌ها (Role- Play) و عملیاتی کردن (Enactment)
ایفای الگوی نقش‌ها و عملیاتی کردن آن نیازمند رهنمودها و دستورالعمل‌هایی برای کسب نتیجه‌ی موفقیت‌امیز است. در این زمینه از موقعیت‌های هر روز که اعضای گروه در آن واقع می‌شوند بهره‌برداری می‌شود.

دوم - شفاف‌سازی در مورد نقش اعضا و هم‌چنین رهبران گروه.



 
مرحله‌ی سوم - به‌شکل عادی درآمدن
در حالی که اعضای گروه در حالت سردرگمی در مرحله‌ی تغییر ناگهانی فعالیت می‌کنند گروه به‌دنبال قواعدی جهت درک تفاوت‌ها است. آن قواعد به هنجارهایی برای رفتارهای ارتباطی تبدیل می‌شود. در مرحله‌ی هنجارسازی، هر یک از اعضا به‌سمت یک هدف شروع به فعالیت می‌کند.



تمرکز افراد گروه
در مرحله‌ی به‌شکل عادی درامدن (Norming)،‌ افراد گروه بر موارد ذیل تمرکز می‌کنند:

- ما می‌توانیم از عهده‌ی این کار براییم (We Can Do It!)؛
- آغاز مشارکت‌های گروهی؛
- ایجاد تدریجی (Building up) شبکه‌ای از پشتیبانی‌های دوطرفه (Mutual Support)؛
- آشنایی و اعتماد (Familiarity and Trust).



 
اهداف رهبر گروه
اهداف رهبر گروه در مرحله‌ی به‌شکل عادی درامدن عبارت است از:

- پرورش روحیه‌ی انسجام (Cohesion)؛
- پیوند برقرار کردن بین ایده‌ها (Ideas) و خواسته‌ها (Wishes) تا عمل (Action)؛
- دست‌یافتنی و واقعی نگه داشتن اهداف (To Keep Targets Achievable and Realistic).




مسؤولیت‌های رهبر گروه
مسؤولیت‌های رهبر گروه در مرحله‌ی مرحله‌ی به‌شکل عادی درامدن عبارت است از:

اول - تسهیل در انسجام‌ گروهی (Facilitate Group Cohesion)؛
دوم - تسهیل در مشارکت گروهی (Facilitate Group Co- Operation).



 
مثالی از رویکردها
برای تحقق اولین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی به‌شکل عادی درآمدن - که عبارت است از: تسهیل در انسجام‌ گروهی می‌توان به اقدام‌های ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد:

 فراهم آوردن بازخورد (Feedback) و تشویق و دلگرمی (Encouragement) برای همکاری‌های به‌خصوص
سپاسگزاری از تلاش در انجام وظیفه همانند تکمیل موفقیت‌امیز آن؛
 بحث کردن درباره‌ی موضوع‌هایی نظیر: حضورهای نامنظم و تعارض‌ها بین اعضای گروه
در حین بروز آن؛
 برنامه‌ریزی شروع‌ و پایان‌های تعریف شده برای هر جلسه
و پرورش فضایی سازنده برای آن.


برای تحقق دومین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی به‌شکل عادی درآمدن - که عبارت است از: تسهیل در مشارکت گروهی می‌توان به اقدام‌های ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد:

 تأکید بر مشارکت فعال
با انجام کارهایی فراوان!
 سپاسگزاری از همه‌ی اعضای گروه
اگرچه میزان مشارکت‌های‌شان در گروه متنوع باشد؛
 آماده شدن برای تکرار توضیح‌ها و راهنمایی‌ها
و اصلاح فعالیت‌ها برای تأمین توانایی‌های گروه؛
 استفاده از گستره‌ای از روش‌های یادگیری
و نچسبیدن به یک شکل از یادگیری در هر جلسه ... آشنا بودن می‌تواند ملال‌اور باشد!



  
مرحله‌ی چهارم - اجرا و تکمیل
در مرحله‌ی اجرا و تکمیل، گروه به‌شکلی واحد فعالیت می‌کند. اتکا به یکدیگر، شخصیت گروهی و وظیفه‌شناسی نسبت به گروه، ویژگی‌های این مرحله را تشکیل می‌دهد. افراد در این مرحله، همدیگر را به‌خوبی می‌شناسند. ترس از سردرگمی پایین و اطمینان نسبت به یکدیگر و امنیت بالا است. گروه برای اجرای الزامات کار دارای چابکی و بهره‌وری در سطح بالایی است.



تمرکز افراد گروه
در مرحله‌ی اجرا و تکمیل،‌ اعضای گروه بر مسائل ذیل تمرکز خواهند کرد:

- ما در حال تحقق آن امر هستیم؛
- همکاری جهت دستیابی به اهداف درازمدت گروهی؛
- تعهد در برابر اعضای گروه و مسؤولیت‌های‌شان.




اهداف رهبر گروه
اهداف رهبر گروه در مرحله‌ی اجرا و تکمیل عبارت است از:

- تشویق شرکت‌کنندگان در فعالیت‌ها؛
- ایجاد تسهیلات برای حل‌ سازنده‌ی مشکلات؛
- انعطاف‌پذیر و پاسخگو بودن در برابر نیازهای افراد (To Remain Flexible and Responsive to Individual Needs).



 
مسؤولیت‌های رهبر گروه
مسؤولیت‌های رهبر گروه در مرحله‌ی اجرا و تکمیل عبارت است از:

اول - بهره‌برداری از پیوند برقرار کردن بین تجربه‌های افراد گروه
برای ایجاد دلگرمی در استفاده از مهارت‌ها در زمینه‌ی وسیع‌تر اجتماعی (In a Wider Social Context)؛
دوم - تشویق کردن به تعمیم مهارت‌ها (Encourage the Generalization of Skills).




مثالی از رویکردها
برای تحقق اولین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی اجرا و تکمیل - که عبارت است از: بهره‌برداری از پیوند برقرار کردن بین تجربه‌های افراد گروه برای ایجاد دلگرمی در استفاده از مهارت‌ها در زمینه‌ی وسیع‌تر اجتماعی - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد:

- ملاقات‌های چهره‌به‌چهره؛ 
- استفاده از ابزار، تجهیزات و تسهیلات اجتماعی (Facilities in the Community).


برای تحقق دومین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی اجرا و تکمیل - که عبارت است از: تشویق کردن به تعمیم مهارت‌ها - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد:

 اقدام به فعالیت‌هایی متناسب با گروه (Pitch Activities at the Appropriate Level for the Group)؛
 شفاف‌سازی در زمینه‌ی ارتباط مهارت‌ها با زندگی روزمره‌ی اعضای گروه (Clarify the Relevance of Skills to Group Members' Everyday Life)؛
 استفاده از تکالیف بین جلسه‌ها
به‌منظور ارائه‌ی رهنمودهایی شفاف برای پاسخگویی به موارد ذیل:

- چه کاری؟ (What?)
- چه زمانی؟ (When?)
- چگونه؟ (How?)
- در مورد چه افرادی؟ (With Whom?)

 خلاصه‌برداری و ذکر نکته‌های مهم از جلسه‌های گذشته
و برجسته‌سازی پیشرفت تا به امروز.



  
مرحله‌ی پنجم - خاتمه یافتن یا اصلاح کردن
خاتمه یافتن، مرحله‌ی نهایی است که همه‌ی آن به متفرق شدن افراد مرتبط است؛ البته زمانی که کار تمام شده باشد. زمان جشن گرفتن به‌واسطه‌ی موفقیت و رشد افراد فرارسیده اشت؛ افراد خودشان را برای مأموریت بعدی آماده می‌کنند. اعضای گروه احساس می‌کنند وظیفه‌ای بر دوش‌شان نیست و ارتباط‌شان با دیگران در حال قطع شدن است. تشکیل نشست یا رویداد دیگر برای اعلام رسمی خاتمه‌ی کار اهمیت دارد.



تمرکز افراد گروه
در مرحله‌ی - خاتمه یافتن یا اصلاح کردن (Adjourning or Ending or Reforming)،‌ بر روی موارد ذیل خواهد بود:

- آیا به اهداف‌مان دست یافته‌ایم؟
- عدم اکراه به پایان دادن به اهداف‌مان؛
- وابستگی به پشتیبانی‌های گروهی (Group Support) و تماس اجتماعی (Social Contact).



 
اهداف رهبر گروه
اهداف رهبر گروه در مرحله‌ی خاتمه یافتن یا اصلاح کردن عبارت است از:

- اجازه دادن به افراد به ترک گروه؛
- حفظ انسجام و تعهد گروهی (To Maintain Group Cohesion and Commitment)؛
- تسهیل در پایان دادن همراه با یاداوری موارد مثبت و سازنده.




مسؤولیت‌های رهبر گروه
مسؤولیت‌های رهبر گروه در مرحله‌ی خاتمه یافتن یا اصلاح کردن عبارت است از:

اول - شناسایی روش‌های مناسب برای ارزشیابی از نتایج (Identify Appropriate Ways of Evaluating the Outcome)؛
دوم - شناسایی روش‌های مناسب برای پیگیری (Identify Appropriate Methods of Follow- up)؛
سوم - بهره‌گیری از روش‌های اتحاد و همکاری که منجر به ارتقای استفاده‌ی مستمر از مهارت‌ها می‌‌شود.


برای تحقق اولین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی خاتمه یافتن یا اصلاح کردن - که عبارت است از: شناسایی روش‌های مناسب برای ارزشیابی از نتایج - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد:

- ارزیابی مجدد (Re- Assessment)؛
- به‌دست آوردن بازخورد (Feedback) از خانواده و بستگان و دیگر اعضای گروه؛
- دستیابی به اهداف شفاف و معین (Clearly Specified Targets).


برای تحقق دومین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی خاتمه یافتن یا اصلاح کردن - که عبارت است از: شناسایی روش‌های مناسب برای پیگیری - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد:

- شناسایی یک فرد ارتباطی یا یک کارمند مرتبط (Identify a Contact Person/ Link Worker)؛
- برگزاری جلسه‌ای برای پیگیری بررسی‌های انجام شده؛
- فراهم آوردن یک دوره‌ی جدید و اصلاح‌یافته از فعالیت‌های گروهی.


برای تحقق سومین مسؤولیت‌ رهبر گروه در مرحله‌ی خاتمه یافتن یا اصلاح کردن - که عبارت است از: بهره‌گیری از روش‌های اتحاد و همکاری که منجر به ارتقای استفاده‌ی مستمر از مهارت‌ها می‌‌شود - می‌توان به موارد ذیل به‌عنوان مثال اشاره کرد:

- بهره‌مندی از تجربه‌های ارتباطی به‌عنوان مثال: الگوهای نقش مناسب و واقعی (Relevant and Realistic Role- Plays) و گستره‌ای افراد درگیر کار گروهی؛
- فراهم آوردن فرصت‌های تجربی بی‌شمار نظیر: فعالیت‌های دست‌گرمی (Warm- ups) و سایر فعالیت‌ها، الگوی نقش، تکالیف منزل؛
- بهره‌مندی از اصول تکرار و تقویت مهارت‌ها آن‌هم به‌اندازه‌ای کافی و تأکید بر نکته‌های مهم برای موفقیت؛
- اطمینان یافتن از این امر که اعضای گروه بر سودمندی ارتباط‌های اجتماعی در جامعه احترام می‌گذارند و این امر را درک کرده‌اند که چرا نباید فقط بر کیفیت این ارتباط‌ها تمرکز کنند.




 
نکته‌های مهم و کلیدی
در جدول 2 برخی از نکته‌های مهم و کلیدی، خلاصه‌سازی شده است.

جدول 2 - خلاصه‌ای از مهارت‌های مورد نیاز برای تشکیل گروه.

مهارت‌های اصلی

مهارت‌های پیچیده

شناسایی مشکلات ویژه

دامنه‌ی محدودی از مهارت‌ها
از جمله موارد ذیل:
- یادگیری اجتماعی معیوب و ممنوع
(Faulty or Impeded Social Learning)؛
- فقدان فرصت‌ها برای اجتماعی شدن
(Lack of Opportunities to Socialize)؛
- فقدان الگوهای نقش مناسب.

دامنه‌ی به‌کار رفته از مهارت‌ها
از جمله موارد ذیل:
- فقدان اعتماد ‌به ‌نفس در مهارت‌های ویژه؛
- اضطراب در موقعیت‌های اجتماعی
(Anxious in Social Situations)؛
- استحکام مثبت و در عین حال ناکافی و فرصت‌های تجربه

ویژگی‌های برنامه

- مراحل اول برنامه، نیازمند تکرار متعدد و استحکام نکته‌های اصلی است.

- برنامه‌های منحصر به فرد
(Individualized Programmes)؛
- دارای انعطاف‌پذیری بیش‌تر؛
- برپا شده برپایه‌ی نیازهای شناسایی شده توسط گروه.

دامنه‌ی تمرکز

- جلسه‌های کوتاه 30 تا 45 دقیقه‌ای
- جلسه‌های طولانی می‌تواند همراه با تنفس با صرف چای یا غیره باشد.

- جلسه‌هایی طولانی‌ به‌مدت یک یا دو ساعت.

دامنه‌ی زمانی

- برنامه ممکن است در یک دوره‌ی زمانی به‌عنوان مثال چند هفته یا چند ماه گسترش یابد.
- ممکن است به جلسه‌های بازنگری یا جلسه‌های اضافی نیاز باشد.

- ممکن است برنامه‌ای متمرکز متشکل از یک‌سلسله جلسه‌های کوتاه یا در قالب کارگاهی امکان‌پذیر باشد.

انواع فعالیت‌ها یا تمرین‌ها

- برنامه ممکن است شامل دامنه‌ای از فعالیت‌ها یا بازی‌های مناسب باشد.
- از گیر افتادن و از دست دادن علایق اعضای گروه اجتناب شود.
- هدف، دستیابی به سطح دسترس‌پذیر باشد.

تنوعی از روش‌های یادگیری
نظیر موارد ذیل می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد:
- الگوی نقش
- بحث‌های گروهی
- ارائه‌ی بازخورد از فیلم‌های ویدیویی
- تکالیف حل‌مسأله.

بازخورد و استحکام مجدد

- ارائه‌ی بازخورد و ایجاد انگیزه از طرف رهبر گروه و دیگر اعضای گروه برای تداوم انگیزش، اهمیت دارد.
- پیشرفت و استحکام ممکن است تدریجی باشد؛ لذا استحکام مجدد در طول زمان، امری حیاتی است.

- نسبت به ایجاد انگیزه در تقویت و استحکام خود
(Self- Reinforcement) اقدام شود.
- هر یک از اعضای گروه می‌توانند زیرنظر گرفتن و قدردانی
از پیشرفت خود (Monitor and Appreciate Own Progress) را بیاموزند.

پشتیبانی

- برقرار کردن محیطی که در آن از نظرها و ایده‌های اعضای گروه استقبال و از قضاوت در مورد اعضای گروه اجتناب شود؛
- تشویق به ارتباط با کارمندان، افراد حرفه‌ای دیگر در امر سلامت، بستگان و دوستان.

- اعضای گروه ممکن است در بیرون از جلسه‌ها، فضایی
برای پشتیبانی از یکدیگر ایجاد کنند؛ به‌عنوان مثال از طریق تلفن و تسهیل سایر بسترهای ارتباطی.




 
مهارت‌های اصلی ارتباط اجتماعی
مهارت‌های اصلی ارتباط اجتماعی (Basic Social Communication Skills) عبارت است از رفتارهای معمولی است که یک فرد را قادر می‌کند از لحاظ اجتماعی با دیگر افراد همراه شود.

مهارت‌های اصلی ارتباط اجتماعی، چهارچوبی از مهارت‌ها است که می‌تواند با گذشت زمان با تمرین‌های معمول رشد کند. افراد می‌توانند به‌سمت کسب مهارت‌های پیچیده‌تری رشد کنند؛ اما علیرغم این‌که مهارت‌های اصلی درک و استفاده می‌شود دستیابی به استحکام و تقویت بیش‌تر در مهارت‌ها امری سخت به‌نظر می‌رسد.

اگرچه مهارت‌های اجتماعی بر مبانی و روش‌هایی در روانشناسی رفتاری (Behavioural Psychology) بنا نهاده شده است این امر اهمیت دارد که به‌یاد داشته باشیم که ارتباط دادن به افراد نمی‌تواند به‌معنی فروکاستن به فرمول‌های علمی و صرف باشد. مهارت‌های اجتماعی مؤثر هم‌چنین درباره‌ی ارتباط دادن اعضای گروه با هر بخش کوچک و بزرگ و پنهان ارتباط‌های متقابل افراد است.

همانند یادگیری قواعد گرامر همیشه استثناهایی در قوانین و موقعیت‌های اجتماعی ویژه وجود دارد که پاسخ‌های منحصر به فرد می‌طلبد (شکل 3).



شکل 3 - ارتباط‌های اجتماعی اصلی.


شکل 4 - ارتباط چشمی.
ارتباط چشمی
ارتباط چشمی (Eye Contact) از عناصر اصلی ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های ارتباط چشمی برشمرد:

- خیره شدن به‌شکل متقابل - که حدود یک ثانیه طول می‌کشد - علامت علاقه و اشتیاق به ارتباط متقابل بیش‌تر است.
- ارتباط متقابل چشمی مناسب بین دو نفر ناآشنا و غریبه از الگوی ذیل تبعیت می‌کند:

ارتباط چشمی مختصر؛
نگاه کردن مختصر به اطراف؛
ارتباط چشمی دوباره؛
ارائه‌ی یک پاسخ:

مثبت می‌تواند موجب پیشرفت در ارتباط شود و ممکن است شروعی برای
یک گفتگوی متقابل باشد؛
منفی می‌تواند امری نامطلوب و مانع برای ارتباط متقابل به‌حساب آید.



ارتباط چشمی با شدت بسیار زیاد
ارتباط چشمی عمیق و طولانی‌مدت با خیره شدن کنجکاوانه و ثابت و مستقیم همراه است. چنین ارتباطی ممکن است بین افراد ناآشنا و غریبه یا حتی افراد آشنا، بی‌ادبانه و گستاخانه تعبیر شود.

ارتباط چشمی ثابت و مستقیم اگر با عصبانیت همراه باشد خصمانه و تجاوزگرایانه تلقی می‌شود.



ارتباط چشمی با شدت بسیار کم
ارتباط چشمی بسیار کم در موقعیت‌های ذیل بروز می‌کند:

- باز و بسته کردن بیش از اندازه و سریع چشم یا تلاش برای پوشاندن چشم‌ها با دست؛
- اجتناب از ارتباط چشمی با برگرداندن نگاه، به پایین یا به دوردست نگاه کردن
این امر ممکن است اضطراب یا خجالت و کمرویی در ایجاد ارتباط یا ارتباط متقابل تلقی شود. از این امر می‌تواند دورویی و پنهان‌کاری (قادر نبودن به نگاه کردن در صورت کسی) استنباط شود.




هدف از ارتباط چشمی
ارتباط چشمی خوب:

- راهنمایی برای تنظیم سرعت و هماهنگی در گفتگوهای متقابل است و به این امور کمک می‌کند؛
- علامت راهنما برای تبادل کلام‌ است؛
- بیانگر نوبت افراد در گفتگوهای متقابل است. نگاه کردن به دور دست هنگامی که صحبت‌های‌مان تمام می‌شود - که اغلب به‌شکل خودکار انجام می‌شود - علامتی است بر این امر که نوبت افراد دیگر است که صحبت کنند.




شکل 5 - حالت چهره.
حالت چهره
حالت چهره (Facial Expression) از عناصر اصلی ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های حالت چهره برشمرد:

- محققان موقعیت متمایزی برای ابروها (به‌عنوان مثال هشت موقعیت متمایز)، موقعیت‌هایی برای چشمان (به‌عنوان مثال، هشت موقعیت) و موقعیت‌هایی برای چهره (به‌عنوان مثال، ده موقعیت) شناسایی کرده‌اند.
- حالت‌های چهره نیز به‌همبن ترتیب به‌تعدادی شناسایی شده است که به‌عنوان مثال  به شش حالت چهره‌ی مقدماتی اشاره می‌کنیم:

عصبانیت (Anger)؛
ترس (Fear)؛
تنفر (Disgust)؛
خوشحالی (Happiness)؛
غم و اندوه (Sadness)؛
تعجب (Surprise).



حالت چهره‌ی با شدت بسیار زیاد
حالت چهره‌ی اغراق‌امیز ممکن است برای موقعیت‌های اجتماعی به‌خصوص موقعیت‌های رسمی نامناسب باشد. این امر موجب می‌شود خیلی زود، اطلاعات شخصی بسیاری نظیر: غم و اندو و شادی منتقل شود و خجالت آشنایان یا دوستان جدید را به‌همراه داشته باشد.

استفاده‌ی بیش از حد از حالت چهره می‌تواند به‌عنوان دورویی و نیرنگ و هم‌چنین به‌هم زدن تمرکز از آن‌چه واقعاً گفته می‌شود تلقی شود.



حالت چهره‌ی با شدت بسیار کم
حالت چهره‌ی بسیار کم نظیر: چهره‌ی ناگویا و خالی از هر احساسی، انتقال‌دهنده‌ی آن است که هیچ پاسخی در برابر موقعیت مورد نظر  وجود ندارد و می‌تواند نشان‌دهنده‌ی بی‌احساسی، سردی و عدم صمیمیت و فقدان گرمی از لحاظ احساسی است.

فقدان حالت چهره برای فرد دیگر بازخوردی ایجاد نمی‌کند که آیا ارتباط‌های متقابل دارای یک طول‌موج است یا خیر.



هدف از حالت چهره‌
حالت چهره‌ی خوب:

- یک تبسم مناسب - که شامل: تمام صورت نه‌فقط بهبود گوشه‌های دهان است - می‌تواند فراهم‌آورنده‌ی بازخوردی مثبت نظیر موارد ذیل باشد:

من، شما را دوست دارم.
لطفاً ادامه دهید!

- با شدت احساس در گفتگوها یا موقعیت‌های متقابل تناسب دارد.
به‌عنوان مثال، گویای خوشحالی در یک مجلس یا نشان‌دهنده‌ی ترس از مشاهده‌ی یک فیلم ترسناک است.




شکل 6 - ژست.
ژست
ژست (Gestures) از عناصر اصلی ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های ژست برشمرد:

- ژست می‌تواند عامدانه - که تأکید بیش‌تری بر زبان دارد - یا غیرعامدانه باشد که ممکن است وضعیت احساسی را فاش کند.
 - ژست شامل حرکت‌هایی نظیر ذیل باشد:

بالا و پایین بردن سر؛
مشت کردن انگشتان دست؛
به‌هم مالیدن دست‌ها شامل: سر و دست‌ها.



ژست با شدت بسیار زیاد
ژست نامناسب ممکن است با آن‌چه در حال گفتن آن هستیم سازگاری نداشته باشد و منجر به پیام‌های مبهم و با معانی متفاوت شود.

ژست بیش از اندازه شامل موارد ذیل نیز ممکن است موجب انحراف و حواس‌پرتی از آن‌چیزی شود که در حال بیان آن هستیم:

- بالا و پایین بردن شدید سر؛
- کوبیدن دست.


مفهوم ژست ممکن است توسط مخاطبان دارای فرهنگ‌های مختلف به‌خوبی درک نشود. به‌عنوان مثال علامت خوشحالی که در بیش‌تر کشورها استفاده می‌شود و شامل نشان دادن انگشت شست است در فرهنگ ایرانی مفهوم مناسبی ندارد و نامطلوب تلقی می‌شود. مثال ساده‌ی دیگر، احوال‌پرسی است که ژست آن در یک فرهنگ ممکن است برای فرهنگ دیگر، اهانت‌امیز تلقی شود.


ژست با شدت بسیار کم
ژست بسیار کم در موقعیت‌های ذیل بروز می‌کند:

- حرکت‌های نشان‌دهنده‌ی بی‌قراری و عصبی بودن می‌تواند منحرف‌کننده باشد و ممکن است علامت عدم راحتی و اضطراب تلقی شود و ممکن است با عادت‌های عصبی نظیر ذیل همراه باشد:

جویدن ناخن؛
دست در میان موها کشیدن و بازی بازی کردن با آن.

- فقدان ژست مناسب
نظیر: رعایت آداب تشریفاتی نظیر: تکان دادن دست در هنگام خداحافظی ممکن است به‌معنی بی‌علاقه بودن و عدم اشتیاق به پاسخگویی باشد.




هدف از ژست
ژست خوب:

- موجب ایجاد علاقه و دلبستگی به آن‌چیزی می‌شود که در حال بیان آن هستیم؛ ژست خوب، امواج و نمایش‌های هیجان‌انگیزی و رنگینی به مطلب می‌افزاید.
- به آهنگ گفتگوی متقابل کمک می‌کند و تأکیدهای احساسی را بدان می‌افزاید. به‌عنوان مثال می‌توان به کوبیدن پا در هنگام عصبانیت اشاره کرد.




شکل 7 - وضعیت بدن.
وضعیت بدن
وضعیت بدن (Posture) از عناصر اصلی ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های وضعیت بدن برشمرد:

- دو موقعیت عمده در مورد وضعیت بدن وجود دارد:

تنش (Tension)؛
تمدد اعصاب (Relaxation).

- علایم وضعیت بدن شامل: تنش و تمدد اعصاب، انتقال‌دهنده‌ی طبیعت ارتباط‌های اجتماعی متقابل هستند. به‌عنوان مثال می‌توان به وضعیت بدنی شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه اشاره کرد که قصد دارند مدیر اجرایی اردو یا اردوگاه را ببینند.




وضعیت بدنی با شدت بسیار زیاد
وضعیت بدنی با شدت زیاد منتقل‌کننده‌ی اضطراب و ترس و دلواپسی (Anxiety and Apprehension) است. به‌عنوان مثال می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

- نشستن بر لبه‌ی صندلی؛
- وضعیت بدنی سیخ و عمودی (Stiff and Upright Posture)؛
- ماهیچه‌های تنیده (Tense Muscles).


هم‌چنین ممکن است دیگران احساس کنند که فرد، راحت نیست و در وضعیت عصبی (Feel Uncomfortable and Nervous) به‌سر می‌برد.

وضعیت بدنی نامناسب در موقعیت‌های رسمی ممکن است تأثیر اشتباهی داشته باشد؛ به‌عنوان مثال، یک وضعیت بدنی بسیار راحت در یک مصاحبه‌ی شغلی ممکن است مفهوم خونسردی یا اعتماد به نفس بیش از حد یا غرور (Indifferent or Over- Confident) را انتقال دهد.



وضعیت بدنی با شدت بسیار کم
وضعیت بدنی بسیار کم نظیر موارد ذیل:

- پایین انداختن شانه‌ها؛
- سر به زیر بودن(Drooping Shoulders)؛
- خمیدن (Slouching)؛
- سر به زیر بودن (Head Bowed).


مفاهیم ذیل را می‌رساند:

- رفتار همراه با عقب‌نشینی(Withdrawn Behaviour)؛
- رفتار انزواطلبانه (Withdrawn Insular).


هم‌چنین ممکن است انتقال‌دهنده‌ی موارد ذیل باشد:

- خستگی (Boredom)؛
- بی‌تفاوتی (Apathy)؛
- فراهم آوردن هر بازخورد دلگرم‌کننده و مثبت برای دیگران.




هدف از وضعیت بدن
یک وضعیت بدنی شفاف، مطمئن و هشداردهنده (An Open, Confident and Alert Posture):

- بیانگر تمایل به نزدیک شدن و ارتباط برقرار کردن است؛
- افراد را قادر می‌کند به‌صورت چهره‌به‌چهره، با چهره و خیره شدن و قرار دادن بدن در برابر دیگری، ارتباط متقابل با یکدیگر داشته باشند.




شکل 8 - ارتباط نزدیک.
ارتباط نزدیک
ارتباط نزدیک (Proximity) از عناصر اصلی ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های ارتباط نزدیک برشمرد:
- استفاده از اعمالی در فضای شخصی (Personal Space) به‌عنوان یک منطقه‌ی حایل (Buffer Zone) در موقعیت‌های اجتماعی؛
- تعریف یک قلمرو شخصی (Person's Territory)
قلمرو شخصی شامل برخورداری از متغیرهای ذیل است:
حریم شخصی (Intimate Distance)
به‌میزان بیش از 45/72 سانتی‌متر (18 اینچ)
منظور از حریم شخصی، برخورداری از موارد ذیل است:
حریم شخصی قایل شدن؛
به‌اشتراک گذاشتن اعتماد (Trust)؛
تمایل به داشتن حریم شخصی
.
فاصله‌ی شخصی (Personal Distance)
به‌میزان 45/72 سانتی‌متر (18 اینچ) تا 121/92 سانتی‌متر (4 فوت)
منظور از فاصله‌ی شخصی، برخورداری از موارد ذیل است:
مواجهه‌ی روزانه و اجتماعی (Everyday Social Encounters)؛
اختصاص گفتگوهای غیررسمی و اتفاقی (Appropriate for Casual Conversations)
.
 فاصله‌ی اجتماعی (Social Distance)
به‌میزان 121/92 سانتی‌متر (4 فوت) تا 365/76 سانتی‌متر (12 فوت)
منظور از فاصله‌ی اجتماعی، برخورداری از موارد ذیل است:
 مواجهه‌ی رسمی در محیط کار (Formal Encounters)؛
 مواجهه‌های روزانه و غیرشخصی بیش‌تر .
 فاصله‌ی عمومی (Public Distance)
به‌میزان 365/76 سانتی‌متر (12 فوت) و بیش‌تر
فاصله‌ی عمومی از دامنه‌ی فاصله‌ها بین مربی اردو و اردوگاه با شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه را شامل می‌شود تا بازیگران و حضار در یک سالن تئاتر.


ارتباط نزدیک با شدت بسیار زیاد
عدم توجه یا نادیده انگاشتن اعمال در فضای شخصی (Personal Space) می‌تواند به مفهوم سمج بودن (Pushy) و تجاوز به حریم افراد (Invasion of their Privacy) تلقی شود. چنان‌چه هنگام ملاقات شرکت‌کننده یا مسؤولی در اردو و اردوگاه برای اولین‌بار بسیار نزدیک و بسیار سریع حرکت کنیم ممکن است زشت به‌نظر برسد و باعث خجالت (Embarrassment) و عدم راحتی (Unease) شود.



ارتباط نزدیک با شدت بسیار کم
ارتباط نزدیک بسیار کم ممکن است با استفاده از موانع فیزیکی برای عمل به‌عنوان مانع همراه باشد تا از ارتباط نزدیک‌تر جلوگیری کند. به‌عنوان مثال می‌توان به نشستن پشت یک میز یا یک وسیله یا حصار توری در اردو اردوگاه برای ایجاد فاصله با شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه اشاره کرد.



هدف از ارتباط نزدیک
ارتباط نزدیک‌تر برای گسترش ارتباط از فاصله‌ی اجتماعی (Social Distance) تا حریم شخصی (Intimate Distance) مناسب است.



شکل 9 - برقراری تماس.
برقراری تماس
برقراری تماس (Touch) از عناصر اصلی ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های برقراری تماس برشمرد:
- تماس بدنی بی‌اثر (Neutral Body Contact) در:
ارتباط‌های حرفه‌ای
نظیر: ارتباط بین دکتر و مریض
و ارتباط‌های اجتماعی رسمی
همانند: تکان دادن سر در ابتدای یک مصاحبه‌ی شغلی؛
- تماس بدنی فعال و بیش‌تر (Active Body Contact.) در ارتباط‌ها در حوزه‌های شخصی و حریم شخصی نظیر:
مادر و بچه
و هم‌چنین زن و شوهرها
انتقال‌دهنده‌ی تمرکز (Concern) و اعتماد مشترک (Shared Trust) است.



برقراری تماس با شدت بسیار زیاد
برقراری تماس:
- به‌شکل فعال (Active Body Contact) در بسیاری از موقعیت‌های رسمی و اجتماعی می‌تواند:
موجب زشت به‌نظر رسیدن و خجالت (Embarrassment) شود؛
و یا ممکن است گستاخی بسیار و زیادی فامیل شدن (Being Very forward and Over- Familiar) تلقی شود
- به‌شکل فعال یا بی‌اثر (Neutral Use of Touch) از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است و دومرتبه می‌تواند منبعی برای موارد ذیل باشد:
درک غلط (Misunderstanding)؛
 یا تفسیر اشتباه (Misinterpretation).


برقراری تماس با شدت بسیار کم
فقدان تماس کوتاه (Lack of Spontaneous Touch) می‌تواند در بعضی از موقعیت‌ها نظیر ذیل:
- دلداری دادن (Comforting) به شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه؛
 - تبریک گفتن (Congratulating) به یک شرکت‌کننده در اردو و اردوگاه

این‌گونه درک شود:
- سرد بودن (Cold)؛
- بی‌احساس بودن (Unfeeling)
.



هدف از برقراری تماس
هدف از برقراری تماس مناسب، تحقق موارد ذیل است:
- سلام و علیک کردن و خوشامدگویی؛
- خداحافظی کردن؛
- تبریک گفتن؛
- راهنمایی کردن
نظیر: گرفتن بازوی یک فرد معلول یا سالخورده برای کمک به وی برای یافتن مسیر حرکت در اردو و اردوگاه
.



شکل 10 - ظاهر.
ظاهر
ظاهر (Appearance) از عناصر اصلی ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های ظاهر برشمرد:
- سبک و حالت لباس ممکن است منعکس‌کنند‌ه‌ی متغیرهای ذیل باشد:
سن و سال؛
جنسیت؛
موقعیت (Status)؛
شخصیت (Personality)؛
شغل (Occupation).
- انتخاب لباس بیانگر ویژگی متمایز آن فرد است و ممکن است انتقال‌دهنده‌ی وضعیت ذهنی و احساسی (Mood) وی باشد



ظاهر با شدت بسیار زیاد
انتخاب نامناسب لباس (به‌عبارت دیگر، عدم بهره‌برداری از لباس معمول) می‌تواند در نتیجه‌ی تجاهل و احساس عدم قرار گرفتن امور در جای اصلی خود نشأت می‌گیرد.

به‌عنوان مثال می‌توان به عدم پوشیدن لباس ورزشی توسط مربی در فعالیت‌های ورزشی و پوشیدن لباس اتفاقی در رویدادهای رسمی در اردو و اردوگاه اشاره کرد.

به‌طور مشابه افراط در لباس پوشیدن ممکن است موجب برهم خوردن و انحراف تمرکز از آن‌چیزی شود که مربی در حال بیان آن است.



ظاهر با شدت بسیار کم
ظاهر با شدت بسیار کم در موقعیت‌های ذیل بروز می‌کند:
- مفهوم نادیده انگاشتن ظاهر شخصی نظیر موارد ذیل ممکن است بی‌علاقگی به ایجاد تأثیری خوب تلقی شود:
موهای ژولیده و پریشان؛
لباس‌های نامرتب و کثیف.
- به‌اندازه‌ی کافی نزد عموم تمیز، هوشیار یا آراسته به‌نظر نرسیدن برای یک موقعیت یا فصل ممکن است منجر به دوری دیگران شود



هدف از ظاهر
هدف از ظاهر خوب تحقق موارد ذیل است:
- اولین اثر از ظاهر یک مربی دارای تأثیر بسیاری است؛ آن‌هم زمانی که در حال شکل‌گیری اولین آثار خود بر روی مخاطبان است.
- لباس پوشیدن به‌گونه‌ای که افراد با نقش‌های ویژه معمولاً بر تن می‌کنند (Dressing the Part) انتقال‌دهنده‌ی تمایل به هماهنگی و انسجام (Fit in) و ارتباط با دیگران (Be Involved) است
.



شکل 11 - شنیدن.
شنیدن
شنیدن (Listening) از عناصر اصلی ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های شنیدن برشمرد:
- شنیدن (Hearing)
رعایت جنبه‌های فیزیولوژیکی شنیدن؛
- حضور داشتن (Attending)
یک فرایند انتخابی و ارائه‌دهنده‌ی معنا به آن‌‌چیزی است که شنیده می‌شود.
- درک کردن (Understanding)
تفسیر (Interpreting) آن‌چیزی که شنیده می‌شود با مراجعه به موارد ذیل:
دانش قبلی؛
زمینه‌ی اجتماعی (Social Context)؛
قواعد گرامری
.
- یاداوری کردن (Remembering)
یاداوری پیام باقی‌مانده.



شنیدن با شدت بسیار زیاد
شنیدن انتخابی به‌ این معنا که تنها به بخش‌هایی از گفتگوهای متقابل گوش دهیم می‌تواند منجر به نتایج ذیل شود:
- درک اشتباه (Misunderstanding)؛
- نتیجه‌گیری سریع؛
- ایجاد مواردی که از قبل مفروض بوده است (Making Assumptions)
.



شنیدن با شدت بسیار کم
شنیدن با شدت بسیار کم در موقعیت‌های ذیل بروز می‌کند:
- یک محیط با تمرکز کم (A Distracting Environment) ممکن است موجب تأخیر و مانعی در شنیدن مؤثر شود؛ به‌عنوان مثال می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:
اتاق فاقد تهویه یا جریان هوای تازه؛
موسیقی با صدای بلند؛
سر و صدای ترافیک
.
- فقدان تلاش و تمرکز مستمر (Lack of Sustained Effort and Concentration) ممکن است موجب از دست رفتن احساس کلی (Full Sense) از آن‌چیزی شود که مربی در حال بیان آن است.



هدف از شنیدن
شنیدن خوب در موارد ذیل محقق می‌شود:
- وجود شنونده‌ی مؤثر
شنونده‌ی مؤثر کسی است که تمرکز می‌کند و بادقت می‌شنود و با اقدام‌هایی نظیر ذیل سبب استحکام شنیدن می‌شود:
ارتباط چشمی؛
تبسم؛
تکان دادن سر به‌علامت تأیید
.
- زبان بدن مناسب
تمرکز می‌تواند با زبان بدن مناسب نظیر موارد ذیل منتقل شود:
وضعیت بدنی همراه با آرامش (Relaxed Posture)؛
حالت مناسب چهره (Appropriate Facial Expression)
.
- آگاه بودن از زبان دیگران
آگاه بودن از زبان بدن دیگران اعم از موارد ذیل، اشاره‌هایی مهم محسوب می‌شوند:
آن‌چه در حال بیان آن هستند؛
روشی که بیان می‌کنند
.


ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های آغاز و حفظ ارتباط برشمرد:
- آغاز و حفظ ارتباط شامل مراحلی نظیر ذیل است که با هم می‌آید:
اکتشاف (Exploration)
استقرار درک متقابل (Common Ground).
پذیرش (Acceptance)
رشد اعتماد و درک (Developing Trust and Understanding).
سازگاری (Compatibility)
نزدیکی و سهیم کردن فزاینده (Increased Closeness and Sharing)
.
- تمایل داریم دوستی‌ها را با افرادی توسعه دهیم که اغلب ملاقات‌شان می‌کنیم و بتوانیم به‌سادگی با یکدیگر مرتبط شویم.



آغاز و حفظ ارتباط با شدت بسیار زیاد
آغاز و حفظ ارتباط نیازمند میل و خواست دوطرفه (Mutual Desire) (به‌عنوان مثال مربی با شرکت‌کننده در اردو و اردوگاه) است تا منجر به رشد ارتباط شود و دو طرف با یکدیگر دوست شوند. اشتیاق بسیار داشتن و تلاش کردن جهت شتاب بخشیدن به دوستی (Rush the Friendship) یا نزدیکی و سهیم شدن قبل از استقرار بنیان درک متقابل (Establishing Common Ground) ممکن است طاقت‌فرسا و زنگ خطری برای دیگران باشد.



آغاز و حفظ ارتباط با شدت بسیار کم
آغاز و حفظ ارتباط بسیار کم ممکن است ناشی از شکست در پیش‌قدم شدن (Failing to Take the Initiative) در آغاز ارتباط باشد که به ترس از اتخاذ خطر و نپذیرفتن (Being Rejected) مربوط می‌شود؛ این امر ممکن است منجر به فرصت‌هایی برای رشد دوستی‌هایی شود که از دست رفته است.



هدف از آغاز و حفظ ارتباط
آغاز و حفظ ارتباط خوب:
- یک نقطه‌ی آغازین است که ممکن است یک علاقه‌ی مشترک (Shared Interest) یا یک تجربه‌ی مشترک (Common Experience) باشد؛
- ممکن است با یک صحبت کوتاه ایجاد شود که ابتدا کمک می‌کند یخ ارتباطی شکسته شود (Break the Ice) و ایجادکننده‌ی فضایی امن (Comfortable Atmosphere) باشد. صحبت کوتاه ممکن است موارد ذیل را شامل شود:
تعطیلات؛
علایق و سرگرمی‌های مورد علاقه (Interests and Hobbies)؛
عناوین خبری؛
رویدادهای سرگرمی‌کننده؛
آب و هوا؛
تقدیر و تعریف شخصی
.


شکل 13 - توسعه‌ی یک ارتباط.
توسعه‌ی یک ارتباط
توسعه‌ی یک ارتباط (Developing a Relationship) از عناصر ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های توسعه‌ی یک ارتباط برشمرد:
- دوستی‌ای که جدیداً ایجاد شده است دربرگیرنده‌ی شناخت اجتماعی (Social Recognition)
از دو جنبه است:
غیررسمی
نظیر: دوستی دو دوست خوب شرکت‌کننده در اردو و اردوگاه؛
رسمی
نظیر: دوستی مربیان با شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه یا شرکای کسب و کار
.
- دوستی‌ها معمولاً بر مبانی ذیل مستقر می‌شود که بیانگر دوست داشتن متقابل افراد است:
نزدیکی‌های فیزیکی (Physically Close)
نظیر: دوستی مربیان و شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه؛
وارد شدن در فعالیت‌های متقابل
نظیر: دوستی مربی و شرکت‌کننده در یک فعالیت در اردو و اردوگاه؛
نگرش مشابه (Similar Attitude)
نظیر: دوستی مربیان و شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه که به رویدادهای اردویی از دریچه‌ی طنز می‌نگرند.
ارزش‌های مشابه (Similar Values)
نظیر: دوستی مربیان و شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه به اعتماد به یکدیگر، صداقت و انصاف در فعالیت‌ها پایبند هستند.
زمینه و پیشینه‌ی مشابه (Similar Background Values)
نظیر: دوستی مربیان و شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه که معلول باشند.
شخصیت و علایق مشابه (Similar Personality and Interests)
نظیر: دوستی مربیان و شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه که معلول باشند
.


توسعه‌ی یک ارتباط با شدت بسیار زیاد
مسیر ارتباط پیشرفته می‌تواند با ایجاد تقاضاهای بسیار یا ایجاد موارد مفروض بسیار شتاب یابد. داشتن احساس (Jealousness) یا بروز رفتار (Possessiveness) در تملک تمرکز و دوستی در هر فرد به وی مجوز نمی‌دهد شبکه‌ای از انواع مختلف ارتباط‌ها را در سطوح مختلف برای نزدیک شدن به‌کار گیرد.



توسعه‌ی یک ارتباط با شدت بسیار کم
توسعه‌ی یک ارتباط با شدت بسیار کم در موقعیت‌های ذیل بروز می‌کند:
- شکست در نتیجه‌گیری از یک ملاقات برمبنای یادداشت‌های مثبت و آینده‌نگر (Forward- Looking) ممکن است موجب از دست رفتن دوستی و به‌ضعف و شکست منتهی شدن آن می‌شود؛ به‌طور مشابه به‌انتها رساندن گفتگوهای متقابل در وضعیتی همراه با تردید (Hesitant Manner) یا ناگهانی و غیرمنتظره (Abrupt Manner) ممکن است انتقال‌دهنده‌ی فقدان علاقه (Lack of Interest) و پایان دوستی (Closure) باشد که همانند آغاز دوستی از اهمیت برخوردار است.



هدف از توسعه‌ی یک ارتباط
توسعه‌ی یک ارتباط خوب:
- حفظ و نگهداری یک تعادل بین نزدیکی و سهم‌گذاری(Fit) است تا به تفاوت‌های افراد احترام بگذارد؛
- اگر می‌خواهد تحقق یابد نیازمند کمی تعهد (Commitment) و اشتیاق به تداوم آن است. به‌عنوان مثال ممکن است لازم باشد مربی در کنار شرکت‌کننده در اردو و اردوگاه حضور یابد
.



خودآشکارسازی
خودآشکارسازی (Self- Diclosure) از عناصر ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های خودآشکارسازی برشمرد:
- خودآشکارسازی شامل تبادل حقایق (Facts)، اعتقادها (Opinions) و احساس‌ها (Feelings) است.
- خودآشکارسازی، عمل نشان دادن آگاهانه و عامدانه‌ی اطلاعات مهم درباره‌ی خود و معمولاً به دیگری است.
- زنان نسبت به مردان از آمادگی بیش‌تری در زمینه‌ی خودآشکارسازی برخوردار هستند.
.



خودآشکارسازی با شدت بسیار زیاد
نشان دادن اجزای محرمانه و شخصی آن‌هم خیلی زود در یک گفتگو موجب ایجاد احساس زشت در مخاطب می‌شود و ممکن است احساس سختی و طاقت‌فرسا بودن را در وی به‌همراه داشته باشد.

تکرار خودآشکارسازی (Frequent Self- Disclosure) ممکن است به‌عنوان دورویی (Insincere) و ابتذال (Trite) تلقی شود و تلقی جدیت آن امکان‌پذیر نیست.



خودآشکارسازی با شدت بسیار کم
خودآشکارسازی با شدت بسیار کم در موقعیت‌های ذیل بروز می‌کند:
- اکراه (Reluctance) در به‌اشتراک گذاشتن اطلاعات شخصی ممکن است انتقال‌دهنده‌ی عدم وجود اعتماد در شنونده باشد. به‌طور مشابه خودآشکارسازی - به‌جز زمانی که با پاسخی متقابل مواجه شود - ممکن است مانع توسعه‌ی یک گفتگوی متقابل شود؛ زیرا بدین‌ترتیب موضوع‌ها  از ایمنی بیش‌‌تر برخوردار می‌شوند و موضوع‌ها غیرشخصی باقی می‌مانند .



هدف از خودآشکارسازی
خودآشکارسازی خوب:
- فراهم‌آورنده‌ی فرصتی برای کشف بنیان درک متقابل شامل: علایق و تجربه‌های مشترک قبل یا در حال‌حاضر است؛
- خودآشکارسازی متقابل (Mutual Self- Disclosure) کمک می‌کند اعتماد رشد یابد و پیش‌برنده‌ی ارتباط‌های شخصی‌تر و شفاف‌تر محسوب می‌شود
.



شکل 15 - همدلی و هم‌حسی.
همدلی و هم‌حسی
همدلی و هم‌حسی (Empathy) از عناصر اصلی ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های همدلی و هم‌حسی برشمرد:
- توانایی مشاهده‌ی جهان از نگاه دیگری و اتخاذ نقشی که دیگری برعهده دارد.
- می‌توانیم به‌سادگی بر افرادی تأکید داشته باشیم که در متغیرهایی نظیر ذیل شبیه ما هستند:
سن و سال؛
جنسیت؛
زمینه‌ی اجتماعی (Social Background)؛
هوش (Intelligence)؛
فرهنگ (Culture)
.


همدلی و هم‌حسی با شدت بسیار زیاد
همدلی و هم‌حسی شامل مشاهده‌ی موقعیت‌هایی از نقطه‌نظر دیگر افراد است به‌جای این‌که نگاه قضاوت‌کننده و منتقد (Being Judgemental) داشته و اخلاق‌گرا (Being Moralistic) باشیم.

در زمینه‌ی یک پاسخ همراه با همدلی و هم‌حسی باید از موارد ذیل اجتناب شود:
- فرو رفتن در احساس‌های خود (Becoming Immersed in One’s Own Feelings)؛
- واکنش‌پذیر بودن در برابر نیازهای دیگران (Not Responding to Someone Else's Needs)
.



همدلی و هم‌حسی با شدت بسیار کم
همدلی و هم‌حسی با شدت بسیار کم در موقعیت‌های ذیل بروز می‌کند:
- فقدان پاسخ‌های همدلانه و احساس‌های متناسب می‌تواند فقدان فکر کردن (Thoughtless) یا مراقبت از دیگران (Uncaring) محسوب می‌شود. به‌عنوان مثال، زمانی که شرکت‌کننده در اردو و اردوگاه با مربی خویش در مورد اعتیاد پدر یا مادرش سخن به‌میان آورد.

به‌علاوه فقدان معمول حساسیت و آگاهی ممکن است به این معنا باشد که نشانه‌های این امر که کسی واقعاً چه احساسی در مورد یک موقعیت یا رویداد دارد درک نشده است. به‌عنوان مثال می‌توان به درک زبان بدن اشاره کرد.
.



هدف از همدلی و هم‌حسی
همدلی و هم‌حسی خوب عبارت است از:
- ملاحظه‌ی صمیمی دیگران و تمایل به احترام قایل شدن برای نقطه‌نظرهای دیگران؛
 - توانایی تسهیل در ارتباطی شفاف‌تر و مطمئن‌تر
.



شکل 16 - نگرش مثبت.
نگرش مثبت
نگرش مثبت (Positive Regard) از عناصر ارتباط‌های اجتماعی محسوب می‌شود.



ویژگی‌ها
موارد ذیل را می‌توان از ویژگی‌های نگرش مثبت برشمرد:
- مربیان و شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه تمایل دارند به‌دنبال افرادی باشند که بازخورد و پاداشی مثبتی به آنان ارائه می‌کنند. به‌عنوان مثال: به تشکر و تقدیر (Acknowledgement)، تحسین و تمجید (Praise) و ستایش (Positive Regard) بپردازند.
- ویژگی‌های خشنودکننده و رضایت‌بخش (Rewarding Qualities) نظیر موارد ذیل:
طرز برخورد بشاش (Cheerful Attitude)؛
شیوه‌ی کمک کردن (Helpful Manner)؛
لحن صدای دوستانه؛
وضعیت ویژه‌ی بدنی نشان‌دهنده‌ی صمیمیت و توجه (Approachable and Attentive Posture)؛
ارائه‌ی بازخورد
نظیر: تبسم، توافق (Agreement) و ارائه‌ی اظهارنظرها و یادداشت‌های مناسب (Making Appropriate Comments).


نگرش مثبت با شدت بسیار زیاد
عامدانه و آگاهانه دلپذیر بودن (Being Deliberately Nice) در برابر دیگران به‌منظور کسب تأییدیه و به‌دست آوردن توجه دیگران نشان‌دهنده‌ی عدم صمیمیت است تا نگرش مثبت داشتن.

بازخورد مثبتی که نیازمند بنا نهاده شدن و پابرجا ماندن بر دوستی در یک لحظه و سردی و عدم صمیمیت در لحظه‌ای دیگر باشد موجب تناقض در افراد خواهد شد و مانعی برای رشد دوستی به‌حساب می‌آید.



نگرش مثبت با شدت بسیار کم
اصطلاح ورشکستگی اجتماعی (Socially Bankrupt) - که توسط ریچارد لانگاباق استاد دپارتمان روان‌پزشکی و رفتار انسانی دانشگاه براون (Department of Psychiatry and Human Behavior; Brown University) و محققان دیگر با نام‌های استنلی هـ. اِلدرد، نورمن و. بل و لوییس ج. شرمن در سال 1348 شمسی (1969 میلادی) مطرح شد - به عدم وجود کیفیت‌های پاداش‌دهنده و عدم توانایی در ایجاد دوستی اطلاق می‌شود. کیفیت‌های پاداش‌دهنده نیازمند وجود آن در فرد مقابل است:
Longabaugh, R.; Eldred, Stanley H.; Bell, Norman W. & Sherman, Lewis J.; "The Interactional World of the Chronic Schizophrenic Patient"; Psychiatry: Journal for the Study of Interpersonal Processes; 29 (1); pp 78- 99; 1966
در بعضی حالت‌ها، اضطراب یا خجالت و کمرویی ممکن است مانعی برای ارائه و دریافت بازخورد مثبت آن‌هم به‌شکلی مناسب شود.



هدف از نگرش مثبت
نگرش مثبت خوب:
- انتقال‌دهنده‌ی احساس ارزشمند بودن که با درک به‌دست می‌آید و احساس این‌که فرد اهمیت دارد؛
- ارائه‌ی بازخورد مثبت به دیگران می‌تواند به وسعت بخشیدن به حلقه‌‌ی اجتماعی (Social Circle) منتهی شود و فرصتی برای ایجاد دوستی‌های بیش‌تر محسوب می‌شود
.



حلقه‌ی اجتماعی
یک حلقه‌ی اجتماعی، گروهی از افرادی هستند که از لحاظ اجتماعی ارتباط‌های داخلی و متقابل با یکدیگر (Socially Interconnected) دارند. به یک حلقه‌ی اجتماعی ممکن است از چشم‌انداز:
فردی نگریسته شود که کانون یا مرکز گروه افراد دارای ارتباط‌های داخلی و متقابل با یکدیگر هستند.
گروهی از افراد نگریسته شود که دارای واحدی منسجم (Cohesive Unit) هستند.
.

حلقه‌های اجتماعی با هرم‌های اجتماعی (Social Pyramids) تفاوت دارند. یک هرم اجتماعی بیانگر قدرت ارتباط‌های همه‌ی افرادی است دارای ارتباط با یکدیگر هستند؛ آن‌هم بدون این‌که هرم به‌عنوان یک واحد اجتماعی درنظر گرفته شود.

حلقه‌های اجتماعی تمایل دارند از مجموعه‌های واحدی از هنجارها و ارزش‌ها (Norms and Values) برخوردار باشند. افرادی که با آن هنجارها و ارزش‌ها موافق نباشند ممکن است توسط دیگر افراد گروه:
- از حقوقی محروم شوند؛
- تنبیه شوند؛
- در تناقض‌هایی واقع شوند
.



نکته‌های مهم و کلیدی
زبان بدن (Body Language) عبارت است از:
- وضعیت ویژه‌ی بدنی (Posture) شفاف که بیانگر تمایل به نزدیک شدن (Approach) باشد؛
- توانایی حفظ ارتباط چشمی مناسب؛
- استفاده از ژست‌های متناسب و همراه با سرزندگی (Animated and Relevant Gestures)؛
- استفاده‌ی مناسب از بازخورد مثبت
نظیر: تبسم و تکان دادن سَر.
- استفاده از تبادل اشاره‌ها در گفتگوهای متقابل
تذکر - نوبت برای دیگری جهت صحبت کردن قایل شویم.

زبان کلامی (Verbal Language) عبارت است از:
- رفتار دوستانه، صمیمی و صادقانه شامل: لحن صدا و حالت چهره (Facial Expression)؛
- توانایی به‌اشتراک گذاشتن اجزای اطلاعات شخصی (Personal Details) با رفتاری مناسب؛
- الگوی بدون مشکل و مؤدبانه‌ای از ارتباط‌های متقابل (Smooth Pattern of Interaction)
مشتمل بر ویژگی‌های ذیل:
بدون فاصله انداختن (Not Interrupting)؛
با کم‌ترین سکوت ناشیانه (Few Awkward)؛
ارتباط‌های نامبهم (Unambiguous Communication).
- مکمل بودن زبان بدن (Complementary Body Language)
آن‌چه گفته شده است با آن‌چه در حال بیان آن هستیم سازگاری داشته باشد.

گام برداشتن به‌سمت موقعیت‌های اجتماعی نیازمند مهارت‌های ذیل است:
- توانایی سازگاری جهت تأمین الزامات موقعیت‌های متفاوت اجتماعی اعم از رسمی و غیررسمی (Can Adapt to Meet the Requirements of Different Social Situations - Formal and Informal)؛
- تمایل به تحمل خطر شدن گاه و بیگاه و پیش‌قدم شدن در آغاز گفتگوهای متقابل؛
- داشتن مجموعه‌ای از اقدام‌ها برای حفظ شأن یا پرستیژ جهت اجتناب از لحظه‌های کمرویی
مشتمل بر اقدام های ذیل:
جوک گفتن؛
عذرخواهی کردن؛
توانایی تغییر موضوع گفتگو.
- احساس اطمینان اجتماعی (Feels Socially Confident)
مشتمل بر احساس‌های ذیل:
 لذت بردن از اختلاط اجتماعی (Mixing Socially) به‌دلایل شخصی؛
 بیش از حد وابسته نبودن به بازخورد و تأیید شدن از جانب دیگران؛
- داشتن فرصت‌هایی برای تمرین و تلاش برای پیش‌قدم شدن و واکنش نشان دادن به دیگران جهت کسب تجربه در دامنه‌ای از موقعیت‌های متفاوت اجتماعی.


فعالیت‌های عملی
فعالیت‌های عملی بسیاری وجود دارد که با آن می‌توان مهارت‌های اجتماعی را در شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه آموزش داد. این فعالیت‌ها را می‌توان به دسته‌های ذیل طبقه‌بندی کرد:

فعالیت‌های نگاه کردن و شنیدن (Looking and Listening).
فعالیت‌های ابراز احساس‌ها (Saying How You Feel).




فعالیت‌های نگاه کردن و شنیدن
موارد ذیل را می‌توان از جمله‌ی اهداف فعالیت‌های «نگاه کردن و شنیدن» برشمرد:

افزایش آگاهی‌های اعضای گروه از افراد، مکان‌ها و رسومی که موجب ایجاد جامعه‌ی ویژه‌ای از آن افراد می‌شود.
تشویق اعضای گروه به شناسایی سبک‌های ارتباطی در افراد.


از جمله‌ی فعالیت‌های مناسب در طبقه‌ی «نگاه کردن و شنیدن» - که موجب آموزش مهارت‌های اجتماعی در شرکت‌کنندگان در اردو و اردوگاه می‌شود - می‌‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

توصیف (Description)؛
این کیست؟ (Who is It?)
شغلش را حدس بزن! (Guess the Job)
ارائه‌ی شواهد (Witness)؛
نگریستن به خودمان! (Look at Yourself)
توصیف خود (Describe Yourself)؛
شنیدن حرف‌های خود (Listen to Yourself)؛
تشخیص تغییر (Spot the Change)؛
سعی کردن در تحقق امری (Have a Go!)؛
تقلید از دیگری (Copy Cats)؛
چشیدن آن‌چه دارای بو است! (Taste that Smell!)
فعالیت‌های سرگرم‌کننده (Hobbies)؛
نظاره‌گر چه کاری هستم؟ (What Do I See?)
نظاره‌گر چه کاری هستی؟ (What Do You See?)
تغییرها (Changes)؛
ترک کردن و بازگشتن (Follow- on).




توصیف
نام فعالیت:
توصیف (Description)

اقلام مورد نیاز:

- عکس‌هایی از افراد از مجله‌ها، روزنامه‌ها و ضمایم آن؛
- تابلو برگردان؛
- چند قلم.

روش اجرا:
رهبر گروه، عکس‌های منتخبی را ارائه می‌کند.

همه‌ی بازیکنان به‌نوبت از جزویاتی صحبت می‌کنند که مشاهده‌گر آن هستند.

یک چهارچوب برای توصیف‌ها ممکن است مفید باشد؛ طبقه‌بندی‌های توصیفی بسیاری از جمله موارد ذیل را می‌توان برای این‌منظور برشمرد:

جنسیت؛
سن و سال؛
خانه؛
قد؛
رنگ چشم؛
ملیت؛
لباس؛
هر ویژگی غیرمعمول؛
شغل؛
نوع اتومبیل؛
مقصد مطلوب برای تعطیلات؛
خانواده و دوستان؛
فعالیت‌های سرگرم‌کننده؛
نام.


افراد می‌توانند در نوبت خود یکی از عکس‌هایی که در معرض نمایش قرار داده می‌شود را ت