جستجو
 
 
 
 
 بخش‌هاي ارتباطي اردو و اردوگاه کوچک کردن
 كتاب اردو و اردوگاه کوچک کردن
آموزش فراگیر فعالیت‌های اردویی دانش‌آموزان (کتاب و سایر مواد آموزشی اردو و اردوگاه شماره‌ی 38)
تاريخ : 20/8/1397
آموزش در اردو (کتاب و سایر مواد آموزشی اردو و اردوگاه شماره‌ی 37)
تاريخ : 20/7/1397
101 بازی خانوادگی برای سفر، اردو یا جشن گرفتن در خانه
تاريخ : 17/6/1397
54 کلید طلایی برگزاری اردو (کتاب و سایر مواد آموزشی اردو و اردوگاه شماره‌ی 35)
تاريخ : 4/4/1397
جایزه دادن به رهبران‌تان در اردو (Rewarding your Leaders at Camp) (کتاب و سایر مواد آموزشی اردو و اردوگاه شماره‌ی 34)
تاريخ : 9/1/1392
حمایت مورد نیاز از بزرگسالان (Supporting the Adults we Need) (کتاب و سایر مواد آموزشی اردو و اردوگاه شماره‌ی 33)
تاريخ : 8/1/1392
ایجاد انگیزه در پیشاهنگی (Motivation in Scouting) (کتاب و سایر مواد آموزشی اردو و اردوگاه شماره‌ی 32)
تاريخ : 7/1/1392
ارزش داوطلب بودن (Value of Volunteering) (کتاب و سایر مواد آموزشی اردو و اردوگاه شماره‌ی 31)
تاريخ : 6/1/1392
ترین‌اسپاتینگ - کسب مهارت‌های شناخته‌شده‌ی بزرگسالان (Trainspotting - Getting Adult Training Recognised) (کتاب و سایر مواد آموزشی اردو و اردوگاه شماره‌ی 30)
تاريخ : 5/1/1392
استفاده از یکصدمین سالگرد پیشاهنگی جهت استخدام بزرگسالان (Using Scouting’s Centenary for Adult Recruitment) (کتاب و سایر مواد آموزشی اردو و اردوگاه شماره‌ی 29)
تاريخ : 4/1/1392
آرشيو     
 كاربران آنلاين کوچک کردن
افراد آنلاين افراد آنلاين:
بازدیدکنندگان بازدیدکنندگان: 102
اعضا اعضا: 0
کل کل: 102

 «ووا هوسپيان» كارشناس و پيشكسوت اردويي: مربي اردوگاهي بايد با مدل‌هاي كار گروهي آشنا باشد
(متفرقه‌ي اردوگاهي شماره‌ي 10)
کوچک کردن
«ووا هوسپيان» كارشناس و پيشكسوت اردويي: مربي اردوگاهي بايد با مدل‌هاي كار گروهي آشنا باشد
(متفرقه‌ي اردوگاهي شماره‌ي 10)
متفرقه
ووآ هوسپيان كارشناس و پيشكسوت اردويي مربيان اردويي بايد هميشه بچه‌ها را در فعاليت‌ها دخيل كنند و به آنان بگويند هميشه بايد ايده‌ بدهند؛ فعال باشند؛ رقابت بكنند.











«ووا هوسپيان» كارشناس و پيشكسوت اردويي

«ووا هوسپيان» كارشناس و پيشكسوت اردويي:
مربي اردوگاهي بايد
با مدل‌هاي كار گروهي آشنا باشد



 
 مصاحبه‌كننده:
محمد ابراهيم عليمرداني
 مكان و زمان مصاحبه:
اين مصاحبه هشتم اسفند 1390 در محل باشگاه آرارت انجام شده است.

 
 
خلاصه‌‌ي مطالب
وقتي از اردو صحبت مي‌كنيم نگاه من اين‌گونه نيست كه ماشيني بگيريم و بچه‌ها را به اردوگاه شهيد باهنر يا مكاني ديگر ببريم؛ بچه‌ها بدو بدويي داشته باشند؛ ناهاري ميل كنند؛ فرايضي به‌جا بياورند و برگردند و ... من به چنين اردويي اكتفا نمي‌كنم بلكه بايد در مورد مقدمات، برنامه‌ريزي، مجوز از خانواده‌ها و اطلاع‌رساني در مورد محل مقصد و هدف نيز اقدام‌هايي انجام شده باشد.
 مي‌خواستيم اردوي يك‌روزه‌اي داشته باشيم شش‌ماه قبل در اين زمينه برنامه‌ريزي مي‌كرديم. اين‌كه چه كسي چه مطالبي را آموزش دهد؛ وسايل بازي، خورد و خوراك، خشكبار، فعاليت‌ها و به‌طور كلي آن‌چيزهايي را كه براي اردوي يك‌روزه يا چندروزه درنظر گرفته‌ايم قبلاً فهرست و آماده شود. آن‌چه ما بايد انجام دهيم؛ كمك‌ها، وظايف سرجوخه‌ها، سرتيم‌ها و ... مشخص باشد.
 از والدين چند نفري را در فعاليت‌هاي مربوط به برگزاري اردو حتماً دخيل مي‌كرديم. اجبار مي‌كرديم حضور داشته باشند تا هم از نظر كمك و هم از نظر نظارت مشاركت داشته باشند. از آنان مي‌خواستيم اگر چيزي به ذهن‌شان خطور مي‌كند بازگو كنند.
 توصيه و برداشت شخصي من آن است كه مربي و حتي معلم بايد حتماً متأهل باشد؛ به‌سبب آن‌كه عواطف فرزند داشتن و مسؤوليت خانواده را حس و درك كرده باشند. چون وقتي مربي مجرد باشد ممكن است برخوردها تند و پرخاشگرانه باشد.
 مربي متأهل خيلي مسائل را حل مي‌كند. روابط را نرم‌تر مي‌نمايد. به بچه‌ها نزديك مي‌شود؛ ممكن است از كلمه‌هايي نظير: پسرم، دخترم و ... استفاده كند. چون هدف از برگزاري اردو نوعي تربيت و آموزش است.
 اگر قرار است از مربي مجرد استفاده شود بالا سر وي بايد فردي بر كار آن مربي نظارت كند تا بعضي جاها اگر انحراف دارد يا درست عمل نمي‌كند به‌موقع به وي تذكر دهد.
 وقتي تشكيلاتي اردويي ترتيب مي‌دهيم صرفاً در مواقع اردو افراد را احضار نمي‌كنيم. بايد در طول سال با آنان ارتباط داشته باشيم. جلسه‌ها، ملاقات‌ها و برخوردهايي داشته غير از اردو هم بايد فعاليت‌هايي تدارك ببينيم.
 به‌طور كلي گروهي كه بناست كار برنامه‌ريزي اردويي انجام دهد بايد تنوع و خواسته‌هاي بچه‌ها را درنظر داشته باشد.
 بچه‌ها بايد بفهمند هدف‌شان از برگزاري اردو چه بوده است تا به‌قول معروف مايه‌ي خودشان را مصرف كنند و به آن نتيجه برسند. بنابراين آخر كار بايد نتايج ارزشيابي را به آنان بگوييم و نتيجه‌گيري كنيم.
 مربي‌اي كه براي فعاليت‌هاي اردويي انتخاب مي‌كنيم بايد شرايط و تجربه‌ي لازم را داشته باشد.
 ما بچه‌ها را به اردو مي‌بريم كه آنان را براي آينده‌ي‌شان، زندگي‌شان، انتخاب رشته‌هاي تحصيلي و كاري‌‌شان بسازيم. بايد علايق آنان را بفهميم و
در آن رشته‌ها و حوزه‌ها به آنان فرصت فعاليت بدهيم. طبعاً مربي نقشي اصلي دارد.
 فعاليت‌هاي اردويي نبايد خسته‌كننده باشد بلكه متنوع درنظر گرفته شود بايد با نتيجه‌گيري همراه باشد.
 روابط مربي با بچه‌ها بايد دوستانه باشد؛ حالت كلاسي (مثل: آموزگار و كلاس درس) نباشد.
 مربي بايد موقع حرف زدن به چشم بچه‌ها نگاه بكند؛ گاهي اوقات سؤال‌هايي مطرح كند و براي رفع خستگي داد و فريادي بكند! سرودي بخواند؛ بازي‌اي ترتيب بدهد؛ جوكي بگويد و ...
 مربي اردويي بايد دايماً چيز جديد براي بچه‌ها ارائه كند.
 وقتي بچه‌ها را براي اردو جمع مي‌كنيم به دو يا سه قسمت تقسيم مي‌نماييم و گروه‌ها را به‌نام اسم يا شماره‌هايي مورد خطاب قرار مي‌دهيم.
 مربيان اردويي هميشه بچه‌ها را در فعاليت‌ها دخيل مي‌كنند و به آنان مي‌گويند هميشه بايد ايده بدهند؛ فعال باشند؛ رقابت بكنند.
 هميشه مربيان اردويي بايد همسنگ خود بچه‌ها صحبت كنند. بايد به آنان القا شود فرد مؤثر واحد هستند و مي‌توانند نقش ما را داشته باشند.
 در آزمون‌ها هيچ بچه‌اي را نبايد تجديد يا مردود ‌كنيم و بايد بارها بخ او فرصت بدهيم تا موفق شود.
 نهادهاي ناموفق آن‌هايي هستند كه در برنامه‌ريزي‌ها ضعف دارند. اگر نتوانستند بچه‌ها را جذب كنند و ارتباط عاطفي و كاري در فعاليت‌ها برقرار كنند طبعاً بچه‌ها زود كسل خواهند شد؛ چون بچه‌ها پتانسيل‌ها و انرژي‌هاي فوق‌العاده‌اي دارند.
 اگر مربي احساس مي‌كند بچه‌ها كم‌كم دارند خميازه مي‌كشند بايد جلسه را ختم كند حتي اگر وسط جلسه باشد. در اين مواقع مربي بايد از بچه‌ها بخواهد يكي‌شان جوكي بگويد يا بازي و سرگرمي‌اي دو الي سه دقيقه‌اي يا حركتي جذاب و شيرين انجام دهند تا حال و هواي بچه‌ها عوض شود.
 بچه‌هاي اين دوره و زمانه دوست دارند برنامه فشرده داراي تحرك و هيجان باشد.
 هدف از اردوها، فاصله گرفتن از تكنولوژي‌هاي روز و زندگي شهري است كه در آن، آثار منفي فوق‌العاده زيادي به چشم مي‌خورد.
 فعاليت‌هاي اردويي با اهداف ذكر شده و سفرهاي اردويي براي بچه‌هاي 4 الي 7 ساله مناسب نيستند زيرا خيلي سريع دلتنگ خانواده‌ مي‌شوند يا كارهايي دارند كه به مربي نمي‌توانند بگويند يا نيازهايي دارند؛ به‌هر حال خودشان را مشكل مي‌توانند سازگار كنند.
 براي افراد 8 تا 10 سال هيچ ايرادي نمي‌بينم به اردو بروند به‌شرطي كه فعاليت‌ها متناسب با سن‌شان باشد.
 براي افراد 8 تا 10 سال حتي تا 15 الي 16 سال توصيه مي‌كنم از وجود والدين به‌عنوان «كميته‌ي والدين» يا «كميته‌‌ي اوليا» هم براي شناخت بيش‌تر بچه‌ها و هم گرفتن كمك و همكاري و در كنار مربي بودن حتماً استفاده شود.
 به‌طور كلي متناسب با هر سن و سال، توان و جنسيت (دختر و پسر) بايد برنامه‌ريزي كرد.
 طبعاً براي دختران بايد از مديريت دختران استفاده كرد و براي پسران هم مديريت پسران.
 بچه‌هاي اين دوره و زمانه در سن 8 تا 10 سال بسته به تربيت‌هاي خانوادگي خود و اين‌كه چگونه از خانه بيرون مي‌آيند صرف‌نظر از جنبه‌هاي مثبت يا منفي، درصد خلاق بودن‌شان بيش‌تر است.
 بعضي از بچه‌هاي 8 تا 10 ساله وقتي با شما صحبت مي‌كنند براي شما جاي تفكر مي‌گذارند يعني براي شما سؤال مطرح مي‌كند تا شما را به چالش وادارد. سؤال‌هايي در مورد كاينات، كره‌ي زمين، علوم و تكنولوژي و ... مطرح مي‌كنند كه چه بسا نمي‌توانيد جواب دهيد.
 ما به بازي طور ديگري نگاه مي‌كنيم. بازي را صرفاً تلف‌كننده‌ي وقت يا سرگرم‌كننده يا باعث ساكت نشستن آنان و با ما كار نداشتن نمي‌دانيم. بازي‌ها بايد هدف داشته باشند. هر بازي‌اي كه با بچه‌ها انجام مي‌دهيم بايد داراي هدف باشد.
 اهداف ما از بازي اردويي يا تقويت حواس پنج‌گانه است يا تقويت بدني، عضلاني و فيزيكي است يا همكاري و تعاون است؛ در آن رعايت قوانين و مقررات و ضوابط قرار دارد. نهايتاً شكل مسابقه دارد و آن‌ها را به رقابت و تلاش وادار مي‌كند.
 بايد اجازه دهيم بچه‌ها تا مي‌توانند احساسات و هيجانات خود را بروز دهند. فعاليت‌ها و تحرك‌هاي لازم را داشته باشند؛ البته تا آن‌حدي كه اسمش را نتوان بي‌تربيتي و بي‌ادبي گذاشت.
 مربي بايد خيلي باظرفيت و باحوصله باشد تا بتواند رفتارها و حركت‌هاي بچه‌هاي امروزي را تحمل كند.
 بچه‌ها در مورد يادگيري فعاليت‌هاي حركتي متفاوت هستند؛ بعضي از بچه‌ها زودتر ياد مي‌گيرند ولي براي بعضي، يادگيري فعاليت‌هاي حركتي مشكل است.
 اگر رفتارهاي اخلاقي در بچه‌هاي 8 تا 10 سال ‌جا بيافتد ملكه خواهد شد.
 مربيان بايد همه‌جانبه نسبت به بچه‌ها انعطاف داشته و به همه‌چيز توجه كنند.
 در اردو زندگي اجتماعي، تعاون و همكاري و ... آموزش داده مي‌شود. در اين امر، محدوديتي وجود ندارد.
 بچه‌اي كه ياد گرفت راستگو باشد راستگو بار خواهد آمد. ولي اگر در بچگي دروغ را بفهمد و مصرف كند قطعاً آينده‌ي خوبي نخواهد داشت.
 خانواده‌ها اولين افرادي هستند كه با بچه‌ طرف هستند يك چيزهايي را بايد براي بچه‌ها باز كرده و تفهيم نمايند؛ با الفاظي كه براي بچه‌ها در اين سن قابل‌درك باشد؛ هم‌چنين بايد مفهوم قانون و اين‌كه چيست و لازم است به آن احترام گذاشته شود و به آن عمل شود را درميان بگذارند.
 بهترين دوستان در محيط مدرسه و در اين جمع‌ها و اردوها و فعاليت‌هاي اين‌چنيني به‌دست مي‌آيند.
 اطاعت بچه‌ها در سن 8 تا 10 سال نبايد ناشي از ترس يا مشروط بودن كارها باشد.
 سن 8 تا 10 سال، سن انطباق با هم‌‌سن و سالان است. اين از ويژگي‌هاي دروني بچه‌ها در اين سن است. بچه وقتي مي‌دود هميشه يك نگاه به بچه‌ي بغل‌دستي يا پشت‌سري خود نيز مي‌اندازد تا شرايط آنان را بررسي كرده و به‌اصطلاح مي‌خواهد در حدي كه مي‌تواند تلاش كند تا كم نياورد.
 بچه‌ها در سن 8 تا 10 سال اگرچه گرايش به دسته و گروه دارند ولي چون اختيارشان دست خودشان نيست اين گرايش زياد نيست.
 امروزه با بچه‌ها مي‌توان حرف زد؛ با بچه‌ها مي‌توان استدلال و توجيه كرد؛ مي‌توان امتحان‌شان كرد؛ مي‌شود در مقابل كار انجام شده و نشده قرار داد تا عكس‌العمل‌شان را بررسي كرد و ...
 بچه‌هاي امروز باهوش‌تر و گيرايي‌شان بيش‌تر شده و خواسته‌هاي‌شان هم متفاوت‌تر شده است.
 دوستي‌ها در بچه‌هاي 8 تا 10 سال بادوام نيست؛ گذراست.
 در سن 8 تا 10 سال، دوستي‌ها انتخابي است؛ برعكس بچه‌هاي 4 تا 7 سال كه با هركسي دوست مي‌شوند.
 بچه‌ها در سن 8 تا 10 سال از گروه اثرپذير هستند؛ رفتار مثبت و منفي را ياد مي‌گيرند. رفتار منفي را از والدين يا اطرافيان در محل يا مدرسه يا اجتماع مي‌آموزند.
 مشابهت افراطي با دوستان و هم‌سن و سالان هم در بچه‌هاي 8 تا 10 سال مشاهده مي‌شود.
بچه‌ها دنيايي هستند و اگر بخواهيم در مسائل تربيتي آنان ريز شويم بايد با دنيايي از مطالب مواجه شويم و اگر اين شناخت را داشتيم در مسائل تعليم و تربيت وي خيلي راحت‌تر مي‌توانيم برخورد كنيم.
 سن 16 سال به بالا در هر اجتماعي تقريباً سن قانوني يا نزديك به سن قانوني است. اين‌ها در خيلي از كارها مي‌توانند مشاركت داشته باشند. هم درك و فهم‌شان بالا است و هم از توان فيزيكي بالايي برخوردارند و دوست دارند مطرح شوند و درست از توان‌شان بهره‌برداري شود و اگر چيزي به‌دردشان مي‌خورد ما به آنان ياد بدهيم و سطح تفكرشان را پايين نبريم بلكه بالا ببريم.


 
مقاله‌ي قبلي | .مقاله‌ي بعدي.


 
«ووا هوسپيان» كارشناس و پيشكسوت اردويي

1 - خودتان را معرفي كرده از تحصيلات حوزوي و يا دانشگاهي خود بفرماييد.

«ووا هوسپيان» در سال 1322 در شهر تبريز متولد شدم؛ پدرم «گريگور» صنعتگر بود كه از دنيا رفته‌ است. سه‌سالگي در تبريز بودم سپس به تهران منتقل شدم. اولين مدرسه‌ام «قائم‌مقام» در خيابان سعدي شمالي، كوچه‌ي مطبوعي بود. اكنون خانه‌اي قديمي است كه تبديل به چاپخانه شده است. اين خانه متعلق به يكي از مسؤولين مملكتي آن‌زمان بوده است. شش‌سال تحصيلات را در آن‌جا گذراندم. سپس راهي دبيرستان «اديب» واقع در خيابان فردوسي جنب مؤسسه‌ي كيهان شدم. مدرك ديپلم طبيعي را در آن دبيرستان كسب كردم. در همان‌سال با گروه پيشاهنگي آن مدرسه شروع به فعاليت نمودم. يادش به‌خير! مربي‌اي به‌نام آقاي مهندس «اجلالي» داشتم؛ اگر ايران باشند بايد در سازمان مسكن كار مي‌كنند وگرنه در خارج از كشور به‌سر مي‌برند.

در سال 1347 ازدواج كردم و دو دختر دارم كه هر دو تحصيلات‌شان را تمام كرده‌اند؛ دختر كوچك من و فارغ‌التحصيل هنرستان «كوشش» ارامنه است و دختر بزرگ من است كه داراي مدرك ليسانس حسابداري است كه به‌همراه شوهر و سه بچه‌ي‌شان در خارج از كشور هستند. شوهرش مهندس شيمي است كه در خارج از كشور تغيير رشته داد و هم‌اكنون به‌عنوان پزشك در بيمارستان كار مي‌كند.

در دوره‌اي در «كاخ دانش» آن‌زمان - كه وابسته به آموزش‌عالي بود - دوره‌ي مهندس‌ياري را طي كردم. علاوه بر آن وقتي به پيشاهنگي آمدم دوره‌هاي مختلف آموزشي، تربيتي، اردويي در دوره‌هاي مختلف چه داخلي و چه خارجي را طي كرده و موفق به دريافت گواهي‌نامه شده و هميشه از نظر تخصصي كه پيدا كرده بودم و علاقه‌و پشتكار مورد تأييد آن دستگاه بوده‌ام؛ زيرا چند سال هم آموزگار و هم مربي پيشاهنگي مدارس منطقه‌ي 7 تهران نظير: «رفيع»، «نوراني»، «آرارات» بودم. برنامه‌هاي فوق‌العاده گسترده، فعال و پرشور و پرجنب و جوشي در آن مدارس داشتيم؛ به‌طوري كه از تمام معلمين براي امر اداره‌ي اوقات فراغت بچه‌ها به‌هر عنوان بهره‌برداري مي‌كرديم.


 

2 - از دوره‌هاي آموزشي داخل و يا خارج كشور در حوزه‌هاي مرتبط با فعاليت‌هاي اردوگاهي نام برده و مختصري در مورد سرفصل‌هاي ارائه شده توضيح دهيد.

دوره‌هاي متعددي را در سازمان پيشاهنگي گذارنده‌ام. البته يك‌مدتي در يك شركت ساختماني به‌نام «راسا» كار مي‌كردم كه زمان كوتاهي بود. چون قصد ادامه‌ي تحصيل در خارج از كشور داشتم تصورم آن بود كه كار درامدزايي داشته باشم كه بتوانم اندوخته‌اي داشته و در خارج، كم‌تر زحمت براي خانواده‌ام ايجاد كنم. بعد از آن‌هم كارهاي اجرايي مختلفي را انجام دادم.

در همان ايام، دوستان و معلمان قديمي از من دعوت كردند به سازمان پيشاهنگي بيايم؛ در حالي كه شناخت زيادي نسبت به آن دستگاه نداشتم. وقتي وارد شدم مشاهده كردم مطابق ذوق و علاقه‌ي من است. فعاليت‌هاي اردويي و سر و كار داشتن با جوانان، فعال بودن و جنب و جوش داشتن احساس و انگيزه‌ي خوبي در من ايجاد مي‌كرد به‌خصوص كه پشت‌ميز هم نمي‌نشستم. از طرفي دايم در اردو بودم و كار ابتكاري و خلاقانه محسوب مي‌شد. چون آن‌موقع و هم‌چنين در حال حاضر سعي مي‌كنم به‌دنبال فكرها و ايده‌هاي جديد باشم خودم بروز باشم و چه جاهايي مطالعه و الگوبرداري بكنم بيش‌تر حشر و نشر من با اين تيپ افراد است تا بتوانم از آنان ياد گرفته در كار خودم بهره‌گيري بكنم.

در پيشاهنگي دوره‌هاي متعددي را گذرانده‌ام چه دوره‌هايي كه اساتيدش خارجي بوده‌اند و چه داخلي. سازمان پيشاهنگي داراي پنج دفتر جهاني بود: آسيا، اقيانوسيه، اروپا، افريقا و امريكا. هر كدام از اين دفاتر، مركز خاص خودشان را داشت. ايران جزء دفتر آسيايي «مانيل» در «فيليپين» محسوب مي‌شد. اساتيدي مي‌آمدند كه اغلب از كشورهاي پاكستان، فيليپين و كشورهاي ديگر آسيايي بودند و بدين‌ترتيب دوره‌هاي مختلفي را از نظر تربيتي و اردويي با آنان ‌گذراندم.

يك دوره‌ي بين‌المللي را نيز گذرانده‌ام كه فوق‌العاده جالب بود؛ در اين دوره، استادي از انگليس و كمك‌استادي از امريكا دعوت شده بودند. اگرچه نظامي بودند ولي گرايش پيشاهنگي در آنان بيش‌تر بود و بسيار مهارت داشتند. در آن دوره، «روانشناسي رشد» (Development Psychology) ارائه شد تا ما را با نحوه‌ي برخورد و صحبت با بچه‌ها و انتظارهاي‌شان آشنا كنند.

در ارائه‌ي مطالب از نمودار و چارت استفاده مي‌كردند؛ مسائلي كلي راجع به حفظ محيط‌زيست، آب، خاك، هوا، طبيعت، آب و هوا، جغرافيا، دامداري و ... ارائه مي‌نمودند.
حفظ محيط‌زيست حتماً در اردوهاي پيشاهنگي وجود دارد. موقعي كه بچه‌ها را به اردو مي‌بريم مي‌گوييم: «اين مكان را بايد عيناً و حتي بهتر از وضعيت ابتدايي آن تحويل دهيم». به‌عبارت ديگر هميشه سعي مي‌كنيم سازنده باشيم و اگر جايي كه مي‌رويم بتوانيم كاري براي آن منطقه انجام دهيم؛ اين‌كه از آن منطقه مراقبت كنيم و پلي، معبري، درختي، هرسي، باغچه‌اي و ... ايجاد نماييم. اگر حيواني، دامي، مرغداري‌اي و ... وجود داشته باشد با آن نزديك و آشنا شويم.

راجع به فعاليت‌ها در روستا يا شهر، تمدن، رعايت قانون و ضوابط، همكاري با ارگان‌ها به‌طور كلي صحبت مي‌كردند؛ البته براي افراد در سنين بالاي 15 سال كه به «جويندگان» و «سياران» ناميده مي‌شدند؛ به‌طوري كه بتوانند در شهر يا روستايي كه زندگي مي‌كنند كمك‌كننده به نهادها و ارگان‌هاي آن شهر يا روستا نظير: پليس راهنمايي و رانندگي، اورژانس‌ و مسائل خدمات اجتماعي باشند.

آموزش‌هاي آنان بيش‌تر تربيتي و اردويي بود. در انتها طي آزموني به‌شكل تستي بايد پاسخگوي سؤال‌هاي آنان مي‌شديم. البته الآن آموزش‌ها نسبت به آن‌موقع تغيير كرده است؛ به‌عنوان مثال براي بچه‌ها در اين سنين، فعاليت‌هايي نظير ذيل را ترتيب مي‌دهند:

- خانواده‌هاي نيازمند را شناسايي مي‌كنند و وضعيت آنان را به مؤسسه‌هاي خيريه يا اجتماعي يا مساجد گزارش مي‌دهند.
- موضوع اعتياد را شناسايي كرده و به مربيان‌شان گزارش مي‌‌دهند؛ مربيان آنان مي‌دانند در اين موارد بايد با كجاها ارتباط برقرار و آنان را معرفي و درمان كنند.
- مسائل پناهندگي يكي از مسائلي است كه با آن مواجه مي‌شوند.
- در آمارگيري‌ها همكاري مي‌كنند.
- در امور بهداشتي مشاركت مي‌نمايند.
- كارهاي شهرداري را انجام مي‌دهند.
- كارهاي راهنمايي و رانندگي
- و ...


بدين‌ترتيب در روزهاي به‌خصوصي در كنار ارگان‌هاي مختلف همكاري كرده و هم آموزش مي‌بينند.

نمي‌دانم با پيشاهنگي چقدر آشنا هستيد؟! ولي احساس مي‌كنم در اين شرايط زماني وجود پيشاهنگي مي‌تواند خيلي مفيد بوده مي‌تواند موجب سرگرمي و آموزش بچه‌ها در اوقات فراغت‌شان باشد. شايد به‌دليل آگاهي محدودي كه از پيشاهنگي وجود دارد كم‌تر به آن توجه مي‌شود يا مسائلي را كه منتسب به پيشاهنگي كرده‌اند - كه از نام بردن آن صرف‌نظر مي‌كنم - چه خوب بود همان آموزش‌ها را از فعاليت‌هاي اردويي و تعليماتي و هم‌چنين ساير فعاليت‌هايش برداشته و براي آموزش بچه‌ها استفاده مي‌كردند. چون سواي اين‌كه اوقات فراغت بچه‌ها را پُر مي‌كند فرصت‌هاي بسيار زيادي براي شكوفا شدن استعدادها و خلاقيت‌ها محسوب مي‌شود. در اردوها به‌خصوص اردوهاي پيشاهنگي، هدف واحدي مدنظر نيست. نمي‌خواهيم بچه‌ها به اردو بروند و متخصص در رشته‌اي يا امري به‌خصوص شوند. در آن‌جا سفره‌اي با انواع اغذيه و اشربه باز مي‌كنيم و دورادور با آموزش‌ها، فعاليت‌ها و بازي‌هايي كه داريم گرايش، ميزان درك، فهم، علاقه و ابتكار بچه‌ها را مي‌سنجيم. آن‌ها را ارزشيابي مي‌كنيم و به آنان در آن رده‌ها و رشته‌ها توصيه‌هايي ارائه و آنان را تقويت مي‌كنيم؛ جداگانه با آن‌ها در مورد مطلب و فعاليتي صحبت مي‌كنيم كه مورد علاقه‌ي آنان است.

اردو صرفاً بدين‌خاطر است كه بچه از خانواده‌اش جدا شود و ديگر فكر نكند ظهر يا شب بايد به منزل برگردد؛ اردوها ممكن است يك‌روزه يا چندروزه و يا مدت‌دار باشند. ولي هدف‌مان آن است كه بچه‌ها به فكر خانه نباشند يعني كاملاً در اختيار باشند و آمادگي ذهني كسب كنند. زيرا اردو يك‌مقدار به آنان استقلال مي‌دهد به‌طوري كه مي‌توانند جدا از خانواده و در بيرون منزل با بچه‌هاي ديگر باشند؛ مي‌تواند فرصتي براي مطالعه در طبيعت باشد؛ اين‌كه با محيط‌هاي جديد آشنا شوند؛ با مسائلي نظير: حفظ محيط‌زيست و ... آشنا مي‌شوند؛ با استفاده از امكانات موجود براي دوش گرفتن، غذا خوردن، ساير تفريحات و سرگرمي‌هاي‌شان، استراحت‌شان، تخت و ميز و صندلي و سايبان‌شان يا خداي ناكرده حوادث پيش‌بيني نشده يا كمك‌هاي اوليه و ... چيزهايي است كه از هر كدام يك مقدار در اردو به بچه‌ها آموزش داده مي‌شود؛ به‌قول معروف: «از هر چمن، گلي را بچينند» يا «از هر سفره‌اي، لقمه‌اي را مزه كرده باشند» تا بفهمند چيز مورد علاقه‌ي‌شان چيست.

اردوها بهترين فرصت براي مربيان به‌خصوص در شروع فعاليت‌ها بعد از مسائل اوليه نظير: چادرزني و استقرار و ... است كه با بازي شروع مي‌شود. بازي خيلي اهميت دارد؛ البته براي هر سني بايد از بازي‌اي مطابق با آن سن بهره برد. مثلاً: به بچه‌ي 15 ساله ديگر بازي «الك‌دولك» ارائه نمي‌شود يا براي بچه‌هاي هفت، هشت‌ساله بازي‌هايي در حد توان‌شان ارائه مي‌شود.

بازي فلسفه‌ي خاص خودش را دارد. در بازي تعاون، شادي، ورزش، هيجان، قانون، نتيجه‌گيري، رقابت و ... مستتر است. مي‌توانيد نتيجه‌گيري‌هاي خوبي از انجام يك بازي به‌دست آوريد. بازي‌ها بايد متنوع و داراي هدف باشد. انواع بازي‌هايي داريم كه ممكن است مربوط به حواس باشد؛ تربيت‌بدني باشد؛ هوش و حافظه در آن دخيل شود و ... وارد آن جوخه يا تيم شوند تا با هم يك وابستگي و همبستگي پيدا كنند؛ ضمن اين‌كه خاطره‌هاي خوبي براي‌شان باقي مي‌ماند. دوستان خيلي خوبي را در اين دوران مي‌يابند به‌گونه‌اي كه تا آخر عمرشان - چنان‌چه در يك مكان و شهر باشند - مي‌توانند براي هم دوستان مفيد و مخلصي باشند؛ دوستاني كه توقع و انتظارهاي ديگري از هم داشته باشند.

در پيشاهنگي يك‌سري دوره‌ها در حد تخصصي براي بچه‌ها در نظر گرفته مي‌شد؛ مثل: حصيربافي، رنگ‌زني، نجاري، آهنگري، سيم‌كشي، لوله‌كشي، تايپ، دوچرخه‌سواري، يادگيري تابلوها و مسائل تئوري راهنمايي و رانندگي و ... بدين‌ترتيب با گذراندن يك‌تعداد از اين دوره‌ها (نظير: هفت دوره) و گرفتن گواهي‌نامه در آن، يك «عنوان» به آن اختصاص داده مي‌شود. گذراندن تعداد دوره‌هاي ديگر (نظير: هفت دوره) منجر به كسب «عنوان» بالاتر شده عناويني نظير: شايسته، كاردان، ممتاز و ... به آن تعلق مي‌گرفت. به‌عنوان مثال مجموعاً صد نوع فعاليت تعريف مي‌شود. اصولاً روش آزمون هم متفاوت است. به‌عنوان مثال: وقتي مي‌خواهيم سؤالي در مورد اجرا و قوانين فعاليت‌هايي نظير: گره‌زني، چوب‌بندي و ... داشته باشيم اگر ايرادي در بچه‌ها ببينيم يا آن ورزيدگي و توانمندي لازم در آنان وجود نداشته باشد از آنان مي‌خواهيم بعد از چند دقيقه مطالعه برگردند و در آزمون مجدد شركت كنند. حتي اگر دوباره ايراد داشته باشند معمولاً از وي مي‌خواهيم به يك معاون استاد يا به‌اصطلاح «تعميرگاه» مراجعه كنند و مشكل‌شان را با وي حل نمايند و مهلت دوباره‌اي براي آزمون مشخص مي‌كنيم. يعني افراد در امتحان، تجديد يا مردود نمي‌شوند؛ آن‌قدر به وي فرصت مي‌دهيم تا همان‌روز، موفق به منزل برگردند و آن كارت و يا امضا را دريافت كنند. هر تعداد از اين نشان‌ها بعداً در مراسمي - كه حالت تشويقي دارد - نشان‌هاي پارچه‌اي لياقت بر روي حمايلي دوخته شده و بر روي دوش آنان انداخته مي‌شود. بر روي لباس‌شان هم سوابق و سنوات خدمت‌شان نيز به‌شكلي مشخص در معرض ديد همگان قرار مي‌گيرد. دارنده‌ي هر تعداد از اين نشان‌هاي لياقت، عنوان خاصي را به خود اختصاص خواهد داد. اين دوره‌ها براي مخاطبين و در حد بچه‌ها محسوب مي‌شد.

«ووا هوسپيان» كارشناس و پيشكسوت اردوييدوره‌هاي مربيان سه دوره را شامل مي‌شد:

- مقدماتي
- تكميلي
- رهبري.


در دوره‌ي مقدماتي (شامل رشته‌هاي مختلف: دختران، پسران)، آموزش‌هاي كاملاً متفاوت و جداگانه‌اي ارائه مي‌شود. افراد بايد از پسِ آزمون‌هاي مربوط برايند. امتحان‌ها به‌صورت كلاسيك و كتبي مرسوم نيست - تا مثلاً به‌شكل كنكوري برگزار شود و يا تستي باشد - بلكه همه‌ي موارد، شفاهي و باز است؛ به‌گونه‌اي كه همه، متوجه پاسخ‌هاي همديگر مي‌شوند. در جلسه‌هاي آزمون، افراد به‌شكل كلاسي مرسوم و پشت‌هم نمي‌نشينند بلكه همگي دور كلاس و دايره‌وار مي‌نشينند به‌گونه‌اي كه صورت يكديگر را مشاهده بكنند. اگر كسي سؤالي مي‌كند و يا پاسخي مي‌گويد همه‌ي نگاه‌ها به‌سمت آن فرد متمركز خواهد شد تا به‌خوبي متوجه مسائل شوند.

بعد از دوره‌ي مقدماتي، دوره‌ي «تكميلي» است؛ بدين‌ترتيب كه پس از طي دوره‌ي مقدماتي در هر رشته‌اي، دوره‌ي تكميلي آغاز خواهد شد. بايد توجه داشته باشيم اين عناوين، ذوقي و سليقه‌اي است؛ تربيت يك امر منطقه‌اي است كه با توجه به نياز و مسائل جغرافيايي تغيير مي‌كند. به‌عنوان مثال در اروپا از يك سبك تربيت استفاده شده و بچه‌ها آماده مي‌شوند؛ كشورهاي آسيايي يا اسلامي و ... هركدام يك حد و حدود و نگاه به‌خصوص خود را به تربيت دارند. به‌همين خاطر است كه خود را محدود نمي‌كنيم كه الگوي‌مان بايد فلان كشور باشد؛ البته استانداردهايي وجود دارد كه اگر قرار باشد جزء يك تشكيلات جهاني باشيم بايد رعايت كنيم. به‌عنوان مثال اگر قرار است ايران جزء تشكيلات جهاني باشد بايد يك‌سري پروتكل‌ها را مراعات كند. پيشاهنگي هشت اصل دارد كه عبارت‌اند از: داوطلبانه بودن، غيرسياسي بودن، تابع سيستم بودن و ... كه بايد اين اصول رعايت شود و بقيه‌ي موارد اختياري است. با توجه به نياز آن مملكت، متغيرهايي نظير: وضع جغرافيايي، آداب و سنن، عقايد، دين و مذهب و ... دخيل خواهد بود. اين‌كه چگونه بچه‌ها را تربيت كنيم و در چه رده‌هايي ...

دوره‌ي تكميلي مفصل‌تر، جدي‌تر، سنگين‌تر و شامل يك هفته اردو در خارج از شهر است؛ اين در حالي است كه دوره‌ي مقدماتي تقريباً به‌شكل كلاسي برگزار مي‌شود. در اين دوره، موارد كامل‌تر و عميق‌تر از دوره‌ي مقدماتي بررسي مي‌شود. به‌عنوان مثال: زندگي حيوانات مورد مطالعه قرار مي‌گيرد. شناسايي ردِّ آنان از طريق آثار باقي‌مانده، فن كمين، اندازه‌گيري‌ها، كمك‌هاي اوليه، تخمين مسافت‌ها، برانكاردها، حمل‌ها و ... مطرح مي‌شود. بعد از يك‌هفته، آزمون‌ها در محل اردوگاه گرفته شده و نتيجه‌ي آن مشخص مي‌گردد. افراد اغلب موفق خواهند بود و به‌ندرت مردود مي‌شوند مگر آن‌كه مشكل ذهني داشته باشند. البته ممكن است گزارش اختصاص داده شده به آنان به‌صورت A، B و C باشد. البته به شركت‌كننده چيزي منعكس نخواهد شد و به همه در يك حد و به‌اصطلاح با يك چشم برخورد خواهد شد.

بعد از آن، نوبت به يك دوره‌ي «شفاهي، عملي» فرامي‌رسد يعني يك دفترچه‌ي سؤال در اختيار افراد قرار مي‌گيرد؛ يك استاد راهنما هم معرفي و خواسته مي‌شود افراد با همكاري استاد مربوط، كار كرده و مسائل و مشكلات‌شان را با آن استاد مطرح و برطرف كرده و ياد بگيرند. يك مرحله، شفاهي است كه 40 الي 50 درصد نمره را دربرمي گيرد؛ بعد از آن يك هفته اردو برگزار مي‌شود؛ اگر كسي موفق به گذراندن هر دو دوره شود دو «نشان چوبي» (Wood Badge) با بند چرمي دريافت خواهد كرد. البته دوره‌هاي مقدماتي و تكميلي هركدام نشان و درجه‌ي خاص خودش را دارد كه بر روي جيب افراد دوخته مي‌شود؛ مثل: ارتشيان يا نيروهاي انتظامي. اين نشان‌ها هم از نظر سوابق و هم شناخت درجه و اين‌كه چه دوره‌هايي را طي كرده‌اند معناي خاص خودش را دارد.

دوره‌ي تكميلي هم در يك محيط كاملاً بسته‌اي برگزار مي‌شود؛ جايي كه بدون ارتباط با بيرون باشد. همان‌جا آشپزي و خياطي و ساير فعاليت‌ها در آن مكان اجرا مي‌كنند؛ چوب‌بندي‌ها و ديگر كارهاي‌شان را انجام مي‌دهند؛ مسائل اوليه‌ي رفاهي‌شان را فراهم مي‌كنند و ... فقط در طي يك روز بايد يك پروژه‌ي راهپيمايي توأم با يك‌سري فعاليت‌ها انجام دهند. به‌عنوان مثال گفته مي‌شود ارتفاع فلان‌ چيز را محاسبه كنند؛ از فلان رودخانه رد شده اطلاعاتش را جمع‌اوري كنند؛ به فلان نقطه بروند و مشاهدات‌شان را از نوع گياه، خاك، سنگ، اهالي ساكن در آن مناطق و ... مكتوب كنند و ... سپس به اردوگاه بازمي‌گردند و طي برنامه‌هاي شبانه يا روزانه، مطالعه‌هاي خودشان را به‌صورت خلاصه براي بقيه بيان مي‌كنند. چون برداشت‌ها متفاوت است و هركس براي خودش مي‌نويسد طبعاً اطلاعاتش تكميل خواهد شد؛ بدين‌صورت كه هركس از منظر خود، مطالب را بيان مي‌كند و موجب تكميل اطلاعات ديگري نيز مي‌شود؛ بدين‌ترتيب مجموعه‌اي متشكل از موارد خاص به خود ايجاد مي‌شود. اين موارد به‌صورت سوابق هر فرد، گروه در فايل‌هاي مربوط بايگاني مي‌گردد.

وقتي از اردو صحبت مي‌كنيم نگاه من اين‌گونه نيست بچه‌ها را به اردوگاه ببريم؛ بچه‌ها بدو بدويي داشته باشند؛ شام و ناهاري ميل كنند؛ فرايضي به‌جا بياورند و برگردند و ... من به چنين اردويي اكتفا نمي‌كنم بلكه بايد در مورد مقدمات، برنامه‌ريزي، مجوز از خانواده‌ها و اطلاع‌رساني در مورد محل مقصد و هدف نيز اقدام‌هايي انجام شده باشد؛ اگر مقصد جايي مثل: اردوگاه شهيد باهنر، محيط بسته و شناخته شده‌ و آزموده‌شده‌اي نباشد حتماً قبلاً بايد فردي به مقصد رفته و از آن‌جا بازديد كند و از جهت آسيب‌ها، گزندها، باد، مزاحمت‌هاي احتمالي براي ديگران و مسائل ديگر جنبي، مقصد، فاصله و امكانات را مطالعه نمايد.

رضايت والدين فوق‌العاده ضروري است. شما بايد اجازه داشته باشيد بچه‌ها را ببريد و بياوريد تا خداي ناكرده اگر اتفاقي افتاد (به‌عنوان مثال: شركت‌كننده در اردوگاه دچار حادثه شود) مربي اختيار و وكالت را داشته باشد بچه‌ها را به نزديك‌ترين بيمارستان و مركز درماني برساند و بستري كند. اين‌كه بلافاصله به خانواده‌ها اطلاع‌رساني شود تا در كنار فرزندشان قرار گيرند و به‌طور كلي مواردي نظير آن.

به‌عبارت ديگر اگر مي‌خواستيم اردوي يك‌روزه‌اي داشته باشيم شش‌ماه قبل در اين زمينه برنامه‌ريزي مي‌كرديم؛ اين‌كه چه كسي چه مطالبي را آموزش دهد؛ وسايل بازي، خورد و خوراك، خشكبار، فعاليت‌ها و به‌طور كلي آن‌چيزهايي را كه براي اردوي يك‌روزه يا چندروزه درنظر گرفته‌ايم و آن‌چه ما بايد انجام دهيم قبلاً فهرست و آماده شود؛ وظايف كمك‌ها، سرجوخه‌ها، سرتيم‌ها و ... مشخص باشد.

از والدين چند نفري را در فعاليت‌هاي مربوط به برگزاري اردو حتماً دخيل مي‌كرديم. تقاضا مي‌كرديم حضور داشته باشند تا هم از نظر كمك و هم از نظر نظارت مشاركت داشته باشند. از آنان مي‌خواستيم اگر چيزي به ذهن‌شان خطور مي‌كند بازگو كنند.

توصيه و برداشت شخصي من آن است كه مربي و حتي معلم بايد حتماً متأهل باشد؛ به‌سبب آن‌كه عواطف فرزند داشتن و مسؤوليت خانواده را حس و درك كرده باشند. چون وقتي مربي مجرد باشد ممكن است برخوردها تند و پرخاشگرانه باشد. معمولاً افراد مجرد افراد كم‌حوصله هستند؛ مگر آن‌كه واقعاً علاقه‌مند و باذوق به مسؤوليتي باشند كه پذيرفته‌اند كه بسيار كم پيش مي‌آيد. ولي بودن يك مربي متأهل خيلي مسائل را حل مي‌كند. روابط را نرم‌تر مي‌نمايد. به بچه‌ها بيش‌تر نزديك‌تر مي‌شود؛ ممكن است از كلمه‌هايي نظير: پسرم، دخترم و ... استفاده كند. بالاخره نوعي حرف‌هايي كه مي‌زند مؤثرتر خواهد بود. اين مسأله را تجربه كرده‌ام. البته اگر هم قرار است از مربي مجرد استفاده شود بالا سر وي بايد فردي بر كار آن مربي نظارت كند تا بعضي جاها اگر انحراف دارد يا درست عمل نمي‌كند به‌موقع به وي تذكر دهد.

بعد از دوره‌اي كه منجر به دريافت نشان مي‌شود دوره‌اي داشتيم به‌نام: «دوره‌ي رهبري» (Training of the Course).

با گذراندن اين دوره، افراد مي‌توانستند اردوهاي بالاي 4 الي 5 هزار نفري را اداره كنند. يك دوره‌ي آن در سطح ملي است و يك دوره در سطح بين‌المللي. من دوره‌ي رهبري در سطح ملي را گذرانده‌ام. به‌علت اين‌كه نزديك انقلاب شده بود تمام فعاليت‌هاي پيشاهنگي تحت‌الشعاع قرار گرفت.

بعضي از اين موارد از نظر اسم و نوع نشان‌ها، استاندارد و قابل‌استفاده نيست و قابل‌تغيير هم است. در پيشاهنگي قالب مي‌تواند رعايت شود ولي محتواي آن نشان مي‌تواند با اعتقادات آن مملكت تغيير كند و هر مملكتي بنا به سليقه و اعتقاد خود مي‌تواند تغييرهايي در آن ايجاد نمايد.


 

3 – آيا براي اطلاع مربيان از اتفاق‌هاي داخل اردوگاه و اقدام‌ها و تجربه‌هاي يكديگر، سيستم‌هايي در پيشاهنگي وجود دارد كه مثلاً: شب‌ها و در پايان برنامه‌ي هر روز دور هم جمع شوند؛ روزنامه‌ي ديواري‌اي داشته باشند و ...

در پيشاهنگي، فعاليت‌هاي مربيان معمولاً به‌شكل شورايي انجام مي‌شود. شورا در هر گروه يا واحد تشكيل مي‌شود از مربي، معاونش (ممكن است يك يا دو نفر باشند) و سرتيم‌ها و سرجوخه‌ها ولي در كليه‌ي تصميم‌گيري‌ها بايد نظر بچه‌ها حتماً دخيل باشد. به‌عبارت ديگر مربي هرگز فردي تصميم نمي‌گيرد. حتي موضوع انتخاب نوع بازي‌ها در شورا مطرح مي‌شود تا چنان‌چه نياز به وسايلي نظير: توپ، طناب و ... باشد فراهم شود. بنابراين فعاليت‌ها به‌طور كلي به‌صورت شورايي خواهد بود.

اگر واحدها در مدارس داراي اتاق باشند كه بهترين فضا براي چنين فعاليت‌هايي مدارس و در ساعات غيردرسي است. به‌عبارت ديگر پس از زنگ پايان كلاس‌ها، فعاليت‌هاي اردويي، تربيتي يا پيشاهنگي يا هر عنوان ديگر آغاز شود. در هفته يك جلسه و هر جلسه حداكثر دو ساعت به اين امر اختصاص يابد و در آن جلسه آموزش بدهيم و آزمون بگيريم و تفريح بكنيم؛ براي برنامه‌هاي اوقات فراغت يا برنامه‌هاي آينده بررسي‌هايي داشته باشيم بسيار مناسب خواهد بود.

معمولاً براي انعكاس فعاليت‌هاي هر جوخه يك قسمت اختصاص داده مي‌شود يا فضا را به‌تعداد جوخه‌ها به‌گونه‌اي با ديوار تقسيم مي‌كنيم كه براي هر جوخه يك فضاي اختصاصي درنظر گرفته شود. بچه‌ها در قيمت خود فعاليت‌هاي خود را انجام خواهند داد. بدين‌ترتيب پيشرفت كارهاي‌شان در قالب روزنامه‌ي ديواري، ماكت‌ها، نمودار‌ها و ... ارائه مي‌كنند؛ بدين‌ترتيب فضاي رقابت‌اميزي آن‌هم به‌شكلي سالم بين گروه‌ها ايجاد خواهد شد؛ چون كار هر گروه مثلاً: بر روي يك ميز يا حصير يا ... در معرض ديد ديگران قرار خواهد گرفت.

فضاي مدرسه از بُعد امنيت و ... محيط بسيار خوبي براي بازي‌ها و سرگرمي‌ها و آموزش فعاليت‌ها است. اصولاً اين فعاليت‌ها در چند جا مناسب است:

- يكي مدارس كه بهترين پايگاه مي‌تواند باشد
- محيط دانشگاهي با حضور دانشجويان
- محيط‌هاي كارگري در كارخانه‌ها
- و ...


براي كارگران كارخانه‌ها، فعاليت‌هايي مي‌توان تدارك ديد كه قبلاً چنين فعاليت‌هايي را داشتيم؛ براي‌شان گردش‌ها، فعاليت‌هاي اردويي، جلسه‌ها و حتي بازي‌هايي نظير آن‌چه افراد هفت‌ساله انجام مي‌دادند تدارك مي‌ديديم. بدين‌ترتيب روحيه‌ و رفتارشان تغيير پيدا مي‌كرد تا احساس نكنند سن و سالي از آنان گذشته است! گاهي برگشت به عقب لذت‌بخش و انرژي‌افرين است.


 
4 – آيا در زمينه‌ي پيشاهنگي در ارامنه فعاليت مي‌كنيد؟
گروه‌هاي پيشاهنگي كه داريم كم و بيش فعاليت‌هايي انجام داده و به‌صورت غيررسمي فعاليت مي‌كنند. اين گروه‌ها مطابق با علايق خودشان گاهي اوقات در مدارس، محله‌ها، باشگاه‌ها و ... جمع شده و فعاليت‌هاي مشابه و اين‌چنيني دارند.


 

5 – از سوابق مسؤوليت‌هاي سياسي، اجرايي، اجتماعي و فرهنگي و مدت زمان انجام اين مسؤوليت‌ها بفرماييد.

در مسائل سياسي مطلقاً‌ حضور نداشته و به‌ كار سياسي هم علاقه‌اي ندارم. ولي به‌عنوان يك شهروند بيش‌تر دوست دارم با بچه‌ها و جوانان فعاليت‌هاي تربيتي و اردويي و در فضاي باز داشته و اطلاعات و تجربه‌ي خودم را منتقل نموده ايده‌هايي به آنان ارائه كنم.

در مسائل فرهنگي، آموزگار بوده‌ام. در آن‌زمان كه تحصيل مي‌كردم دوران مدرسه - مثل آن‌چه قرار است انجام شود - دو قسمتي بود يعني: دبستان و دبيرستان. دبستان شش‌ساله بود و دبيرستان نيز دو قسمت شده بود: سيكل اول و سيكل دوم. در دبيرستان كه تحصيل مي‌كردم با دوستانم در پيشاهنگي آشنا شدم. بعداً فارغ‌التحصيل هم كه شدم غير از شركت ساختماني و آموزگاري از سال 1343 به‌مدت حدود 24 سال در سازمان پيشاهنگي شاغل بودم يعني در همان‌سال‌هايي كه رياست سازمان پيشاهنگي برعهده‌ي دكتر «حسين بنايي» بود. اين را بايد بگويم شناختي كه در طول اين‌مدت از زندگي با ايشان دارم به جرأت مي‌گويم يكي از افراد استثنايي، خدوم، صادق، فعال و آشنا به فن تربيت بودند. ايشان دكتري فيزيولوژي تربيت‌بدني داشتند و دوره‌هاي خاصي ديده بودند. در جهان هم شخصي معتبر و شناخته شده‌اي محسوب مي‌شدند و يكصدمين سالگرد تولدش را در آكادمي المپيك چند ماه پيش گرامي داشتند و تقدير شدند. شايد خودم را تا حدودي به‌خاطر اين آموزش‌هايي كه ديده‌‌ام مديون ايشان مي‌دانم. در كنار ايشان در برنامه‌ها و اردوها خيلي حضور داشتم. در سازمان پيشاهنگي كارمند عادي، كارمند ارشد، معاون اداره، سرپرست روابط‌عمومي، سردبير مجله‌ي پيشاهنگي و سرپرست واحدهاي آزاد و در خارج از محيط مدرسه بودم. ابلاغ‌هاي موردي به من داده مي‌شد و مسؤوليت‌هايي به من محول مي‌شد: بازديد از شهرستان‌ها و بخش‌ها، برگزاري دوره‌ها و كلاس‌ها، مديريت فني پسران آموزش و پرورش منطقه‌ي 11 (شامل: حشمتيه، مجيديه و ... آن‌زمان)، عضو شوراي ناحيه، عضو شوراي نشان‌هاي لياقت و ... بعد از آن‌كه در سال 1364 مطابق مصوبه‌ي مجلس، سازمان پيشاهنگي منحل شد به ما گفتند در بخش‌هايي از آموزش و پرورش به انتخاب خودمان مشغول باشيم. بدين‌ترتيب در سال 1367 وارد آموزش و پرورش شدم.

سپس بعد از 30 سال خدمت به افتخار بازنشستگي نايل شدم. به فاصله‌ي چند ماه از باشگاه آرارات اظهار تمايل كردند با آنان به‌عنوان مدير اجرايي همكاري كنم. حدود 14 سال در دفتر هيأت‌مديره‌ي باشگاه بودم. در اين باشگاه قديمي، باسابقه و شناخته‌شده فعاليت‌هايي هم انجام دادم. هم‌اكنون باشگاه وارد شصت و نه‌امين سال تأسيس خود شده است. رشته‌‌هاي فرهنگي، هنري بسياري دارد كه من هم در كنار آن‌ها فعاليت مي‌كنم. هم‌اكنون با عنوان مدير هماهنگي‌هاي بيرون باشگاه هفته‌اي سه‌روز با آنان فعاليت دارم.


 

6 – آيا در زمينه‌ي فرهنگي، پروژه‌هاي تحقيقاتي و يا كتاب داشته‌ايد؟ خواهشمند است عناوين آن‌ها را ذكر فرماييد.

شايد من يكي از برنامه‌نويسان و ارائه‌دهندگان برنامه براي سازمان پيشاهنگي بوده‌ام. جزوه‌هايي زيادي در زمينه‌ي كارهاي دستي، هنري، اردويي، فن كمين، مخابرات و ... تهيه كرده‌ام كه در زمان خود قابل‌استفاده بوده است. در مدارسي هم كه تدريس كرده‌ام بولتن ماهانه‌ي آموزشي و خبري منتشر مي‌نمودم كه بين خانواده‌ها و بچه‌ها توزيع مي‌شد. ضمن اين‌كه در مجله‌هاي پيشاهنگي - كه نمي‌دانم چيزي از آن باقي مانده باشد - گاهي اوقات مقاله‌هايي بانام يا بي‌نام كم و بيش ارائه مي‌كردم.


 

7 – آيا در زمينه‌هاي تربيتي، آموزشي و فرهنگي طرح‌هايي تاكنون ارائه داده‌ايد؟ كدام‌يك اجرايي شده است و در مورد تجربه‌هاي خود در زمينه‌ي اجراي طرح‌ها توضيح بفرماييد.

اردوها ممكن است يك‌روزه، دو روزه يا مدت‌دار - و نهايت اين‌ اردوها، يك‌هفته است - باشد. اگر سفر توأم با اردو يا سفر تنها باشد ... هر كدام ويژگي‌ها، برنامه‌ريزي‌ها و پيش‌بيني‌هاي خاص خود را دارد. اگر بخواهيم از ريز همه‌ي اين موارد آگاه شويم نياز به فهرستي نظير ذيل داريم:

- در مورد چه مسائلي، هدف از اردو يا سفر
- با كجاها، محل مورد نظر و شناختي كه از آن داريم
- با چه امكاناتي
- چه پيش‌بيني‌هايي بايد انجام شود
- چه امكاناتي در محل وجود دارد
- چه كار مي‌خواهيم انجام دهيم و با كدام برنامه و امكانات
- اردو يا تور يا بازديد مدنظر است
- در نهايت نظرسنجي و ارزشيابي از برنامه


هركدام جداگانه فهرست خاص خود را دارد. هر فهرستي نيز خرد مي‌شود و نكته‌هاي ريزي دارد و جاي حرف و صحبت بسياري. اگر نياز باشد مي‌توانم اين فهرست را به شما ارائه كنم.


  

 ووا هوسپيان كارشناس و پيشكسوت اردويي



8 – در مورد نهادها و افراد موفق و ناموفق در اجراي طرح‌هاي تربيتي براي نوجوانان و جوانان صحبت كنيد و علل موفقيت و شكست آنان را توضيح دهيد. به‌نظر شما در طراحي طرح‌هاي تربيتي در مورد نوجوانان و جوانان چه اصولي بايد رعايت شود؟

وقتي مي‌خواهيم تشكيلاتي اين‌چنين را ترتيب دهيم صرفاً در مواقع اردو افراد را احضار نمي‌كنيم. بايد در طول سال با آنان ارتباط داشته باشيم. جلسه‌ها، ملاقات‌ها و برخوردهايي داشته غير از اردو هم بايد فعاليت‌هايي تدارك ببينيم. به‌طور كلي گروهي كه بناست چنين كاري را انجام دهد بايد تنوع و خواسته‌هاي بچه‌ها را درنظر داشته باشد. اگر غير از اين باشد همان شكست يا فرار بچه‌ها يا خسته شدن و حوصله سر رفتن‌هاي‌شان خيلي سريع خودش را نشان مي‌دهد. بنابراين بايد در هر جلسه و ملاقاتي، چيزهاي جديدي به آنان ارائه بكنيد؛ آن‌هم نه به‌شكلي خشك، تئوريك و تكليفي. بايد از خودشان ايده بگيريم و به خودشان پس بدهيم. ضمن اين‌كه اهداف تربيتي كه در ذهن‌تان است و بچه‌ها از آن غافل هستند مدنظر قرار دهيد. به‌عنوان مثال اگر بازي يا آموزشي ترتيب مي‌دهيد هدف‌تان از اين بازي و آموزش در آخر كار چه بوده است. بعد به بچه‌ها توضيح دهيد كه در اين بازي تعاون، همكاري، رعايت قانون، انرژي، آزمايش توان جسمي و ... بود؛ همه‌ي اين موارد را مي‌توانيد بعداً به آن‌ها توضيح دهيد و بگوييد كه از اين بازي، اين نتايج را گرفته‌ايد.

بچه‌ها بايد بفهمند هدف‌شان چيست؛ به‌قول معروف مايه‌ي خودش را مصرف كنند تا به آن نتيجه برسند. آخر كار نتايج ارزشيابي را به آنان مي‌گوييم و نتيجه‌گيري مي‌كنيم.


 

9 – آيا براي آموزش مربيان جهت ترتيب دادن فعاليت‌هاي گروهي با بچه‌ها از مدل‌هايي استفاده مي‌كنيد؛ اصولاً چه نوع آموزش‌هايي را ارائه مي‌فرماييد؟

اولاً مربي‌اي را كه انتخاب مي‌كنيد بايد آن شرايط را داشته باشد. اگر شرايط داشته باشد نصف كار انجام شده است. كسي كه علاقه دارد و در اين رشته مطالعه كرده است و دوست دارد عده‌اي از بچه‌ها را دور خودش جمع كند و اهداف آموزشي و تربيتي هم دارد. بدين‌ترتيب آنان را براي آينده آماده مي‌كند. ما بچه‌ها را به اردو مي‌بريم كه آنان را براي آينده‌ي‌شان، زندگي‌شان، انتخاب رشته‌هاي تحصيلي و كاري‌‌شان بسازيم. بايد علايق آنان را بفهميم و در آن رشته‌ها و حوزه‌ها به آنان فرصت فعاليت بدهيم. طبعاً مربي نقشي اصلي دارد.

بعد از آن، فعاليت‌ها نبايد خسته‌كننده باشد بلكه متنوع درنظر گرفته شود؛ بايد با نتيجه‌گيري همراه باشد؛ روابطش با بچه‌ها دوستانه باشد؛ حالت كلاسي (مثل: آموزگار و كلاس درس) نباشد. زيرا اگر اين‌گونه نباشد موجب كسل و خسته شدن بچه‌ها مي‌شود. مربي بايد موقع حرف زدن به چشم بچه‌ها نگاه بكند؛ گاهي اوقات سؤال‌هايي مطرح كند؛ گاهي اوقات براي رفع خستگي داد و فريادي بكند! سرودي بخواند؛ بازي‌اي ترتيب بدهد؛ جوكي بگويد و ... اين‌ها چيزهايي است كه بچه‌ها را سرگرم كرده موجب تمدد قواي‌شان شده و باعث مي‌شود بتواند در ادامه‌ي فعاليت‌ها حضور داشته باشد وگرنه به‌قول معروف: به‌مرور نفت‌شان تمام مي‌شود؛ كسل و افسرده مي‌شوند؛ مربي بايد دايماً چيز جديد براي بچه‌ها ارائه كند.

بچه‌ها را وقتي جمع كرده و به دو يا سه قسمت تقسيم مي‌نماييم گروه‌ها را به‌نام اسم يا شماره‌هايي مورد خطاب قرار مي‌دهيم. حتي مي‌توانيم اسم‌گذاري گروه‌ها را به خودشان واگذار كنيم تا آن‌چه دوست دارند انتخاب كنند. از لحاظ قوا، اعضاي گروه را يكسان انتخاب مي‌كنيم؛ به‌عنوان مثال افراد ريزجثه را با درشت‌جثه در يك گروه قرار نمي‌دهيم يا سوم راهنمايي را با پنجم دبستان مخلوط نمي‌كنيم. زيرا رشته‌ها، توان و درك‌هاي متفاوتي دارند.

بعد از تقسيم آنان، اهداف را براي‌شان بيان مي‌كنيم؛ اين‌كه براي چه كاري جمع‌شده‌ايم. هميشه آنان را دخيل مي‌كنيم و به آنان مي‌گوييم هميشه بايد ايده بدهند؛ فعال باشند؛ رقابت بكنند و متذكر شويم كه مي‌خواهيم يك حركت آموزشي و تربيتي داشته باشيم. مي‌توانيم اشاره‌ها و عده‌هاي زيادي از نظر گستردگي كار ارائه دهيم كه آنان فكر نكنند محدود به اين جلسه و اين صحبت‌ها است و بدانند در آينده برنامه‌هاي ديگري هم وجود دارد.

معمولاً ارگان‌هايي موفق هستند كه پيش‌بيني برنامه‌هاي كوتاه، بلند و ميان‌مدت را كرده‌اند. ما بايد به بچه‌ها بگوييم كه درجات تخصص‌شان اين است؛ اين نشان و مدال را مي‌گيرند؛ اين مطلب را ياد مي‌گيرند؛ در اين‌جا مي‌توانند معاون ما شوند؛ در اين‌جا مي‌توانند كمك ما شوند؛ در اين‌جا مدير پروژه باشند؛ مدير اردو باشند ... يا به‌هر حال آن‌چه ممكن است در برنامه‌ باشد و اتفاق بيافتد.

هميشه مربيان بايد همسنگ خود بچه‌ها صحبت كنند. بايد به آنان القا شود فرد مؤثر واحد هستند و مي‌توانند نقش ما را داشته باشند. چه بسا يك روزي ما مي‌نشينيم و آنان بايد آن واحد يا جلسه را اداره كنند مثلاً مي‌گوييم: «شما بر بنشين! هفته‌ي ديگر نوبت شماست».

بعد از بازي و سرگرمي‌اي كه ترتيب داديم مربي بلند مي‌شود و مي‌گويد: خوب بود؛ معايب در اين موارد بود يا بسيار عالي بود؛ تقدير و تشويق داشته باشد ولي همواره بايد در جهت تشويق قدم برداريم. همان‌طور كه قبلاً گفتم در آزمون‌ها هيچ بچه‌اي را نبايد تجديد يا مردود نمي‌كنيم و در همان‌روز آن‌بچه بايد قبول شود. در غير اين صورت وقتي به خانه برمي‌گردد سرخورده مي‌شود. اين فرصت را به بچه‌ها بدهيم ولو با تأخير در همان جلسه موفق شود و اين مرحله را بگذراند. اين امر در روحيه‌اش فوق‌العاده تأثيرگذار است.

نهادهاي ناموفق آن‌هايي هستند كه در برنامه‌ريزي‌ها ضعف دارند. اگر نتوانستند بچه‌ها را جذب كنند و ارتباط عاطفي و كاري در فعاليت‌ها برقرار كنند طبعاً بچه‌ها زود كسل خواهند شد؛ چون بچه‌ها پتانسيل‌ها و انرژي‌هاي فوق‌العاده‌اي دارند. مربي بايد اين موارد را درك كند. اگر مربي احساس مي‌كند بچه‌ها كم‌كم دارند خميازه مي‌كشند بايد جلسه را ختم كند.

اگر نهادي بتواند اين كارها را انجام هد نمي‌تواند در آن شكستي راه يابد. اگر با وجود اين تمهيدات، شكستي ايجاد شود مشكل را بايد در بچه جستجو كرد يا كند ذهن است يا علاقه ندارد يا مشكل خانوادگي دارد يا مسائل مشابهي ممكن است باعث شود تمايل زيادي به حضور در اين جلسه‌ها نداشته باشد.

يكي از مهم‌ترين بخش برنامه‌ريزي يك فعاليت آن است كه مربي بتواند كودك، نوجوان و جوان را علاقه‌مند كند؛ در اردوگاه حفظ كند و نگهدارد. اگر مربي جايي به‌اصطلاح جو بدهد كودك، نوجوان و جوان تيزتر از آن هستند كه تحمل بكند؛ يكي بازيگوشي مي‌كند يا به درس گوش نمي‌كند و ... اين‌ها مواردي است كه نبايد در جلسه‌ها وجود داشته باشد. اگر مربي بخواهد معطل بكند و ... بچه‌ها تحمل اين موارد را نخواهند داشت.

يك چيزي را بايد اضافه كنم كه هدف از اردوها، فاصله گرفتن از تكنولوژي‌هاي روز و زندگي شهري است كه در آن، آثار منفي فوق‌العاده زيادي به چشم مي‌خورد. به‌خصوص بر بچه‌ها خيلي اثر مي‌گذارد. اين افراد را در طبيعت، محيط آزاد و هواي سالم مي‌بريم با آن‌ها كار مي‌كنيم تا هم در طبيعت باشند و هم آموزش‌ها مؤثرتر خواهد بود؛ بچه‌هايي كه در آپارتمان‌ها زندگي مي‌كنند چنين فرصت‌هايي نصيب‌شان خواهد شد. حتي بعضي از مدارس آن‌قدر كوچك است كه حتي نمي‌توانند فوتبال بازي كنند چون يا صداي همسايه درمي‌ايد يا مسؤولين مدرسه ... بايد براي اين افراد فضايي فراهم كنيم كه انرژي‌شان را مصرف نمايند و تخليه بشوند و بعد حرف‌هاي شما را گوش كنند. معمولاً اهداف ما از اردو عبارت است از:

- بردن آنان در زندگي طبيعي و دور از زندگي ماشيني 
- به‌وجود آوردن حس همكاري و خلاقيت.


زيرا وقتي بيرون هستند مي‌خواهند احتياجات‌شان را برطرف كنند. بنابراين فكر مي‌كنند ولي در شهر اين‌گونه نيست.

در شهر اگر بخواهد دستشويي كند مي‌داند كجا برود. ولي در اردو بايد به اطراف خودش نگاه كند؛ اگر بناست طولاني‌مدت بماند بايد محل مناسبي را ايجاد كند يا اجاق، تخت و ... درست كند. بدين‌ترتيب خلاقيت‌ها و ابتكارهايش در اثر تلاش براي براوردن نيازهايش شكوفا مي‌شود.


 

10 - در مورد تجربه‌هاي خود از نيازهاي افراد در «مقاطع مختلف سني» با توجه به رشد آنان در ابعاد مختلف شناختي (ذهني)، عاطفي، جسماني (حركتي)، فيزيولوژيكي، اخلاقي، اجتماعي و شخصيتي و جنسي صحبت بفرماييد.

افراد 4 تا 7 سال چون نياز عاطفي خانوادگي دارند صلاح نمي‌دانم به اردو بروند؛ البته اگر از طرف مهد كودك يا كودكستان يا مدارس باشد كه كلاس 20 الي 30 نفره بروند و يك بازديدي داشته باشند؛ يك باغ‌وحشي بروند؛ يك جايي بروند و ... اشكالي ندارد ولي براي فعاليت‌هاي اردويي با اهداف ذكر شده و سفرهاي اردويي دارد بچه‌هاي كوچك مناسب نيستند زيرا خيلي سريع دلتنگ خانواده‌ مي‌شوند يا كارهايي دارند كه به مربي نمي‌توانند بگويند يا نيازهايي دارند؛ به‌هر حال خودشان را مشكل مي‌توانند سازگار كنند.

براي افراد 8 تا 10 سال چون دبستاني شده‌اند و با محيط عمومي آشنا هستند مي‌توان در حد خود برنامه‌ريزي كرد و برنامه‌ها را مطابق با توان و درك آنان ترتيب داد. چون از خانواده‌هاي مختلفي هستند يك‌مقدار مشتركاتي در ويژگي‌هاي اجتماعي دارند يك‌مقدار متفاوت است. مشتركات‌شان عبارت است از: حرف‌شنوي، ترس (از مربي)، تأثيرپذيري از تهديدها و ... كه بايد به اين ويژگي‌ها كاملاً توجه داشت.

اولين جايي كه بجه‌ها از خانواده جدا مي‌شوند و بيرون مي‌آيند مدرسه است ديگر هر چيزي هركسي مي‌گويد گوش مي‌كنند به‌خصوص كه در خانواده‌ها سوداي آن است كه به حرف مربيان گوش دهند. گاهي بچه‌ها با خانواده‌هاي‌شان دعوا مي‌كنند. حتي اگر خانواده مثلاً بگويد: «دو دو تا چهار تا» اگر از معلمش شنيده باشد «دو دو تا پنج تا» با خانواده‌اش جنگ و دعوا دارد كه معلم ما اين مطلب را گفته و اين مطلب درست است؛ به حرف معلم تكيه مي‌كنند. پس معلم هم نقشش و هم گفتارش خيلي مؤثر خواهد بود.

براي افراد 8 تا 10 سال هيچ ايرادي نمي‌بينم به اردو بروند به‌شرطي كه فعاليت‌ها متناسب با سن‌شان باشد. ولي براي اين سنين حتي تا 15 الي 16 سال توصيه مي‌كنم از وجود والدين به‌عنوان «كميته‌ي والدين» يا «كميته‌‌ي اوليا» هم براي شناخت بيش‌تر بچه‌ها و هم گرفتن كمك و همكاري و در كنار مربي بودن حتماً استفاده شود يعني خانواده‌ها را دخيل بكنيم. چون اين افراد در سني هستند كه هنوز تحت‌پوشش خانواده مي‌باشند و مستقل نيستند و هنوز نياز به پدر و مادر را احساس مي‌كنند.

به‌طور كلي متناسب با هر سن و سال، توان و جنسيت (دختر و پسر) بايد برنامه‌ريزي كرد؛ طبعاً براي دختران بايد از مديريت دختران استفاده كرد و براي پسران هم مديريت پسران. براي پسران و دختران به‌شكل مختلط نبايد برنامه‌ريزي كرد زيرا توان، انرژي و درك دختران و پسران با هم متفاوت است و نمي‌توان با هم قياس كرد و قابل تلفيق شدن نيست. هر كدام برنامه‌هاي خاص و جداگانه‌ي خود را مي‌طلبد.

ولي اين‌كه بچه‌ها را از خنده منع‌شان كنيم توصيه نمي‌كنم. بايد اجازه دهيم بچه‌ها تا مي‌توانند احساسات و هيجانات خود را بروز دهند. فعاليت‌ها و تحرك‌هاي لازم را داشته باشند؛ البته تا آن‌حدي كه اسمش را نتوان بي‌تربيتي و بي‌ادبي گذاشت. بنابراين مربي بايد خيلي باظرفيت و باحوصله باشد تا چنين رفتارها و حركت‌هاي بچه‌ها را بتواند تحمل كند. هر بچه‌اي در هر سني، گيرايي يك فعاليتي را دارد.

بچه‌ها در مورد يادگيري فعاليت‌هاي حركتي متفاوت هستند؛ بعضي از بچه‌ها زودتر ياد مي‌گيرند ولي براي بعضي، يادگيري فعاليت‌هاي حركتي مشكل است. شرايط يادگيري در آينده، درس، خانواده و محيط در ايجاد روحيه‌ي كم‌كاري و پُركاري در آينده‌ي افراد در اين سن دخيل است.

اگر رفتارهاي اخلاقي در بچه‌هاي اين سن، ‌جا بيافتد نهادينه خواهد شد. مربيان بايد همه‌جانبه نسبت به بچه‌ها انعطاف داشته و به همه‌چيز توجه كنند. فعاليت‌هاي گروهي با فعاليت‌ها در كلاس متفاوت است. در اردو زندگي اجتماعي، تعاون و همكاري و ... آموزش داده مي‌شود. در اين امر، محدوديتي وجود ندارد. در آن مي‌توان از همه‌چيز صحبت كرده و اطلاعات داد؛ اعم از مسائل تربيتي، آداب معاشرت (پذيرايي، سرو يك ميز، به‌جا آوردن يك مراسم و ...) و ... هرچه بچه‌ها زودتر با اين مسائل و آداب و رفتار آشنا شوند طبعاً اين امر در آنان ماندگار خواهد شد. بچه‌اي كه ياد گرفت راستگو باشد راستگو بار خواهد آمد. ولي اگر در بچگي دروغ را بفهمد و مصرف كند قطعاً آينده‌ي خوبي نخواهد داشت.

خانواده‌ها اولين افرادي هستند كه با بچه‌ طرف هستند يك چيزهايي را بايد براي بچه‌ها باز كرده و تفهيم نمايند؛ با الفاظي كه براي بچه‌ها در اين سن قابل‌درك باشد. بايد مفهوم قانون و اين‌كه چيست و لازم است به آن احترام گذاشته شود و به آن عمل شود را درميان بگذارند.

از غرايز دروني هر بچه‌اي است كه مي‌خواهد محبوب پدر و مادر يا اطرافيانش باشد. بچه‌ها گرايشي كه به پدربزرگ و مادربزرگ دارند به‌خاطر محبت و توجهي است كه از آنان كسب مي‌كنند. اين غرايز در همه هست و هم‌چنين داريم. به سن هم ارتباطي ندارد. اگر يك بزرگ‌تر هم كاري انجام مي‌دهد و به‌خاطر آن تشويق يا قدرداني شود اثرگذار خواهد بود.

اطاعت بچه‌ها در اين سن نبايد ناشي از ترس يا مشروط بودن كارها باشد. تا زماني كه بچه‌ها را در اين سن در ترس و نگراني قرار دهيم و يا به‌شكل مشروط بايد كاري را انجام دهند چون اغفال كردن و دروغ گفتن است تشويق درستي نيست بلكه بايد با منطق با بچه‌ها صحبت كرد و توجيه شوند و بفهمند. مگر آن‌كه به بچه در خانواده كاملاً به مسائل آگاهي داده شده باشد؛ به آنان گفته شود اگر اطاعتي مي‌كنند به‌خاطر بحث درك بزرگ و كوچك است و يك روز بزرگ مي‌شوند و كوچك‌ترها بايد از آنان اطاعت كنند؛ مواردي اين‌چنين بايد مطرح شود. اطاعت نبايد در اثر تهديد، كتك، جريمه و ... باشد.

اين سن، سن انطباق با هم‌‌سن و سالان است. اين از ويژگي‌هاي دروني بچه‌ها در اين سن است. بچه وقتي مي‌دود هميشه يك نگاه به بچه‌ي بغل‌دستي يا پشت‌سري خود نيز مي‌اندازد تا شرايط آنان را بررسي كرده و به‌اصطلاح مي‌خواهد در حدي كه مي‌تواند تلاش كند تا كم نياورد.

بچه‌ها در اين سن اگرچه گرايش به دسته و گروه دارند ولي چون اختيارشان دست خودشان نيست اين گرايش زياد نيست. ممكن است در يك‌ساعت در كلاس كنار هم باشند ولي چه بسا تابستان پراكنده شده و تا سال بعد در مدرسه، هيچ‌كجا همديگر را نبينند. اين مسأله را نمي‌توان به همه‌ي بچه‌ها در اين سن تعميم داد و معمولاً در بچه‌ها اين گرايش متفاوت است. گاهي مي‌توانند با يكديگر منسجم شوند؛ حتي در محله گاهي دوست دارد با دوستش دوچرخه‌سواري كند ولي در زماني ديگر از اين‌كار خوشش نمي‌آيد و حوصله‌اش را ندارد. اين گرايش دروني نيست بلكه از فرصت مي‌خواهد براي اين امر استفاده كند و اوقات خودش را صرف آن‌چيزي بكند كه ميل دارد لذا نمي‌توان به‌عنوان نياز وي تلقي كرد.

ريخت و پاش و بي‌نظمي در اين سن همه‌اش به پايه بازمي‌گردد. اين‌كه با آنان چگونه برخورد و رفتار شده است؛ چگونه آماده‌سازي شده‌اند. الآن اين مسائل يك مقدار فرق كرده است. خيلي از نگاه‌ها مربوط به نگاه‌هاي گذشته به بچه‌ها است. الآن با بچه‌ها مي‌توان حرف زد؛ با بچه‌ها مي‌توان استدلال و توجيه كرد؛ مي‌توان امتحان‌شان كرد؛ مي‌شود در مقابل كار انجام شده و نشده قرار داد تا عكس‌العمل‌شان را بررسي كرد و ... يك مقدار بچه‌هاي امروز باهوش‌تر و گيرايي‌شان بيش‌تر شده و خواسته‌هاي‌شان هم متفاوت‌تر شده است. يك موقع با يك روروئك راضي بوديم و يك‌سال بازي مي‌كرديم؛ الآن گيم و اين‌جور چيزها آنان را راضي نمي‌كند. بهترين كفش و توپ را مي‌گيريد ولي ... از نظر دوستان يك‌مدتي با اين فرد گرم مي‌گيرد و دوست و صميمي است يك‌روز با ديگري. دوستي‌ها بادوام نيست؛ گذراست. البته گاهي به‌خاطر ارتباط‌هايي كه بزرگسالان دارند بچه‌ها هم با يكديگر نزديك مي‌شوند.

در اردوها مي‌توان بچه‌ها را به‌هم نزديك كرد ولي هدف اردو بالاتر از اين موارد است. اهداف تربيتي و آمادگي براي آينده‌ي بچه‌ها در اردو مدنظر قرار مي‌گيرد. بنابراين در اجتماع همه مشابه همديگر نيستند. همه آن افرادي نيستند كه من آنان را دوست داشته باشم يا بخواهم با آنان همكار باشم. بنابراين بايد همزيستي را ياد بگيرم. لذا به نوه‌ام مي‌گويم اگر بچه‌اي را به‌عنوان دوست قبول نداري به‌عنوان همكلاس قبولش كند ولي لزومي ندارد آن بچه در آينده‌ي تو دوستي برايت باشد يا بتوان بر روي آن حسابي باز كرد. لذا در زندگي، اجتماع و شهر و محل بايد ياد بگيرد با هركسي با توجه به آن شرايط و امكانات بتواند زندگي مسالمت‌اميز و راحتي داشته باشد. درگيري و دوست نداشتن را توصيه نمي‌كنيم. به وي مي‌گوييم گاهي اوقات غذايي را هم ممكن است دوست نداشته باشد ولي به‌خاطر نياز بدنش بايد آن را بخورد هرچند كم خورده شود. بايد با هر كلكي آن را خوراند؛ حالا عطر و رنگ و طعم و ... را در شرايطي بايد قرار داد كه بداند اين امر هم نياز است.

بچه‌ها در اين سن از گروه اثرپذير هستند؛ رفتار مثبت و منفي را ياد مي‌گيرند. رفتار منفي را از والدين يا اطرافيان در محل يا مدرسه يا اجتماع مي‌آموزند. در رفت و آمدهاي خانوادگي‌اي كه دارند اگر بچه‌اي دزدكي سيگار مي‌كشد؛ ته‌سيگاري دود مي‌كند ممكن است در دفعه‌ي اول كاري نكند ولي در دفعه‌هاي بعد ممكن است بخواهد تستي داشته باشد.

تعصب به بافت‌هاي اجتماعي در اين سن روي مي‌دهد. اكنون دروغگويي در جامعه‌ي ما رايج است. از نظر من كسي كه اين وقاحت را داشته باشد كه دروغ بگويد قطعاً به هر كار خلافي خيلي راحت دست مي‌زند؛ چون اين جسارت دروغ گفتن و انكار كردن را دارد و اين بزرگ‌ترين اشكال است.

مشابهت افراطي با دوستان و هم‌سن و سالان هم در بچه‌هاي اين سن مشاهده مي‌شود؛ به‌عقيده‌ي من اين موارد يك دوره دارد. در سني تظاهر به ابراز وجود در كفش و لباس، سليقه، فيلم موزيك و ... مي‌كنند. بعضي چيزها را مي‌خواهند به رخ همديگر بكشند. اين موارد غريزي است و دوران دارد. فقط بايد مراقب بود به جاي خلاف كشيده نشود. اين‌كار يك مقدار برعهده ي اوليا است و يك مقدار وظيفه‌ي مربي است تا مراقبت كند اينان دومرتبه به قهقرا و خطا كشيده نشوند. بايد محيطش را از اين مسائل پاك كرد يا سرش را گرم كرد يا برايش تفريح و تفنن مطابق ميلش به‌وجود آورد تا ذهنش به جاهاي ديگر نرود. افراط و تفريط در اين مسائل وجود دارد و بچه تحت‌تأثير محيط خودش قرار مي‌گيرد. در دبستان بچه‌ها يك تيپ هستند؛ در دوران راهنمايي يك مقدار به سر و وضع خود مي‌رسند؛ در دبيرستان يك مقدار متفاوت مي‌شوند. در دانشگاه - چون عاقل مي‌شوند - كم‌كم دست مي‌كشند.

بچه‌ها دنيايي هستند و اگر بخواهيم در مسائل تربيتي آنان ريز شويم بايد با دنيايي از مطالب مواجه شويم و اگر اين شناخت را داشتيم در مسائل تعليم و تربيت وي خيلي راحت‌تر مي‌توانيم برخورد كنيم .


 

11 – در مورد تجربه‌هاي خود از نيازهاي افراد 16 سال به بالا با توجه به رشد آنان در ابعاد مختلف شناختي (ذهني)، عاطفي، جسماني (حركتي)، فيزيولوژيكي، اخلاقي، اجتماعي و شخصيتي و جنسي صحبت بفرماييد.

اين سن در هر اجتماعي تقريباً سن قانوني يا نزديك به سن قانوني است. اين‌ها در خيلي از كارها مي‌توانند مشاركت داشته باشند. هم درك و فهم‌شان بالا است و هم از توان فيزيكي بالايي برخوردارند و دوست دارند مطرح شوند و درست از توان‌شان بهره‌برداري شود و اگر چيزي به‌دردشان مي‌خورد ما به آنان ياد بدهيم و سطح تفكرشان را پايين نبريم بلكه بالا ببريم.

در برنامه‌ريزي‌ها، فعاليت‌ها و كارهاي اجتماعي آنان را دخيل كنيم و از نظرات‌شان استفاده كنيم نه اين‌كه فقط براي شنيدن بلكه براي اجرا هم گاهي ... حتي براي آزمايش براي اين كه متوجه بشود ايده‌اش خوب بوده است يا نه با نظرات او عمل شود. اين افراد مي‌توانند بسيار مفيد هم باشند چون از بچه‌هاي كوچك‌تر قابل‌اعتمادتر هستند؛ قوه‌ي تشخيص دارند؛ مي‌فهمند و به‌خصوص در فعاليت‌هاي شهروندي و اجتماعي بايد خيلي آنان را دخالت داد. با ارگان‌ها و سازمان‌هاي مختلف آشنا كرد. بيمارستان‌ها، تيمارستان‌ها، مهدها، سالمندان، مسائلي كه در شهر مي‌توان انجام داد نظير: انتظامات، مدرسه يا بيرون از مدرسه يا جاهاي مختلف از اينان استفاده كرد.

حتي مي‌توان چند نفر از بچه‌هاي كوچك تر را در اختيار افراد در اين سن گذاشت تا آن‌چه آموخته است و سوابق و تجربيات خود را به آنان آموزش دهد يعني يك‌مقدار بار مربي را مي‌توانند سبك بكنند.


 

از اين‌که وقت خود را در اختيار «مؤسسه فرهنگي تسنيم نور» سازمان تبليغات اسلامي گذاشتيد و به سؤال‌هاي ما پاسخ فرموديد تشکر و قدرداني مي‌شود.

استدعا مي‌كنم.



 

.مقاله‌ي قبلي | .مقاله‌ي بعدي
 
1391/4/24 لينک مستقيم

نظر شما پس از تاييد در سايت قرار داده خواهد شد
نام :
پست الکترونيکي :
صفحه شخصي :
نظر:
تایید انصراف
اردو و اردوگاه
 آخرین عکس‌های اردوگاه‌ها کوچک کردن
 آخرین مطالب اوقات فراغت کوچک کردن
داستان پدرم (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 40)
اِی‌اِن‌جی (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 39)
آسمان آریانه (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 38)
نقشی از جان (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 37)
دوست صمیمی (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 36)
سلام شتر! - ارزش دوستی (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 35)
سمفونی میمون (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 34)
سپیده‌دم (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 33)
تغییر تخم‌مرغ (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 32)
َوَردست (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 31)
کودکان در باغ‌وحش (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 30)
اهرام مصر (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 29)
روح (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 27)
ارواح شعبده‌باز (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 26)
اونو بگیرید! (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 25)
مادر (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 24)
روش صحیح (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 23)
داستانی کوتاه‌ از یک روباه و یک موش (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 22)
ناممکن برای کبوتر (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 21)
بازی گِری یا پیرمرد بازنشسته‌ی شطرنج‌باز (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 20)
هدف (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 19)
آه پسر - زندگی پسر فقیر مالزیایی (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 18)
سردار شهید حاج احمد کاظمی - قسمت دوم (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 17)
سردار شهید حاج احمد کاظمی - قسمت اول (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 16)
شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس علی، مهدی و حمید باکری (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 15)
بره‌ای شجاع در جزیره - قسمت اول (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 14)
پروازی بلند (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 13)
اریگامی یا کاغذ و تا (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 12)
دنیا در یک دقیقه! (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 11)
تهدید آرام (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 10)
«ماریزا» الاغ لجوج (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 9)
آخرین گره (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 8)
فقدان روشنایی (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 7)
دکتر سعید کاظمی آشتیانی (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 6)
اروپا و ایتالیا (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 5)
ساعت زنگ‌دار (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 4)
لامپ! (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 3)
زمانی که بچه‌ها بدرفتاری می‌کنند (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 42)
تکلیف منزل - امروزه در برابر گذشته (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 41)
یافتن مدرسه‌ی مناسب برای تأمین نیازهای فرزندان‌مان (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 40)
نصایحی برای فرزندان و والدین در مورد آزمون‌ها (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 39)
تجربه در برابر موفقیت (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 38)
چگونه ارتباط‌های بین‌فردی به موفقیت می‌انجامد؟ (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 37)
آیا از نوجوانان‌مان سؤال بپرسیم که ... (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 36)
اهمیت عذرخواهی از نوجوانان (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 35)
آموزش عذرخواهی به نوجوانان با ذکر مثال (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 34)
خودتنظیمی به‌عنوان پیش‌بینی‌کننده‌ی موفقیت (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 33)
چگونه والدینی خودآگاه باشیم؟ (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 32)
ارتباط برقرار کردن با نوجوانان (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 31)
آموزش خودکنترلی به بچه‌ها (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 30)
اعتماد به فرزندان 8 الی 12 ساله‌ی‌مان برای تصمیم‌گیری صحیح (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌
نکته‌هایی برای ارتقای نوجوانان‌مان (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 28)
فواید درگیر بودن بچه‌ها با فعالیت‌های مثبت (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 27)
تصمیم‌گیری نوجوان در برابر تصمیم‌گیری بزرگسال (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 26)
تصمیم‌گیری مناسب برای نوجوانان (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 25)
نوجوانان و تصمیم‌‌گیری مناسب (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 24)
آموزش مسؤولیت‌پذیری به فرزندان‌مان (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 23)
آموزش مستقل بودن به فرزندان‌مان (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 22)
چگونگی ایفای نقش برای تصمیم‌گیری‌های بهتر (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 21)
رقابت سالم (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 20)
سخنی درباره‌ی رقابت (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 19)
کمک به فرزندان 9 الی 12 ساله در جهت رشد مهارت‌های تفکر انتقادی (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شم
چگونه یک مربی بزرگ باشیم؟ (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 17)
آموزش بخشندگی به فرزندان‌مان (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 16)
توسعه‌ی مهارت‌های تصمیم‌گیری (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 15)
آداب رفتاری خوب برای فرزندان (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 14)
رعایت آداب رفتاری احترام محسوب می‌شود (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 13)
نکته‌هایی برای آموزش آداب رفتاری (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 12)
آموزش همدلی (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 11)
اعمال ارزش‌های خانوادگی (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 10)
ایجاد ارزش‌های خانوادگی (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 9)
اِعمال تدریجی ارزش‌های خوب در فرزندان‌تان (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 7)
شش عادت افراد همدل (سخنرانی کوتاه درباره‌ی خانواده به‌شماره‌ی 6)
پنج پیام پدر و مادر مثبت بودن (اوقات فراغت خانواده شماره‌ی 5)
مدیریت دانش و عملکرد فرایند - دلالت‌های عملی - قسمت اول (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 53)
چطور در کارهایی که به آن‌ها اهمیت می‌دهیم بهتر شویم؟ (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 51)
چگونه درس‌های آموخته شده را در پایان یک پروژه جذب کنیم؟ (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 50)
چارلی چاپلین در عصر جدید (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 49)
مربی‌گری چیست؟ (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 48)
مدیریت دانش سازمانی - شناساندن و حذف نرم‌افزاری کارمندان (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 47)
نمودار مثلثی دانش فرایند و نرم‌افزارهای مدیریت دانش (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 46)
طوفان ذهنی؛ روشی صحیح، منصفانه، پسندیده و اخلاقی (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 45)
مقدمه‌ای بر یادگیری مؤثر درس‌ها (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 44)
سازمان‌های یادگیرنده - اهمیت مدیریت دانش (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 43)
مدیریت دانش برای تمام نسل‌ها (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 42)
مقدمه‌ای بر استقرار سیستم مدیریت دانش در سازمان‌ها (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 41)
سیستم مدیریت دانش - ایجاد تجربه‌ای بهتر برای مشتریان (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 40)
نمونه‌ای از کارکرد نرم‌افزارهای مدیریت دانش - افزایش کارایی در سازمان‌ها (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی
مدیریت دانش - افراد، فرایندها و فناوری‌ها (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 38)
ملاقات «باری» و «سامی» (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 37)
سیستم فکر کردن - پنگوئن‌ها و شیرماهی‌ها در یک کوه یخی (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 36)
آن‌چه می‌دانیم کشف کنیم! (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 35)
سهم‌گذاری توانمندی، سرمایه و ثروتی به‌نام دانش (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 34)
گاری - چهار نوع اعضای یک تیم (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 33)
برف و بهمن - مدیریت دانش و خطر (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 32)
بحث گروهی صحیح مطابق با مدل دینامیک گروهی «بروس تاکمن» (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 31)
گم کردن هدف - تعیین اهداف شخصی (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 30)
آیا می‌خواهیم بیش‌تر نواور باشیم؟! - خلاقیت در ایجاد صدای رعد و برق (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 29)
فرمانروایان مقدس - فرمانروایی حضرت داوود(علیه‌السلام) - خلاقیت در فتح اورشلیم (معرفی فیلم مدیریتی شم
فرانکی (اوقات فراغت کودک، نوجوان و جوان شماره‌ی 28)
چگونگی تأثیر تعهد شغلی بر کسب و کار (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 27)
یک گردش خوب - نورمن ویزدم - خلاقیت، احساس مسؤولیت و سماجت در پیگیری وظایف (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌
قهوه و استراتژی - مجموعه‌ای از راهکارها برای دستیابی ‌به مزیت رقابتی (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 25)
اعتقاد به خشنودی (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 24)
بازسازی روحیه‌ی تعهد در کارمندان (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 23)
مستر بین و خلاقیت در شناسایی سارق (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 22)
درس‌های مدیریتی از مسابقه‌ی لاک‌پشت و خرگوش (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 21)
سبک مدیریت و فرهنگ‌سازی حضرت یوسف(علیه‌السلام) ارشاد معنوی در سایه‌ی تدابیر مادی (معرفی فیلم مدیریتی
سبک مدیریت و فرهنگ‌سازی حضرت یوسف(علیه‌السلام) - تعامل صادقانه با مردم (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 1
سبک مدیریت و فرهنگ‌سازی حضرت سلیمان(علیه‌السلام) - صلابت در رهبری (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 18)
سبک مدیریت و فرهنگ‌سازیحضرت سلیمان(ع) - ایفای نقش آرام‌بخشی (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 17)
شش عادت افراد همدل (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 16)
فرهنگ‌سازی در مترو - پلکان یا پله‌ی برقی (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 15)
بسته‌بندی شکلات (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 14)
لحظه‌ی سرنوشت‌ساز راست‌گویی (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 13)
درست‌کاری چیست؟! (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 11)
از طریق نمودار سازمانی‌تان تأثیرگذاری بیش‌تری داشته باشید! (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 10)
یک طاووس در سرزمین پنگوئن‌ها - نواوری و شهامت (معرفی فیلم مدیریتی شماره‌ی 12)
 پيوندهای اردو و اردوگاه کوچک کردن
ارتباط با اردو و اردوگاه
فيلم، عكس و كتاب اردو و اردوگاه
پيوندها
عكس اردو و اردوگاه

بخش‌هاي اردويي

نشاني مؤسسه‌ي فرهنگي تسنيم نور

تهران، خيابان وليعصر(عج)، بالاتر از تقاطح جامي، روبه‌‌روي مدرسه‌ي راهنمايي دخترانه‌ي فلسطين، پلاك 1062
تلفن: 66401476 - 66402422، ايميل: info@tnci.ir، كدپستي: 1316863669

مؤسسه‌ي فرهنگي تسنيم نور

ورود